خبرگزاری راسک: به گزارش شبکهٔ اسکاینیوز، دومینیک واگهورن، سردبیر بینالملل این شبکه، در تحلیلی از روند جنگ میان ایالات متحده و ایران، از نبود راهبرد جایگزین در سیاستهای واشینگتن سخن گفته و تأکید کرده است که این جنگ وارد مرحلهای پیچیده و پیشبینیناپذیر شده است.
واگهورن معتقد است دونالد ترامپ وارد منازعهای شده که چشمانداز روشنی برای پیروزی در آن وجود ندارد. به گفته او، یکی از خطاهای محاسباتی کلیدی، برآورد نادرست از میزان تابآوری داخلی ایران در برابر حملات هوایی بوده است؛ عاملی که بهگفته تحلیلگران، ریشه در مؤلفههای تاریخی و فرهنگی دارد.
این تحلیلگر اسکاینیوز میگوید برخی محافل در آمریکا انتظار داشتند الگوی بحرانهایی مانند ونزوئلا تکرار شود یعنی یک فشار نظامی کوتاهمدت که به تغییر سریع ساختار قدرت بینجامد. با این حال، روند تحولات نشان داده است که این قیاس، از اساس با واقعیتهای میدانی همخوانی نداشته است.
کارشناسانی که با رسانههایی چون بیبیسی و رویترز گفتوگو کردهاند نیز بر این نکته تأکید دارند که درگیریهای پیچیده منطقهای، بهویژه در غرب آسیا، بهندرت از الگوهای ساده و کوتاهمدت پیروی میکنند و اغلب به چرخهای طولانی از تنش و بازدارندگی متقابل تبدیل میشوند.
در بخش دیگری از این تحلیل، واگهورن به نبود «طرح جایگزین» (Plan B) اشاره کرده و میگوید تصمیمگیرندگان آمریکایی در شرایطی قرار گرفتهاند که گزینههای عملیاتی آنها محدود شده است. به گفته او، نشانههایی از تلاش برای یافتن «مسیر خروج» از این وضعیت دیده میشود؛ مسیری که هنوز بهطور مشخص تعریف نشده است.
برخی تحلیلگران مستقل نیز معتقدند که ادامه فشار نظامی بدون یک چارچوب سیاسی روشن، میتواند هزینههای اقتصادی و ژئوپلیتیکی گستردهتری برای ایالات متحده و متحدانش بههمراه داشته باشد از جمله نوسانات شدید در بازار انرژی و افزایش بیثباتی منطقهای.
واگهورن همچنین به اظهارات متناقض رئیسجمهور آمریکا اشاره میکند و میگوید در حالی که کاخ سفید تلاش دارد وضعیت را بهعنوان یک موفقیت جلوه دهد، دادههای میدانی و تحولات جاری، تصویر پیچیدهتری ارائه میدهد.
در همین حال، برخی رسانههای بینالمللی گزارش دادهاند که روایت «دستاوردهای راهبردی» با چالشهای جدی مواجه است، زیرا تحولات اخیر نهتنها به کاهش تنش منجر نشده، بلکه به شکلگیری آرایشهای جدید و بعضاً سختگیرانهتر در صحنه منطقهای انجامیده است.
در مجموع، تحلیل اسکاینیوز نشان میدهد که جنگ جاری، فراتر از یک تقابل نظامی کلاسیک، به یک آزمون چندبعدی برای سیاست خارجی ایالات متحده تبدیل شده است آزمونی که در آن، نبود راهبرد جایگزین و پیچیدگیهای میدانی، چشمانداز پایان آن را با ابهام مواجه کرده است.
