از خلیج فارس تا اقیانوس هند؛ روایت جهش موشکی ایران و فروپاشی باورهای استراتژیک
نویسنده: احسان آبگون
مقدمه؛ روزی که قواعد بازی برای همیشه تغییر کرد
بیست و یکمین روز جنگ، موشکهای ایران معادلات جهانی را در هم پیچیدند. برای نخستین بار در تاریخ، یک پایگاه نظامی فوقاستراتژیک آمریکا و بریتانیا در قلب اقیانوس هند، در فاصله ۴۰۰۰ کیلومتری ایران، در تیررس موشکهای بالستیک قرار گرفت. دیگو گارسیا، آن جزیرهای که تا دیروز پناهگاهی امن برای بزرگترین بمبافکنهای آمریکا بود، ناگهان به خط مقدم جنگ تبدیل شد.
دیگو گارسیا فقط یک هدف نظامی نبود؛ پیامی بود که برای همیشه تصور «امنیت فراتر از برد» را باطل کرد. شعاع بازدارندگی ایران از مرزهای منطقه فراتر رفت و پایتختهای بزرگ اروپا را در محدودهای تازه نشاند. والاستریت ژورنال تأکید کرد که این نخستین استفاده عملیاتی ایران از موشکهای بالستیک میانبرد (IRBM) برای هدف قرار دادن تأسیساتی خارج از خاورمیانه است.
بخش اول: جهش راهبردی که محاسبات را بر هم زد
از ۲۰۰۰ تا ۴۰۰۰ کیلومتر؛ دیواری که فرو ریخت
سالها تحلیلگران غربی با اطمینان از «دیوار ۲۰۰۰ کیلومتری» سخن میگفتند؛ مرزی که تصور میشد ایران از آن عبور نخواهد کرد. شلیک به دیگو گارسیا این دیوار را یکباره فرو ریخت.
بر اساس گزارشهای تأییدشده، ایران دو فروند موشک بالستیک میانبرد به سوی دیگو گارسیا شلیک کرد. یکی از موشکها در میانه راه از کار افتاد و ناو آمریکایی با شلیک موشک استاندارد ۳ به سوی دیگری تلاش کرد آن را رهگیری کند؛ اما مقامات آمریکایی نتوانستند تأیید کنند که رهگیری موفق بوده است. وزارت دفاع بریتانیا نیز در بیانیهای این حملات را «اقدامات بیپروایانه» ایران توصیف کرد.
تحلیلگران مؤسسه دفاع از دموکراسیها (FDD) میگویند نمایش توانایی در رسیدن به این پایگاه استراتژیک، «ارسال پیامی روشن به واشنگتن بود که ایران میتواند به اهداف دورتر از منطقه دست یابد و تواناییهای موشکی آن فراتر از برآوردهای پیشین است».
پیوند به بخش بعدی: اما این جهش موشکی تنها در سطح نظامی خلاصه نشد؛ پیامدهای اقتصادی آن نیز به سرعت در بازارهای جهانی نمایان شد.
پاریس در محدوده، لندن در آستانه
برد ۴۰۰۰ کیلومتر بازی را عوض میکند. بر اساس تحلیل مؤسسه دفاع از اوکراین، با دستیابی به این برد، ایران میتواند تقریباً تمام کشورهای اروپایی به جز پرتغال را هدف قرار دهد. بخش اعظم بریتانیا، اسپانیا و بخشهایی از فرانسه نیز در محدوده خطر قرار میگیرند.
نواف بن مبارک آل ثانی، سخنگوی سابق وزارت دفاع قطر، در تحلیل این رویداد گفت: «اگر گزارش حمله به دیگو گارسیا درست باشد، یکی از مفروضات اصلی درباره برنامه موشکی ایران فرو میریزد. رسیدن یک موشک بالستیک به دیگو گارسیا یعنی برد در محدوده ۴۰۰۰ کیلومتر. این یعنی موشک از کلاس برد متوسط وارد کلاس برد متوسط تا بلند شده است؛ جهشی راهبردی.»
تحلیل راهبردی: جهش از ۲۰۰۰ به ۴۰۰۰ کیلومتر، یک تغییر کمّی ساده نیست. این جهش کیفی است که ماهیت بازدارندگی ایران را از یک قدرت منطقهای به سطحی فراتر ارتقا میدهد. فاصله تا پایتختهای اروپایی در محاسبات جدید، معنای تازهای یافته است.
بخش دوم: اکونومیست و طعنه به ادعای نابودی
۱۰۰٪ نابودی یا صفر درصدی که جهان را تکان داد؟
دونالد ترامپ در روزهای نخست جنگ با قاطعیت اعلام کرد: «ما ۱۰۰٪ توان نظامی ایران را نابود کردهایم». اما مجله اکونومیست در تحلیلی تند، این ادعا را به چالش کشید و در شماره اخیر خود با عنوان «حمله به اقتصاد جهانی» نوشت: «همان صفر درصدی که ظاهراً باقی مانده، با مختل کردن ۱۰ تا ۱۵ درصد از عرضه نفت جهان، اقتصاد جهانی را به هم ریخته است.»
اکونومیست در ادامه تحلیل خود نوشت: «یک جنگ نامحبوب و قیمتهای بالای سوخت میتواند ریاستجمهوری او را با دشواریهای بزرگی مواجه کند.» این نشریه با اشاره به افزایش چشمگیر قیمت بنزین در آمریکا و تأثیر آن بر رأیدهندگان در ایالتهای کلیدی، هشدار داد که تاریخ نشان داده افزایش قیمت سوخت، پیشبینیکننده قوی شکست روسای جمهور در انتخابات بعدی است.
در همین حال، استیو هنکه، اقتصاددان و استاد دانشگاه جانز هاپکینز و مشاور اقتصادی سابق رونالد ریگان، در تحلیلی صریح گفت ایران میتواند در جنگ اقتصادی از آمریکا پیشی بگیرد و پیروز شود. او تأکید کرد: «ایران که کنترل تنگه هرمز را در دست دارد، میتواند ضربه ناکاوت را به ایالات متحده وارد کند و پیروز میدان باشد.»
پیوند به بخش بعدی: این فشار اقتصادی، اما تنها متوجه آمریکا نیست. کشورهای عربی حوزه خلیج فارس نیز هزینههای سنگینی را در این جنگ متحمل شدهاند.
تحلیل راهبردی: نبرد امروز دیگر تنها در میدانهای نظامی رقم نمیخورد. کارزار انتخاباتی ترامپ در آمریکا نیز به یکی از جبهههای این جنگ تبدیل شده است. افزایش قیمت سوخت، تورم بیسابقه و نارضایتی عمومی، سه ضلعی هستند که میتوانند رویای ریاستجمهوری او را بر باد دهند.
بخش سوم: هزینههای سنگین جنگ برای کشورهای عربی
حملات ایران به زیرساختهای انرژی خلیج فارس
همزمان با جنگ، حملات ایران به زیرساختهای انرژی کشورهای عربی حوزه خلیج فارس شدت گرفته است. بر اساس گزارشهای معتبر:
• امارات متحده عربی: در بیست روز نخست جنگ، با هجوم گسترده پهپادها و موشکهای بالستیک مواجه بوده است. حملات به فرودگاهها، بنادر و تأسیسات نفتی این کشور، معادلات امنیتی منطقه را دستخوش تغییر کرده است.
• عربستان سعودی: از آغاز جنگ، حملات گستردهای به تأسیسات نفتی و زیرساختهای انرژی این کشور صورت گرفته است. وزیر امور خارجه عربستان در واکنش صریح به این حملات گفت: «عربستان تسلیم فشار نمیشود و حق خود برای اقدام نظامی در صورت لزوم را محفوظ میدارد.»
• کویت: پالایشگاه مینا الاحمدی با ظرفیت قابل توجه، هدف حملات قرار گرفته است. وزارت نفت کویت اعلام کرد که تولید نفت این کشور به دلیل حملات ایران به شدت کاهش یافته است.
وزرای امور خارجه ۱۲ کشور اسلامی و عربی از جمله عربستان، امارات، قطر، مصر و ترکیه در بیانیهای مشترک از ایران خواستند فوراً به حملات خود پایان دهد و بر ضرورت احترام به قوانین بینالمللی تأکید کردند. این بیانیه تأکید داشت که حملات به «مناطق مسکونی، زیرساختهای غیرنظامی از جمله تأسیسات نفتی، آبشیرینکنها، فرودگاهها و ساختمانهای دیپلماتیک» ادامه دارد.
یک مقام ارشد اماراتی به رویترز گفت: «ما در خط مقدم این جنگ قرار گرفتهایم، در حالی که نقشی در شروع آن نداشتیم. حملات ایران به تأسیسات ما، معادلات امنیتی منطقه را برای همیشه تغییر داده است.»
پیوند به بخش بعدی: در حالی که کشورهای منطقه هزینههای سنگین جنگ را متحمل میشوند، شکافهای درون ائتلاف غربی نیز عمیقتر از همیشه نمایان شده است.
بخش چهارم: ترامپ، ناتو و تهدید به تصاحب گرینلند
اگر کمک نکنید، گرینلند را میگیریم
در واکنش به امتناع کشورهای اروپایی از اعزام ناوهای جنگی برای بازگشایی تنگه هرمز، ترامپ در شبکه تروث سوشال خود دست به تهدیدی بیسابقه زد. او در پیامی تهدیدآمیز نوشت که اگر «متحدان» ناتو به کمک برای بازگشایی این آبراه استراتژیک ادامه ندهند، احتمالاً یک بار دیگر تعهد آمریکا برای حفظ گرینلند را اعلام خواهد کرد.
این تهدید که در میانه جنگ علیه ایران مطرح میشود، نشاندهنده عمق شکاف در ائتلاف غربی است. اعضای کنگره آمریکا از جمله نمایندگان جمهوریخواه و دموکرات، این لحن را نسبت به متحدان ناتو «تخریبکننده» و «آسیبزننده به روابط دیرینه» توصیف کردند. دان بیکن، نماینده جمهوریخواه نبراسکا، گفت: «من از سیاست رئیسجمهور در قبال ایران حمایت کردهام، اما از لحن و استراتژی این دولت در قبال اروپا شگفتزده شدهام.»
کییر استارمر، نخستوزیر بریتانیا، تأکید کرد که این جنگ هرگز به عنوان مأموریتی برای ناتو طراحی نشده بود و کشورش تنها حمایت دفاعی از متحدان را در دستور کار دارد. امانوئل مکرون، رئیسجمهور فرانسه، نیز گفت: «ما بخشی از درگیری نیستیم، بنابراین فرانسه هرگز در عملیات بازگشایی تنگه هرمز در شرایط کنونی شرکت نخواهد کرد.»
همزمان، ولادیمیر زلنسکی، رئیسجمهور اوکراین، در واکنش به لغو موقت تحریمهای نفت روسیه توسط آمریکا (که به دلیل اختلال در تنگه هرمز انجام شد)، این اقدام را «۱۰ میلیارد دلار کمک به ماشین جنگی روسیه» خواند.
تحلیل راهبردی: تهدید ترامپ به تصاحب گرینلند، بیش از آنکه یک تهدید واقعی باشد، نمادی از فروپاشی اعتماد درونبلوکی غرب است. اروپاییها که از جنگ اوکراین تازه نفس کشیدهاند، حاضر به ورود به جنگی دیگر با ایران نیستند؛ جنگی که منافع نفتی و انتخاباتی ترامپ را تأمین میکند، اما برای اروپا تنها تورم، بیثباتی و بحران انرژی به ارمغان آورده است.
نتیجهگیری؛ دیگو گارسیا، خط پایانی بر یک باور کهنه
بیست و سومین روز جنگ، دیگو گارسیا در ۴۰۰۰ کیلومتری ایران، شاهد عبور موشکهای ایرانی از فراز آسمانش بود. شاید موشکها به هدف برخورد نکردند، شاید رهگیری شدند؛ اما پیام به مقصد رسید. پیامی که نواف بن مبارک آل ثانی آن را چنین خلاصه کرد: «ماجرا اما این نیست که موشک رهگیری شده یا نه، بلکه این است که ایران شاید توانایی دستیابی به بردهایی را نشان داده باشد که فراتر از تصور بیشتر کشورهاست.»
این پیام، همراه با شکاف عمیق در ائتلاف غربی، تحلیلهای اقتصاددانان برجسته از «ضربه ناکاوت» ایران به آمریکا، و اعتراف ضمنی رسانههایی مانند اکونومیست به اشتباه بودن محاسبات اولیه، تصویری از جنگی ترسیم میکند که هیچیک از طرفین در آغاز آن پیشبینی نمیکردند.
معادلاتی که گمان میرفت با بمباران یکطرفه تمام شوند، اکنون در آستانه یک بازتعریف کامل قرار دارند. دیگو گارسیا شاید یک هدف نظامی بود، اما پیامش فراتر از آن بود: مرزهای بازدارندگی ایران دیگر به خلیج فارس ختم نمیشود. پایتختهای اروپایی که تا دیروز خود را مصون میپنداشتند، امروز در محاسبات جدید جای گرفتهاند.
تغییر موازنه، پیش از آنکه در میدان نبرد رقم بخورد، در ذهن رقبا شکل میگیرد. ایران در ۲۹ اسفند ۱۴۰۴، ذهن رقبا را تغییر داد.
