خبرگزاری راسک: پس از کشتهشدن دو مرزبان تاجیکستان در پی نفوذ شبهنظامیان از خاک افغانستان، وزیران خارجه طالبان و تاجیکستان تلفنی گفتوگو کردند؛ گفتوگویی که در آن امیرخان متقی، وزیر خارجه طالبان، بهجای ارائه توضیح روشن درباره منشأ ناامنی، از «حلقات مغرض» سخن گفت اصطلاحی کلی و مبهم که طالبان طی سالهای اخیر بارها برای شانه خالیکردن از مسئولیت امنیتی و پاسخگویی دیپلماتیک به کار بردهاند.
متقی اعلام کرد که «تحقیقات با جدیت آغاز شده» و طالبان برای جلوگیری از تکرار چنین حوادثی همکاری خواهند کرد؛ وعدههایی تکراری که در تضاد با گزارشهای رسمی همسایگان افغانستان قرار دارد. تاجیکستان پیشتر خواستار عذرخواهی طالبان شده و نهادهای امنیتی این کشور تأکید کردهاند تکرار نفوذهای مسلحانه طی یک ماه گذشته، نشاندهنده ناتوانی ساختاری طالبان در کنترل مرزها و عمل به تعهدات بینالمللی است.
حکومت تاجیکستان روز پنجشنبه چهارم جدی اعلام کرد که سه عضو یک «سازمان تروریستی» با عبور از مرز افغانستان وارد شهرستان شمسالدین شاهین شدهاند؛ درگیری بعدی به کشتهشدن سه شبهنظامی و دو نیروی امنیتی تاجیک انجامید. این روایت رسمی، مستقیماً ادعای طالبان مبنی بر «امنیت سراسری» را زیر سؤال میبرد و نشان میدهد شکاف میان گفتار و واقعیت میدانی، به بحران اعتماد منطقهای دامن زده است.
کمیته امنیت ملی تاجیکستان با صراحت از «بیمسئولیتی مکرر» طالبان سخن گفت و تأکید کرد که وعدههای این گروه برای مهار گروههای تروریستی و تثبیت مرزهای مشترک، در عمل اجرا نشده است نقدی که با ارزیابیهای نهادهای بینالمللی نیز همخوانی دارد.
امیرخان متقی روز شنبه در مراسم سالگرد تهاجم شوروی در کابل گفت که درباره حادثه تاجیکستان «با جدیت» تحقیق میشود و از گفتوگوی خود با سراجالدین مهرالدین، وزیر خارجه تاجیکستان، خبر داد. با این حال، او بار دیگر بدون نامبردن از هیچ کشور یا گروهی هشدار داد «برخی حلقات مغرض» در پی برهمزدن روابط دو همسایهاند فرافکنیای که نه تنها ابهامها را رفع نمیکند، بلکه پرسشهای تازهای درباره شفافیت، مسئولیتپذیری و اراده واقعی طالبان میافزاید.
در حالیکه برخی فعالان رسانهای نزدیک به طالبان، انگشت اتهام را به سوی پاکستان گرفتهاند، نبود شواهد علنی و پاسخ رسمی، نشان میدهد این ادعاها بیش از آنکه مبتنی بر داده باشد، ابزار مدیریت افکار عمومی است.
وزیر خارجه طالبان تأکید کرد که «همانند سایر مناطق کشور، در بدخشان نیز امنیت برقرار است» و طالبان اجازه استفاده از خاک افغانستان علیه همسایگان را نمیدهند. این ادعا با گزارشهای مکرر از شکنندگی امنیتی بدخشان، حضور گروههای مسلح و پیامدهای سیاستهای سختگیرانه از جمله سرکوب کشت کوکنار و نارضایتی محلی در تعارض آشکار است؛ تعارضی که اعتبار گفتار رسمی طالبان را تضعیف میکند.
وزارت خارجه طالبان انفجار مسجد «امام علی بن ابی طالب» در حمص سوریه را «دردناک» خواند و همدردی کرد؛ اما از بهکارگیری واژه مذهبی «شهید» برای قربانیان شیعه خودداری نمود. این دوگانگی زبانی که پیشتر نیز در رسانه دولتی طالبان دیده شده از نگاه کاربران شبکههای اجتماعی بازتاب مواضع ایدئولوژیک گزینشی طالبان است؛ جاییکه همدردی سیاسی جای برابری مذهبی را میگیرد.
بر اساس گزارشها، مسئولیت این حمله را گروه «انصار السنه» بر عهده گرفته است؛ با این حال، نحوه واکنش طالبان بار دیگر بحث استانداردهای دوگانه این گروه در مواجهه با خشونت مذهبی را زنده کرد.
پس از بازگشت طالبان به قدرت، شیعیان افغانستان بهویژه اسماعیلیان با تبعیض سیستماتیک روبهرو بودهاند: حذف فقه جعفری از دستگاه قضایی، نبود نمایندگی در کابینه، جمعآوری متون آموزشی و فشارهای سازمانیافته برای تحمیل فقه حنفی. گزارشهای نهاد «رواداری» و کمیسیون آزادیهای مذهبی ایالات متحده، این روند را نقض مداوم آزادیهای مذهبی توصیف کرده و خواستار پاسخگویی و تحریم مقامات مسئول شدهاند.
مجموع این تحولات از ناامنی مرزی و مطالبه عذرخواهی همسایگان تا محکومیتهای گزینشی و تبعیض مذهبی نشان میدهد طالبان بهجای پذیرش مسئولیت و اصلاح سیاستها، همچنان به ادبیات مبهم، فرافکنی و وعدههای تکراری تکیه دارند. نتیجه، فرسایش اعتماد منطقهای و تعمیق شکاف میان گفتار رسمی و واقعیتهای میدانی است؛ شکافی که با هر حادثه مرزی، پرهزینهتر میشود.


