خبرگزاری راسک: هشدار تازهی عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، مبنی بر اینکه پاسخ اسلامآباد در صورت آغاز درگیری تازه «فراتر از انتظار دشمنان، از جمله هند و طالبان» خواهد بود، بار دیگر تنش میان طالبان افغانستان و پاکستان را در مرکز توجه منطقه قرار داده است. او از طالبان خواسته تا مانع فعالیت گروههای مسلحی شوند که از خاک افغانستان علیه پاکستان دست به عملیات میزنند؛ گروههایی که در صدر آنها، تحریک طالبان پاکستانی قرار دارد؛ گروهی که بخشی از گروه طالبان به حساب میاید و ایدلوژی و آرمانهای این دو گروه یکی و جدایی آنها از یک دیگر به باور آگاهان به معنی نابودی هر دو و ایجاد یک گروه تندرو و اسلامگرای سومی و یا هم پیوستن نزدیک به کل جنگجویان شان به صفوف شاخه خراسان گروه داعش خواهد بود.
اما پرسش اساسی این است که آیا طالبان واقعاً توانایی یا ارادهی بیرون کردن اعضای تحریک طالبان پاکستانی از خاک افغانستان را دارند؟ شواهد تاریخی و سیاسی نشان میدهد که پاسخ به این پرسش منفی است و چنین اقدامی برای طالبان نهتنها دشوار، بلکه از نظر ایدئولوژیک و ساختاری تقریباً ناممکن است.
در دو دههی جنگ طالبان علیه دولت پیشین افغانستان و نیروهای خارجی در افغانستان، تحریک طالبان پاکستانی یکی از نزدیکترین متحدان طالبان افغانستان بود. هر دو گروه از یک ریشه فکری، مذهبی و آموزشی برخاستهاند؛ مکتب دیوبندی، شعار «جهاد جهانی» و آرمان تشکیل «امارت اسلامی بدون مرز» محور مشترک فعالیتهای آنها بوده است. در بسیاری از نبردهای جنوب و شرق افغانستان، جنگجویان تیتیپی در کنار طالبان افغانستان علیه نیروهای دولتی و بینالمللی جنگیدند.
با چنین پیشینهای، امروز گروه طالبان در موقعیتی دشوار قرار گرفتهاند. از یک سو، پاکستان که روزی حامی و پناهدهنده طالبان بود، اکنون از آنها میخواهد تا علیه همفکران و همرزمان پیشین خود اقدام نظامی کنند. از سوی دیگر، بدنه جنگجوی طالبان افغانستانی چنین درخواستی را خیانت به ارزشهای جهاد و برادری اسلامی تلقی میکند. شعار «جهاد در برابر حکومت پاکستان» در میان جنگجویان تیتیپی و بخشی از طالبان افغانستانی یک باور عقیدتی است و عبور از آن به معنای فروپاشی انسجام ایدئولوژیک طالبان خواهد بود.
به همین دلیل، تعهدات طالبان در گفتوگوهای دوحه با هیأت پاکستانی برای مهار یا اخراج اعضای تیتیپی، بیشتر جنبهی سیاسی و تاکتیکی دارد تا عملی و راهبردی. گروه طالبان در واقع در تنگنای دو فشار گرفتار شدهاند؛ فشار بیرونی پاکستان و فشار درونی جنگجویان خود. اگر طالبان بهطور واقعی بخواهند علیه تیتیپی اقدام کنند، با شورش داخلی و ازهمگسیختگی در صفوف خود روبهرو خواهند شد.
از منظر منطقهای نیز، شرایط پیچیدهتر از گذشته است. تحلیلگران امنیتی باور دارند که هند، رقیب دیرینهی پاکستان، روابط پشتپردهای با طالبان برقرار کرده و در برخی موارد از مسیرهای غیررسمی، کمکهای مالی و لجستیکی به شبکههایی ارائه میکند که با تحریک طالبان پاکستانی مرتبطاند. این مسئله، معادله را برای پاکستان حساستر کرده و باعث افزایش بیاعتمادی نسبت به نیت واقعی طالبان شده است.
با توجه به این واقعیتها، بسیاری از آگاهان منطقهای بر این باورند که توافق آتشبس و تفاهمات دوحه میان گروه طالبان و دولت پاکستان دوام نخواهد آورد. ساختار فکری طالبان اجازه نمیدهد آنها علیه برادران جهادی خود در تیتیپی اقدام کنند. از سوی دیگر، ارتش پاکستان که از افزایش حملات مرزی و کشتهشدن نیروهایش خشمگین است، احتمالاً در هفتهها و ماههای آینده حملات هوایی و زمینی خود بر مناطق مرزی افغانستان را از سر خواهد گرفت.
در نهایت، به نظر میرسد بحران میان طالبان و پاکستان نه تنها حلنشده باقی خواهد ماند، بلکه با توجه به درهمتنیدگی ایدئولوژیک و منافع متضاد دو طرف، در آیندهای نزدیک به یکی از چالشهای جدی امنیتی منطقه بدل خواهد شد.
