نویسنده: خرم عباس
خبرگزاری راسک: در حالی که کشورهای همسایه افغانستان بهمنظور بررسی پیامدهای ناامنی این کشور بر ثبات منطقهای، در چارچوب «فرمت تهران» گرد هم آمدند، حاکمان طالبان بار دیگر از حضور در یک روند چندجانبه امنیتی خودداری کردند؛ غیبتی که بیش از هر چیز، فقدان مسئولیتپذیری این گروه در قبال تعهدات منطقهای را برجسته میسازد.
به گزارش روزنامه «داون»، نشست تهران با مشارکت نمایندگان ویژه پاکستان، چین، روسیه، تاجیکستان، ازبیکستان و ترکمنستان برگزار شد و هدف آن، ایجاد هماهنگی برای مهار تهدیدهای امنیتی ناشی از افغانستان بود. با این حال، امتناع طالبان از حضور در این گفتوگو، نشانهای دیگر از رویکرد گزینشی و غیرشفاف آنان در تعاملات منطقهای تلقی میشود.
به نوشته خرم عباس، تحلیلگر امور جنوب آسیا، فرمت تهران تنها یکی از دستکم ۱۰ سازوکار چندجانبه است که از سال ۲۰۱۴ برای جلوگیری از تشدید بحران امنیتی افغانستان ایجاد شده است؛ از جمله فرمت مسکو، گروه تماس سازمان همکاری شانگهای، روند استانبول و «تروئیکای توسعهیافته». با این حال، طالبان همواره از پذیرش تعهدات الزامآور در این چارچوبها پرهیز کردهاند.
این رفتار، تصویری روشن از یک حاکمیت غیرمتعهد ارائه میدهد که ترجیح میدهد بهجای پاسخگویی جمعی، روابط دوجانبه و موردی را برای کسب مشروعیت سیاسی دنبال کند؛ بیآنکه در برابر پیامدهای امنیتی عملکرد خود مسئولیتی بپذیرد.
به نقل از خبرگزاری «داون»، پاکستان، بنا بر این تحلیل، خود را اصلیترین ذینفع و در عین حال قربانی بیثباتی افغانستان میداند. مرز طولانی و نفوذپذیر، میزبانی چند دههای از میلیونها پناهجوی افغانستانی و افزایش حملات تروریستی از خاک افغانستان، اسلامآباد را ناگزیر کرده است که حضور فعالی در همه ابتکارهای منطقهای داشته باشد.
در نشست تهران نیز، پاکستان بهصراحت از حضور گروههایی چون تحریک طالبان پاکستان (تیتیپی) و ارتش آزادیبخش بلوچستان (BLA) در خاک افغانستان سخن گفت؛ گروههایی که تحت حاکمیت طالبان، نهتنها مهار نشدهاند، بلکه به تهدیدی پایدار برای امنیت منطقه تبدیل شدهاند.
نویسنده یادآور میشود که طالبان، با وجود نقض گسترده حقوق بشر، سرکوب سیستماتیک زنان و تداوم ممنوعیت آموزش دختران، موفق شدهاند در ۳۹ پایتخت جهان حضور دیپلماتیک برقرار کنند. این وضعیت، نتیجه نوعی «عادیسازی زودهنگام» است که بدون الزام طالبان به قطع ارتباط با شبکههای تروریستی صورت گرفته است.
از نگاه اسلامآباد، این رویکرد نهتنها رفتار طالبان را اصلاح نکرده، بلکه آنان را در حمایت از همپیمانان ایدئولوژیکشان جسورتر ساخته است؛ امری که ناکارآمدی تعامل نرم و بدون شرط با طالبان را آشکار میکند.
فرمت تهران، همانند دیگر سازوکارهای مشابه، نتوانست به بیانیه مشترک یا برنامه عملی هماهنگ دست یابد. علت، اختلاف دیدگاه کشورهای منطقه است: برخی به تعامل محدود و عملگرایانه با طالبان باور دارند، در حالی که دیگران هشدار میدهند عادیسازی بدون پایبندی طالبان به تعهدات امنیتی، به معنای اعطای مشروعیت رایگان به یک حاکمیت غیرپاسخگو است.
به نقل از این خبرگزاری «داون»، طالبان با بهرهگیری از همین شکافها، از پذیرش تعهدات چندجانبه طفره میروند و در عوض، تعاملات دوجانبهای را دنبال میکنند که هیچ سازوکار نظارتی مؤثری بر آن حاکم نیست.
به باور نویسنده، پاکستان همچنان تلاش خواهد کرد از طریق تقویت فرمت تهران و احیای گروه تماس سازمان همکاری شانگهای، گفتمان منطقهای درباره تهدیدهای برخاسته از افغانستان را زنده نگه دارد. با این حال، واقعیت آن است که تا زمانی که طالبان از پاسخگویی جمعی میگریزند و به تعهدات ضدتروریسم پایبند نمیمانند، هیچ چارچوب منطقهای به نتیجه ملموس نخواهد رسید.
این یادداشت تحلیلی تأکید میکند که دستیابی به ثبات پایدار در افغانستان و منطقه، نه با نادیدهگرفتن عملکرد طالبان، بلکه با فشار هماهنگ، مشروط و مبتنی بر مسئولیتپذیری امکانپذیر است؛ مسیری دشوار، اما ضروری.
پارادوکس افغانستان و بنبست منطقهای؛ چرا طالبان مانع اجماع امنیتی همسایگان شدهاند؟


