خبرگزاری راسک: دیدار اخیر حامد کرزی رئیس جمهور پیشین با سفیر جاپان را میتوان با نگاهی عمیقتر به نقش تاریخی و سیاسی او در شکلگیری وضعیت کنونی افغانستان بررسی کرد؛ نقشی که بسیاریها آن را نهتنها سهلانگارانه توصیف میکنند، بلکه به این باورند که آقدامها و تصمیمهای کرزی در دروان ریاستجمهوریاش، گامیهای عامدانه به هدف بازگرداندن طالبان به صحنه نظامی و سیاسی و بازتولید چرخهی بحران در افغانستان بوده است.
حامد کرزی که پس از رسیدن به قدرت تلاش میکرد در محافل بینالمللی از خود چهره نرم و بنیانگذار نظم پساطالبانی در افغانستان بروز دهد، اکنون در موضعی ظاهر شده است که عملاً به بقای نظم طالبانمحور تلاش میکند.
آقای کرزی در یادداشتی که روز دوشنبه، ۲۳سرطان، در صفحه اجتماعی فیسبوک خود منتشر کرده، از دیدار با تاکایوشی کورومیا، سفیر جاپان در کابل، خبر داده و افزوده است که در این دیدار بر «تفاهم ملی» بهعنوان راهی برای «صلح پایدار» و ثبات در افغانستان تأکید کرده است.
حامد کرزی در دوران زمامداریاش متهم به فساد سیستماتیک، سیاستهای قومی متناقض و تعاملات غیرشفاف با گروه طالبان بود و حالا به نظر میرسد در قامت یک «میانجی صلح» ظاهر شده و بهگونهای سخن میگوید که گویی از بیرون به بحران افغانستان نگاه میکند.
در واقع، کرزی در دوران ریاست جمهوریاش، با مماشات بیش از حد در برابر طالبان، باز گذاشتن دست برخی چهرههای مشکوک در ساختار دولت و نبود راهبرد مشخص در قبال بازماندگان این گروه افراطی، بهگونهای پیدا و پنهان فرصت را برای بازگشت طالبان هموار کرد. اکنون که این گروه به قدرت رسیدهاند، او بهجای ایستادن در جبههی ملت، تلاش میکند با استفاده از روابط دیپلماتیک و چهرهی نرم خود، طالبان را به جامعهی بینالمللی قابل پذیرش نشان دهد.
دیدار اخیر او با سفیر جاپان و تاکید مکرر بر «تفاهم ملی»، در حالی انجام میشود که طالبان کوچکترین نشانهای از تمایل به مشارکت واقعی اقوام و گروههای مختلف در قدرت از خود نشان ندادهاند. در حقیقت، واژههایی مانند «تفاهم ملی» و «افغانستان خانه مشترک همه اقوام» در زبان کرزی، ابزاری تبلیغاتی برای شستوشوی چهره طالبان در نزد افکار عمومی جهان و منطقه است.
از سوی دیگر، تأکید او بر نقش کشورهای خارجی و لابیگری مداوم با دیپلماتهای غربی و آسیایی، این تصور را تقویت میکند که کرزی همچنان سودای نقشآفرینی در ساختار آینده قدرت را دارد. اما این نقشآفرینی نه از مجرای خواست مردم، بلکه از دروازهی تعامل با طالبان و اعمال نفوذ بر آنها دنبال میشود؛ بهعبارت دیگر، او نه در پی برهمزدن وضعیت موجود، بلکه در تلاش برای تثبیت آن است؛ وضعیتی که خود در شکلگیریاش نقش کلیدی داشته است.
در مجموع، میتوان گفت که تلاشهای چهره چند پهلوی چون حامد کرزی نهتنها باری از دوش شهروان افغانستان که در حال حاضر به بلایا و مصیبتهای گوناگون گرفتار هستند، برنمیدارد، بلکه گره کور صلح را پیچیدهتر میکند؛ زیرا مشروعیت بخشیدن به طالبان تحت عنوان «گفتوگوی ملی»، بدون فشار واقعی برای تغییر ساختار قدرت و تضمین حقوق اساسی مردم، فقط به استمرار اقتدارگرایی منجر خواهد شد. به این ترتیب، کرزی نهتنها مسوول گذشتهی پرآشوب افغانستان است، بلکه در شکلدهی آیندهای مبهم و غیرمردمی نیز تلاش میکند سهم خود را محفوظ نگهدارد.
