خبرگزاری راسک: در سنت واقعگرایی در روابط بینالملل، حکومتهایی که بر بنیاد ایدئولوژی و تثبیت درونی قدرت شکل میگیرند، غالباً به پناهگاه بازیگران غیردولتی تبدیل میشوند؛ بازیگرانی که برای پیشبرد اهداف امنیتی و ژئوپولیتیکی، بهعنوان ابزارهای نیابتی مورد استفاده قرار میگیرند و در عین حال، برای حاکمان امکان «انکار مسئولیت» در برابر جامعه جهانی را فراهم میسازند. مقالهای تحلیلی که در نشریه اوراسیا ریویو منتشر شده، تأکید میکند که افغانستان تحت سلطه طالبان پس از بازگشت این گروه به قدرت در آگست ۲۰۲۱، اکنون به نمونهای آشکار از همین الگوی سیاسی ـ امنیتی تبدیل شده است.
نویسنده مقاله، «نمره خلیل»، معتقد است آنچه طالبان در توافق دوحه بهعنوان «تضمین ثبات» وعده داده بودند، در عمل به ساختاری گسترده برای تحمل، میزبانی و تسهیل فعالیت شبکههای افراطگرا تبدیل شده است؛ وضعیتی که برای کشورهای همسایه، نه یک بحث نظری، بلکه تهدیدی مستقیم علیه امنیت ملی، ثبات منطقهای و جان شهروندان به شمار میرود.
در ادامه این تحلیل آمده است که شواهد میدانی، روایت طالبان را بهطور جدی زیر سؤال میبرد. بر اساس گزارشهای سیوششم و سیوهفتم «تیم نظارت و حمایت تحلیلی تحریمهای سازمان ملل» که بهترتیب در جولای ۲۰۲۵ و فوریه ۲۰۲۶ منتشر شد، افغانستانِ تحت کنترل طالبان همچنان به محیطی «سهلگیرانه و مجاز» برای فعالیت گروههایی چون تحریک طالبان پاکستان (تیتیپی)، القاعده و داعش خراسان تبدیل شده است. این گزارشها تصریح میکنند که ادعای طالبان مبنی بر اینکه «هیچ گروه تروریستی از خاک افغانستان فعالیت نمیکند» فاقد اعتبار و غیرقابلاعتماد است.
به نوشته اوراسیا ریویو، پاکستان بیشترین هزینه این وضعیت را پرداخته است. گروه تحریک طالبان پاکستان که در متن مقاله با عنوان «فتنهالخوارج» نیز از آن یاد شده، پس از سالها عملیات نظامی ارتش پاکستان بار دیگر در مناطق مرزی افغانستان تجدید سازمان کرده و اکنون بین شش تا ششونیم هزار جنگجو در ولایتهای کنر، ننگرهار، خوست، پکتیکا و پکتیا در اختیار دارد. شاخص جهانی تروریسم ۲۰۲۶ نشان میدهد پاکستان در سال ۲۰۲۵ با ثبت ۱۱۳۹ کشته ناشی از حملات تروریستی، یکی از آسیبدیدهترین کشورهای جهان بوده است؛ رقمی که بالاترین میزان از سال ۲۰۱۳ محسوب میشود.
بر اساس همین گزارش، تحریک طالبان پاکستان بهتنهایی مسئول ۵۹۵ حمله بوده که ۶۳۷ کشته برجای گذاشته است؛ آماری که ۵۶ درصد کل تلفات ناشی از تروریسم در پاکستان را شامل میشود. نویسنده مقاله تأکید میکند که این حملات فرامرزی، نیروهای امنیتی، نهادهای دولتی و غیرنظامیان را هدف قرار داده و سالهای ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ را به یکی از خونینترین دورهها برای پاکستان در بیش از یک دهه اخیر تبدیل کرده است.
این تحلیل همچنین به واکنش اسلامآباد اشاره میکند و مینویسد که پس از انکارهای مکرر طالبان و افزایش تهدیدات امنیتی، پاکستان در فبروری ۲۰۲۶ ناچار شد حملات هوایی «دقیق» علیه مخفیگاههای تحریک طالبان پاکستان در داخل خاک افغانستان انجام دهد. مقامهای پاکستانی نیز در سازمان ملل بارها هشدار دادهاند که افغانستان بار دیگر به «پناهگاه امن گروههای تروریستی» تبدیل شده است.
در بخش دیگری از مقاله، عملکرد طالبان در حوزه حقوق بشر و حکومتداری بهشدت مورد انتقاد قرار گرفته است. نویسنده تأکید میکند که طالبان پس از بازگشت به قدرت، «افراطیترین نظام آپارتاید جنسیتی جهان» را ایجاد کردهاند. ممنوعیت آموزش متوسطه دختران که از مارچ ۲۰۲۲ آغاز شد، اکنون وارد پنجمین سال خود شده و زنان نیز از دسامبر ۲۰۲۲ از تحصیل در دانشگاهها محروم شدهاند.
این مقاله میافزاید که قانون موسوم به «امر به معروف و نهی از منکر» که در اوت ۲۰۲۴ از سوی طالبان صادر شد، محدودیتهای گستردهتری بر رفتوآمد، پوشش، حضور اجتماعی و حتی صدای زنان اعمال کرده است. اشتغال زنان در نهادهای غیردولتی، ادارههای دولتی و بخشی از نظام بهداشت نیز بهشدت محدود شده است.
بر پایه گزارشهای یونیسف و نهاد زنان سازمان ملل در سال ۲۰۲۵، بیش از ۲.۲ میلیون دختر افغانستانی از آموزش متوسطه محروم ماندهاند و پیشبینی میشود این رقم تا سال ۲۰۳۰ از چهار میلیون نفر فراتر رود. نویسنده مقاله هشدار میدهد که حذف سیستماتیک زنان از عرصه عمومی، بحران فقر، ازدواجهای اجباری و ناامیدی اجتماعی را تشدید کرده است.
در ادامه گزارش آمده است که اقوام غیرپشتون، خبرنگاران و مقامهای پیشین دولت جمهوری نیز همچنان با تهدید، سرکوب و پیگرد روبهرو هستند؛ فضایی که به گفته نویسنده، رادیکالیزهشدن جامعه و افزایش موج مهاجرت را تقویت میکند.
پاکستان که تا اوایل سال ۲۰۲۶ میزبان حدود ۹۳۲ هزار پناهجوی ثبتشده افغانستانی بوده، اکنون با پیامدهای مستقیم این بحران مواجه است.
مقاله اوراسیا ریویو همچنین تأکید میکند که طالبان از نظر اقتصادی و سیاسی نیز نتوانستهاند ثبات ایجاد کنند. افغانستان همچنان از شناسایی گسترده بینالمللی محروم است و تحریمهای اقتصادی، از جمله چارچوب مستقل تحریمهای استرالیا علیه طالبان که در دسامبر ۲۰۲۵ وضع شد، بحران اقتصادی کشور را عمیقتر کرده است. این تحریمها چهار مقام ارشد طالبان را به دلیل «سرکوب، نقض حقوق بشر و ناکامی در حکومتداری» هدف قرار داده است.
نویسنده در جمعبندی خود مینویسد که طالبان تنها زمانی علیه داعش خراسان اقدام میکنند که این گروه اقتدار خود آنان را تهدید کند، اما در برابر تحریک طالبان پاکستان و القاعده، سیاستی مبتنی بر مدارا و حمایت عملی در پیش گرفتهاند. به باور او، این رویکرد نشان میدهد که طالبان همچنان وابستگیهای ایدئولوژیک را بر رفتار مسئولانه دولتی ترجیح میدهند.
در پایان این تحلیل آمده است که جامعه جهانی فشار بر طالبان را ادامه داده و شورای امنیت سازمان ملل مأموریت تیم نظارت بر تحریمهای طالبان را تا سال ۲۰۲۷ تمدید کرده است. با این حال، نویسنده هشدار میدهد که تا زمانی که طالبان پناهگاههای تروریستی را برچینند، حقوق زنان را احیا نکنند و بهسوی حکومتی فراگیر حرکت نکنند، افغانستان همچنان منبع بیثباتی منطقهای باقی خواهد ماند، نه یک همسایه مسئول و سازنده.
