نویسنده: امیرداد پارسا
به باور من؛ ملت فقط مجموعهی از افراد ساکن در یک جغرافیای مشخص نیست. بلکه جمعیتیست که مارا بر من ترجیح بدهند.
به قول ارنست رنان فیلسوف فرانسوی: “ملت، همه پرسی روزانه است”. و این همه پرسی ها میتواند بر محور هویت و ارزش های یک ملت گرفته تا تصمیم گیری های متعدد یک سرزمین را در بر گیرد. بنا براین ملت و مردمی پایدار میماند که تفاوت هایش را بپذیرد و بر تمام مشترکات شان اعم از: سیاسی، فرهنگی و اقتصادی تکیه کند و دیگر کسی بخاطری تحمیل ارزش های قومیاش خود را نسبت بر دیگران برتر نپندارند.
بنا براین توزیع عادلانهٔ قدرت و ثروت، زیربنای شکلگیری یک ملت نیرومند و متحد را شکل میدهد. جامعهای که در آن فرصتها، امکانات و مسئولیتها به گونه اساسی و درست میان همه شهروندان اش تقسیم شود، بستر اعتماد و حس تعلق به آن سرزمین احیا میگردد.
ملت شدن زمانی تحقق مییابد که هر فرد خود را در سرنوشت کشور و اینده اش سهیم بداند و در تمام مزایای آن سرزمین خود را شریک بداند.
بنا براین عدالت، دلرباترین و خوب ترین واژه ایست که فاصلهها را میزداید و دلها را به هم نزدیک میسازد. هرگاه قدرت و ثروت در انحصار طیف و طبقاتی خاص قرار بگیرد، شکافها عمیقتر میشود؛ و مارا به سمت و سویی دیگری میکشاند. بنا براین برای رسیدن به عدالت و برابری باید کوشید و در این مسیر عاشقانه و دلسوزانه باید کوشید.
