خبرگزاری راسک: در حالی که نگاه افکار عمومی جهانی عمدتاً بر جنگ و تنشهای فزاینده در ایران متمرکز شده است، در مرزهای شرقی این کشور درگیری مهم دیگری در حال شکلگیری است که توجه بسیار کمتری را به خود جلب کرده است. بر اساس گزارشی تحلیلی که در وبسایت «اینترپریتر»، وابسته به مؤسسه لُوی استرالیا منتشر شده، از ۲۷ فبروری ۲۰۲۶ به این سو طالبان و پاکستان عملاً وارد یک وضعیت جنگی شدهاند؛ جنگی که با وجود پیامدهای بالقوه گسترده برای امنیت منطقه، هنوز در حاشیه توجه رسانههای بینالمللی قرار دارد.
گزارش «اینترپریتر» تأکید میکند که حتی اگر این جنگ همچنان در سایه بحرانهای بزرگتر جهانی ادامه یابد، پیامدهای آن میتواند برای سالها بر معادلات قدرت در آسیای جنوبی و مرکزی اثر بگذارد. تشدید رقابت ژئوپولیتیک میان چین و هند نیز به این بحران ابعاد تازهای بخشیده است؛ بهگونهای که درگیریهای مرزی میان دو همسایه، اکنون به بخشی از رقابت قدرتهای بزرگ منطقهای تبدیل شده است.
روابط میان پاکستان و طالبان از زمان بازگشت طالبان به قدرت در کابل در سال ۲۰۲۱ همواره پرتنش بوده است. بسیاری از تحلیلگران معتقدند حاکمیت طالبان نهتنها نتوانسته ساختارهای امنیتی باثباتی ایجاد کند، بلکه با اتخاذ رویکردهای ایدئولوژیک و غیرشفاف، زمینه تشدید بیاعتمادی میان طالبان و اسلامآباد را نیز فراهم کرده است.
به نوشته این گزارش، جرقه اصلی جنگ کنونی از ادعای پاکستان مبنی بر پناه دادن طالبان به گروه «تحریک طالبان پاکستان» (تیتیپی) زده شد؛ گروهی که اسلامآباد آن را یک سازمان تروریستی میداند. این گروه در سالهای گذشته مسئول حملات مرگبار متعددی در پاکستان بوده است، از جمله حمله سال ۲۰۱۴ به مدرسهای در پیشاور که حدود ۱۴۴ نفر، عمدتاً کودکان، جان خود را از دست دادند.
بر اساس تحلیل «اینترپریتر»، گروه طالبان در کابل ظاهراً تمایلی به تحویل رهبران یا اعضای این گروه به پاکستان ندارد. ناظران معتقدند چنین موضعی بیش از هر چیز ناشی از نگرانی رهبران طالبان از بروز شکاف داخلی و واکنش جناحهای تندرو در میان صفوف این گروه است؛ مسئلهای که بار دیگر ضعف ساختاری و بحران مشروعیت در حاکمیت طالبان را برجسته میکند.
در پسزمینه این جنگ، رقابت دو قدرت بزرگ آسیایی یعنی هند و چین نیز بهوضوح دیده میشود. تحلیلگران بر این باورند که افغانستان در حال تبدیل شدن به عرصهای تازه برای رقابت استراتژیک میان این دو کشور است.
پاکستان بهشدت نگران است که طالبان به تدریج به یک شریک یا متحد غیررسمی هند تبدیل شود. هرچند روابط طالبان و دهلینو سابقهای طولانی دارد، اما بهبود نسبی روابط دو طرف پس از بازگشت طالبان به قدرت، از نگاه اسلامآباد تهدیدی برای امنیت ملی پاکستان تلقی میشود.
در دوران حضور نیروهای آمریکایی در افغانستان، پاکستان نفوذ قابل توجهی در سیاست داخلی این کشور داشت و سازمان اطلاعات نظامی این کشور «آیاسآی» نقش فعالی در مدیریت روابط با گروههای مختلف افغانستانی ایفا میکرد. اکنون برخی مقامات پاکستانی بیم آن دارند که هند از آشفتگی موجود برای گسترش نفوذ خود در مرزهای شمالی پاکستان استفاده کند.
برای دهلینو، گسترش روابط با طالبان میتواند دو مزیت مهم داشته باشد: نخست، افزایش فشار ژئوپولیتیک بر پاکستان؛ و دوم، کاهش احتمال نفوذ گروههای تندرو اسلامگرا از افغانستان به منطقه کشمیر. این منطقه کوهستانی در هیمالیا سالهاست محل مناقشه میان هند و پاکستان است.
تحلیلگران یادآوری میکنند که بسیاری از جنگجویان افغانستانی که در دهه ۱۹۸۰ در جنگ افغانستان شرکت کرده بودند، در دهه ۱۹۹۰ به درگیریهای کشمیر وارد شدند و تهدیدهای امنیتی قابل توجهی برای هند ایجاد کردند. از این منظر، دهلینو ممکن است از تضعیف شبکههای افراطگرا در افغانستان استقبال کند.
در کنار این تحولات، چین نیز نقش فزایندهای در معادلات منطقهای ایفا میکند. رقابت استراتژیک پکن و دهلینو سابقهای طولانی دارد که مهمترین نمود آن جنگ مرزی سال ۱۹۶۲ و دههها اختلاف ارضی حلنشده در مرزهای هیمالیا بوده است.
این رقابت زمانی وارد مرحله تازهای شد که چین به تدریج جای ایالات متحده را به عنوان مهمترین شریک نظامی پاکستان گرفت. اسلامآباد که پیشتر به تجهیزات نظامی آمریکایی متکی بود، در سالهای اخیر بخش عمدهای از خریدهای تسلیحاتی خود را به سمت چین سوق داده است.
امروز چین به اصلیترین تأمینکننده تجهیزات نظامی پاکستان، شریک مهم اطلاعاتی در منطقه و متحد نزدیک دیپلماتیک اسلامآباد تبدیل شده است.
این همکاری در ماه می ۲۰۲۵ و در جریان عملیاتی موسوم به «عملیات سیندور» به آزمون گذاشته شد. در آن زمان، هند در واکنش به حملات تروریستی در خاک خود یک عملیات نظامی محدود در داخل خاک پاکستان انجام داد؛ اقدامی که شباهتهایی با عملیاتهای کنونی پاکستان در افغانستان دارد.
بر اساس گزارشها، زیرساختهای پدافند هوایی، اطلاعاتی و تسلیحاتی چین از جمله جنگندههای «چنگدو جی-۱۰سی» موسوم به «اژدهای نیرومند» به پاکستان برتری قابل توجهی در آن درگیری محدود بخشیدند. تحلیلگران معتقدند این همکاری نهتنها کارایی تجهیزات نظامی چین را نشان داد، بلکه ممکن است ماهیت درگیریهای آینده میان هند و پاکستان را نیز تغییر داده باشد.
از دید بسیاری از کارشناسان، جنگ کنونی میان طالبان و پاکستان نخستین نشانه از نظم امنیتی جدید در آسیای جنوبی و مرکزی است. در واقع، این نخستین رویارویی پایدار میان کشوری است که ممکن است به شریک راهبردی هند تبدیل شود یعنی افغانستان و کشوری که در عمل به نوک غربی قدرت نظامی چین تبدیل شده است یعنی پاکستان.
در چنین شرایطی، بسیاری از ناظران هشدار میدهند که اگرچه این جنگ فعلاً در سایه بحرانهای بزرگتر جهانی قرار گرفته، اما ادامه آن میتواند معادلات ژئوپولیتیک منطقه را برای سالهای آینده دگرگون کند؛ بهویژه در شرایطی که حاکمیت طالبان در افغانستان همچنان با چالشهای عمیق مشروعیت، امنیت داخلی و روابط پرتنش با همسایگان خود مواجه است.
