خبرگزاری راسک: زلمی خلیلزاد، فرستاده ویژه پیشین ایالات متحده برای افغانستان، بار دیگر وارد کابل شده است؛ سفری که چهارمین حضور او در پایتخت افغانستان پس از بازگشت طالبان به قدرت بهشمار میرود. این سفر در حالی انجام میشود که طالبان همچنان فاقد مشروعیت بینالمللیاند و کارنامه سهسالهشان با سرکوب، نقض گسترده حقوق بشر و فروپاشی ساختارهای حکمرانی گره خورده است؛ واقعیتی که هرگونه تعامل غیرشفاف با این گروه را در معرض انتقادهای جدی قرار میدهد.
وزارت خارجه طالبان اعلام کرده است که خلیلزاد در دیدار با امیرخان متقی درباره «راهها، فرصتها و چالشهای گسترش روابط دوجانبه میان افغانستان و ایالات متحده» گفتوگو کرده است. این در حالی است که طالبان، بدون برخورداری از پشتوانه مردمی و سازوکارهای قانونی، تلاش دارند از چنین دیدارهایی بهعنوان ابزار مشروعیتسازی سیاسی استفاده کنند؛ رویکردی که پیشتر نیز بارها از سوی جامعه جهانی بهدلیل نادیدهگرفتن اراده مردم افغانستان مورد انتقاد قرار گرفته است.
در بیانیه طالبان، متقی مدعی شده است که پس از خروج نیروهای خارجی و «پایان جنگ»، روابط با ایالات متحده وارد مرحله تازهای شده است. این ادعا در شرایطی مطرح میشود که افغانستان زیر حاکمیت طالبان همچنان با بحرانهای عمیق امنیتی، اقتصادی و انسانی دستوپنجه نرم میکند و گزارشهای سازمان ملل از تداوم خشونت، سرکوب زنان و حذف سیستماتیک مخالفان حکایت دارد. طرح چنین روایتهایی بیش از آنکه بازتاب واقعیت میدانی باشد، تلاشی آشکار برای بازنویسی وضعیت موجود به سود طالبان تلقی میشود.
طالبان همچنین از وجود «فرصتهایی» برای توسعه روابط با امریکا سخن گفتهاند؛ در حالی که سیاستهای انحصارگرایانه، قطع آموزش دختران، محدودسازی رسانهها و سرکوب جامعه مدنی، عملاً هرگونه زمینه اعتمادسازی را از میان برده است. در این میان، نقش خلیلزاد بهعنوان چهرهای که در روندهای پیشین افغانستان نقشی بحثبرانگیز داشته، بار دیگر پرسشهای جدی درباره اهداف و پیامدهای چنین تماسهایی را برجسته کرده است.
بر بنیاد بیانیه طالبان، خلیلزاد «امنیت موجود» و «پیشرفتها در بازسازی» را قابل ستایش دانسته است؛ اظهاراتی که با واقعیتهای میدانی و گزارشهای نهادهای مستقل همخوانی ندارد. سازمانهای بینالمللی بارها هشدار دادهاند که امنیت ادعایی طالبان عمدتاً بر پایه سرکوب، ارعاب و خاموشسازی صدای منتقدان بنا شده و بازسازی نیز بهدلیل انزوای سیاسی و سوءمدیریت، عملاً متوقف یا بسیار محدود است. چنین اظهاراتی، ناخواسته یا آگاهانه، به تطهیر یک رژیم غیرپاسخگو کمک میکند.
در بیانیه آمده است که خلیلزاد بر تداوم گفتوگوها و دیدارهای دوجانبه تأکید کرده است؛ اما او تاکنون شخصاً درباره این سفر و محتوای دیدارها توضیحی ارائه نکرده است. این سکوت، در کنار سابقه نقش او در توافق دوحه، انتقادهایی را دامن زده است مبنی بر اینکه تعاملات پشتپرده، بدون شفافیت و بدون درنظرگرفتن منافع مردم افغانستان، بار دیگر در حال تکرار است.
سفرهای پیشین خلیلزاد عمدتاً بر رهایی شهروندان امریکایی از زندان طالبان متمرکز بوده است؛ اولویتی که نشان میدهد حقوق و مطالبات میلیونها شهروند افغانستان، از جمله زندانیان سیاسی، زنان محروم از آموزش و قربانیان سرکوب، در حاشیه این تعاملات قرار گرفتهاند. این رویکرد، تصویر روشنی از شکاف میان منافع قدرتهای خارجی و واقعیت رنج مردم افغانستان ارائه میدهد.
این تحرکات دیپلماتیک در حالی صورت میگیرد که سیاست ایالات متحده در قبال افغانستانِ تحت حاکمیت طالبان، بهویژه پس از تغییرات اخیر در واشنگتن، با ابهام و تناقض همراه بوده است. نماینده امریکا در شورای امنیت سازمان ملل در نشست ۱۰ دسمبر صراحتاً طالبان را مسئول رنج مردم افغانستان دانست و تأکید کرد که این گروه شریک قابل اعتماد برای گفتوگو نیست و روند کمکهای بشردوستانه جهانی را مختل میکند.
به گفته این مقام امریکایی، اولویت واشنگتن همچنان حفاظت از شهروندانش و امنیت ایالات متحده است؛ موضعی که نشان میدهد ادعاهای طالبان درباره «مرحله تازه روابط» بیش از آنکه بازتاب تغییر واقعی سیاستها باشد، تلاشی تبلیغاتی برای پوشاندن انزوای سیاسی و شکست در حکمرانی است.
خلیلزاد دوباره در کابل؛ پشت پرده این سفر چیست؟


