خبرگزاری راسک: به گزارش نشریه «دیپلمات»، گفتوگوهای میان پاکستان و طالبان افغانستانی با میانجیگری چین، از اول آپریل ۲۰۲۶ در شهر ارومچی چین بهصورت کمسروصدا و پشت درهای بسته جریان دارد؛ رویکردی که بازتابدهنده سبک سنتی پکن در دیپلماسی پنهان و کنترلشده است. این مذاکرات در حالی دنبال میشود که طالبان، بهعنوان یک ساختار اقتدارگرا و ایدئولوژیک، همچنان متهم به ناتوانی یا عدم اراده در مهار گروههای مسلح فراملی از خاک افغانستان است.
بر اساس این گزارش، هدف اصلی چین از تسهیل این گفتوگوها، کاهش تنشهای فزاینده میان اسلامآباد و طالبان است؛ تنشهایی که در پی افزایش حملات فرامرزی و پاسخ نظامی پاکستان به اوج رسیده است. با این حال، تداوم درگیریهای مرزی حتی در جریان مذاکرات نشان میدهد که طالبان نهتنها در ایجاد ثبات ناکام بوده، بلکه عملاً به بخشی از معادله بیثباتی منطقه تبدیل شده است.
در ادامه گزارش آمده است که عملیات نظامی پاکستان موسوم به «غضبللحق» که از اواخر فبروری آغاز شد، ابتدا با حملات هدفمند علیه مخفیگاههای تحریک طالبان پاکستان (تیتیپی) در داخل افغانستان همراه بود؛ اما بهتدریج به یک دکترین گستردهتر تبدیل شده است. بر اساس این دکترین، هرگونه زیرساخت مرتبط با طالبان افغانستان که بهزعم اسلامآباد به تقویت تیتیپی کمک کند، هدف مشروع نظامی تلقی میشود.
این تحول راهبردی، بهطور ضمنی نشاندهنده آن است که دولت پاکستان دیگر تمایزی میان طالبان افغانستانی و گروههای شبهنظامی ضدپاکستانی قائل نیست؛ موضوعی که بازتاب مستقیم ناکامی طالبان در عمل به تعهدات امنیتی و جلوگیری از استفاده از خاک افغانستان برای حملات برونمرزی است.
با وجود آغاز مذاکرات، تبادل آتش توپخانهای و درگیریهای زمینی در مرزها همچنان ادامه دارد. وزیر اطلاعات پاکستان اعلام کرده که نیروهای این کشور تاکنون نزدیک به ۸۰۰ شبهنظامی، از جمله ۱۳۳ عضو طالبان افغانستانی را کشتهاند. این آمار، علاوه بر ابعاد نظامی، نشانهای از عمق بحران اعتماد میان دو طرف و شکست طالبان در ایفای نقش یک بازیگر مسئول در سطح منطقهای است.
چین در بیانیهای کوتاه اعلام کرده که دو طرف توافق کردهاند از اقداماتی که به تشدید تنش میانجامد خودداری کنند. با این حال، عدم شفافیت طالبان و سکوت حسابشده آنان در قبال جزئیات مذاکرات، بار دیگر ماهیت غیرپاسخگو و غیرشفاف این گروه را برجسته میکند.
«دیپلمات» مینویسد چین بهعنوان شریک راهبردی پاکستان و بازیگری که در میان طالبان نیز نفوذ اقتصادی و امنیتی دارد، از جایگاه منحصربهفردی برای میانجیگری برخوردار است. با این حال، انگیزههای پکن بیش از آنکه صرفاً صلحجویانه باشد، به نگرانیهای عمیق درباره امنیت سرمایهگذاریها، پروژه «کمربند و راه» و ثبات مسیرهای تجاری بازمیگردد.
در این میان، طالبان که بهدنبال کسب مشروعیت بینالمللی هستند، تحت فشار فزایندهای قرار دارند تا علیه گروههایی مانند تیتیپی و «جنبش اسلامی ترکستان شرقی» (ETIM) اقدام کنند. اما سابقه عملکرد این گروه نشان میدهد که تعهدات لفظی آنان اغلب با واقعیتهای میدانی همخوانی ندارد و بیشتر در چارچوب تاکتیکهای مقطعی قابل تفسیر است.
گزارش تأکید میکند که اگر این مذاکرات به توافقی عملی منجر شود بهویژه در قالب تضمینهای کتبی طالبان برای جلوگیری از فعالیت گروههای تروریستی میتواند یک نقطه عطف مهم باشد. با این حال، تحقق چنین سناریویی مستلزم تغییرات بنیادین در رویکرد طالبان است؛ تغییری که تاکنون نشانههای معتبری از آن دیده نشده است.
در واقع، طالبان اکنون در موقعیتی قرار دارند که یا باید با پذیرش مسئولیتهای بینالمللی و مهار گروههای افراطی، مسیر مشروعیت را هموار کنند، یا همچنان با سیاستهای دوگانه و ایدئولوژیک، خود را در انزوای بیشتر و بیاعتمادی عمیقتر فرو ببرند.
نشریه «دیپلمات» در پایان نتیجهگیری میکند که میانجیگری چین، علیرغم تفاوت با تلاشهای ناکام پیشین، هنوز با عدم قطعیتهای جدی روبهرو است. اگر این روند به شکست بینجامد، مسئولیت آن بیش از هر عامل دیگری متوجه طالبان خواهد بود؛ گروهی که با سیاستهای متناقض، نهتنها امنیت افغانستان بلکه ثبات کل منطقه را با چالش مواجه کرده است.
