خبرگزاری راسک: در حالی که تنشها میان ایالات متحده و ایران به مراحل حساسی رسیده است، کارشناسان مسائل سیاسی معتقدند دونالد ترامپ برای خروج از این بحران با چالشهای ساختاری و دیپلماتیک جدی روبروست. اریک هام، تحلیلگر ارشد مسائل سیاسی آمریکا، در گفتگو با بخش خبری بیبیسی به تشریح ابعاد این بنبست پرداخت.
به گفته اریک هام، اولویت نخست دونالد ترامپ در شرایط کنونی، نمایش اقتدار و القای پیروزی در نبرد با ایران است. ترامپ به دنبال آن است که با استفاده از ادبیات حماسی و لفاظیهای سیاسی، خود را پیروز این منازعه نشان دهد؛ اما واقعیتهای موجود حاکی از آن است که این رویکرد به تنهایی راهگشا نخواهد بود.
این تحلیلگر بر این باور است که سیاستهای جاری منجر به انزوای سیاسی ایالات متحده در سطح جهانی شده است. هام تأکید کرد:
«رئیسجمهور ترامپ نه تنها در داخل، بلکه در عرصه جهانی منزوی شده و کل اقتصاد بینالملل تحت تأثیر این تنشها قرار گرفته است. وی در تلاش است بدون اعطای هیچگونه امتیازی، از تهران امتیاز بگیرد؛ رویکردی که عملاً ناکام مانده است.»
در بخش کلیدی این تحلیل، هام مدعی شد که برخلاف تصور رایج، در حال حاضر این ایران است که اهرمهای فشار را در دست دارد. او معتقد است ورود ترامپ به این تقابل، ناخواسته به نفع ایران تمام شده است، چرا که افزایش قیمتها و شرایط بازار، درآمدهای نفتی ایران را به رقم چشمگیر بیش از ۵۰ میلیارد دالر رسانده است.
همچنین کنترل ایران بر تنگه هرمز به عنوان یک ابزار استراتژیک، واشینگتن را در موضع ضعف قرار داده است. هام هشدار داد که تا زمانی که واقعیتهای میدانی پذیرفته نشود، مردم آمریکا و اقتصاد جهانی همچنان بهای سنگین سوخت را پرداخت خواهند کرد.
در پاسخ به پرسش مجری مبنی بر اینکه ترامپ شخصیتی نیست که شکست را بپذیرد، هام اشاره کرد که رئیسجمهور عملاً بدنه دیپلماتیک آمریکا را از محتوا و قدرت تهی کرده است.
وی در پایان خاطرنشان کرد که اگر راهکاری فوری برای شکستن این بنبست پیدا نشود، ممکن است چشمانداز حل بحران به میانجیگری قدرتهای جهانی دیگر گره بخورد. هام احتمال داد که شاید در سفرهای آتی، رهبرانی همچون شی جین پینگ، رئیسجمهور چین، بتوانند نقش میانجی را ایفا کرده و ترامپ را برای خروج از این «مخمصه دیپلماتیک» متقاعد کنند.
گزارشها نشان میدهد که پافشاری بر سیاست «فشار حداکثری» بدون انعطاف دیپلماتیک، نه تنها منجر به تسلیم طرف مقابل نشده، بلکه هزینههای اقتصادی و سیاسی واشینگتن را در سطح بینالمللی افزایش داده است.
