نویسنده: سودابه صدری
مقدمه
خبرگزاری راسک: فرانسیس فوکویاما، فیلسوف سیاسی برجسته، اعتماد را «انتظاری میداند که در یک جامعه از رفتار عادی، صادقانه و مبتنی بر همکاری اعضا شکل میگیرد». این مفهوم نه تنها در روابط میانفردی، که در پیوند میان شهروندان و نهادهای حاکمیتی نیز تعیینکننده است.
پیمایشهای بینالمللی نشان میدهد جوامع با سطوح بالای اعتماد، تابآوری بیشتری در برابر بحرانها دارند. کشورهای اسکاندیناوی که بالاترین سطح اعتماد اجتماعی را دارند، در مواجهه با شوکهای اقتصادی و سیاسی، سریعتر به تعادل بازمیگردند.
امروز ایران در شرایطی به سر میبرد که این سرمایه حیاتی بر اثر فشارهای جنگ و بحرانهای پیدرپی، به شدت آسیب دیده است. بازسازی اعتماد، نه یک انتخاب که یک ضرورت راهبردی برای بقای ملی است.
چیستی اعتماد و اهمیت آن
نیکلاس لومان، جامعهشناس آلمانی، اعتماد را «مکانیسمی برای کاهش پیچیدگی» مینامد. اعتماد در سه سطح قابل بررسی است:
▫️ اعتماد میانفردی: رابطه افراد با یکدیگر
▫️ اعتماد نهادی: باور مردم به نهادهای حاکمیتی
▫️ اعتماد اجتماعی: باور به همبستگی جامعه
تحقیقات عصبشناسی نشان میدهد در شرایط استرس مزمن، کورتکس پیشپیشانی مغز (مرکز تصمیمگیری منطقی) تضعیف شده و آمیگدال (مرکز ترس) بیشفعال میشود. این تغییر زیستشناختی، بدبینی فراگیر را تشدید میکند.
نشانههای بحران اعتماد در ایران
پژوهشهای میدانی نشانههای هشداردهندهای را ثبت کردهاند:
▫️کاهش مشارکت اجتماعی: شاخصهایی مانند مشارکت در انتخابات و عضویت در تشکلهای مدنی روندی نزولی دارند.
▫️گسست نسلی: نسلهای جوان که بحرانهای پیدرپی را تجربه کردهاند، بدبینتر از نسلهای پیشین هستند.
▫️افزایش شایعه: در فضای بیاعتمادی، شایعات سریعتر از واقعیتها منتشر میشوند.
▫️دوپارگی اجتماعی: شکافهای قومی و طبقاتی در شرایط بحران عمیقتر میشوند.
مبانی نظری بازسازی اعتماد
پژوهشگران مطالعات صلح، مدل پنجبعدی زیر را برای بازسازی اعتماد ارائه دادهاند:
۱. بازانسانسازی: فرآیندی که طی آن گروههای مختلف یاد میگیرند دوباره یکدیگر را به عنوان انسان ببینند، نه به عنوان دشمن یا تهدید.
۲. حقیقتیابی: روشن شدن آنچه رخ داده، پیششرط بازسازی اعتماد است. بدون پذیرش واقعیتها، آشتی ممکن نیست.
۳. عدالت و پاسخگویی: محاکمه عاملان جنایات و غرامت به قربانیان، مسیر اعتماد را هموار میکند.
۴. التیام تروما: جوامع بحرانزده نیازمند مداخلات روانشناختی جمعی برای درمان زخمهای روحی هستند.
۵. مشارکت: ایجاد ساختارهایی که گروههای مختلف را در تصمیمگیری سهیم کند.
تجارب جهانی در بازسازی اعتماد
🔸رواندا؛ الگویی از عدالت ترمیمی
رواندا در سال ۱۹۹۴ صحنه یکی از وحشیانهترین نسلکشیهای تاریخ بود. در مدت ۱۰۰ روز، حدود ۸۰۰ هزار نفر از اقلیت توتسی توسط اکثریت هوتو کشته شدند. پس از پایان نسلکشی، نظام قضایی رواندا با چالش عظیمی مواجه بود: بیش از ۱۲۰ هزار نفر متهم به مشارکت در جنایات بودند و زندانها ظرفیت رسیدگی به این تعداد را نداشتند.
راهحل ابتکاری رواندا، احیای سنت قضایی کهن به نام «گاچاچا» (Gacaca) بود. گاچاچا به معنای «نشستن بر روی علفها» است و اشاره به گردهماییهای سنتی روستایی دارد که در آنها بزرگان محل به حل اختلافات میپرداختند.
دادگاههای گاچاچا ویژگیهای منحصربهفردی داشتند:
▫️ در فضای باز و در حضور جمعیت محلی برگزار میشدند
▫️ قربانیان و عاملان جنایات رو در روی یکدیگر قرار میگرفتند
▫️ هدف اصلی مجازات نبود، بلکه اعتراف، پشیمانی و آشتی بود
▫️ متهمانی که به جنایات خود اعتراف میکردند و طلب بخشش مینمودند، با تخفیف مجازات مواجه میشدند
این فرآیند که از ۲۰۰۲ تا ۲۰۱۲ ادامه یافت، نزدیک به دو میلیون پرونده را بررسی کرد. اگرچه گاچاچا بدون نقص نبود، اما به رواندا کمک کرد تا از گرداب انتقامگیری خونین عبور کند و پایههای آشتی ملی را بنا نهد. امروز رواندا یکی از موفقترین نمونههای بازسازی اجتماعی پس از مناقشه در جهان محسوب میشود.
🔸آفریقای جنوبی؛ عفو در برابر حقیقت
پس از سقوط آپارتاید در سال ۱۹۹۴، آفریقای جنوبی با این پرسش مواجه بود: با عاملان جنایات دوران آپارتاید چه کند؟ محاکمه همه آنها میتوانست به جنگ داخلی منجر شود، و چشمپوشی مطلق نیز بیعدالتی را تداوم میبخشید.
کمیسیون حقیقت و آشتی به ریاست اسقف اعظم دزموند توتو، مدل «عفو در برابر حقیقت» را طراحی کرد. در این مدل، اگر عاملان جنایات در جلسات عمومی به طور کامل به اعمال خود اعتراف میکردند و ثابت میکردند که انگیزه سیاسی داشتهاند، میتوانستند مشمول عفو شوند.
