خبرگزاری راسک: در حالی که آموزههای اصیل اسلامی بر پایه منشور جاویدان «ان اکرمکم عند الله اتقاکم» بنا شده است، بازخوانی آراء «ابنتیمیه حرانی»، چهره پرمناقشه تاریخ افکار اسلامی، پرده از دیدگاههایی برمیدارد که بسیاری از تحلیلگران آن را سنگبنای «فاشیسم مذهبی» و شکاف میان امت اسلام میدانند. او با تکیه بر تفکرات نژادپرستانه، آشکارا بر تفوق تبار عرب بر عجم، بهویژه ایرانیان، پای میفشارد.
ابنتیمیه در آثار خود نظیر «منهاج السنه» و «اقتضاء الصراط المستقیم»، با حمله به مفهوم برابری انسانها، کسانی را که قائل به تساوی میان تبارها و قبایل هستند، «شعوبیه» و «بدعتگذار» مینامد. وی مدعی است که مجموعه علمای سلف از جمله احمد بن حنبل، برتری ذاتی نژاد عرب را پذیرفتهاند. این رویکرد، عملاً عدالت اجتماعی و کرامت انسانی را قربانیِ ناسیونالیسم افراطی مذهبی میکند.
ابنتیمیه در مواجههای تند با «ابنسینا»، فیلسوف نامدار فارسیزبان، با ادبیاتی دور از شأن علمی، او را «احمق» خطاب کرده و با لحنی نژادپرستانه میپرسد: «آیا در میان تبارهای گیتی، تباری هوشمندتر از عرب دیده شده است؟» او با نادیده گرفتن تمدنهای کهن غیرعرب، مدعی است که هرگونه پیشرفت علمی در میان ایرانیان (فُرس یا عجم)، نه ریشه در نبوغ ذاتی آنها، بلکه تنها به برکت «تأسی به فرهنگ عربی» بوده است.
نگاه فاشیستی ابنتیمیه تنها در نظریات انتزاعی باقی نمیماند، بلکه به لایههای فقهی و حقوقی نیز سرایت میکند:
آپارتاید در ازدواج: او معتقد به «کفائت تباری» است و حکم به جدایی (تفریق) دختری میدهد که با پسری غیرعرب ازدواج کند.
انحصارطلبی در عبادات: از نظر او، در صورت حضور فردی عرب، غیرعرب حق امامت جماعت را ندارد.
تبعیض اقتصادی: وی در توزیع بیتالمال، سهم غیرعربها (اعاجم) را در مرتبهای فروتر و اندک قرار میدهد.
ابنتیمیه برای تئوریزه کردن کینه خود نسبت به عجم، حتی از بهکارگیری روایات ضعیف و مجعول نیز ابایی ندارد. او با استناد به روایاتی که حتی شاگردان برجستهای چون «ذهبی» آنها را سست و بیاعتبار دانستهاند، دشمنی با عرب را مرادف با دشمنی با پیامبر (ص) و نشانهی نفاق معرفی میکند. او با پیوند زدن «ایمان» به «دوستی نژاد عرب»، دینی را که برای جهانیان (للعالمین) آمده بود، به یک مسلک قومی و قبیلهای تقلیل میدهد.
نکته بسیار حائز اهمیت در واکاوی این انحراف تاریخی، تحلیلی است که علامه اقبال لاهوری ارائه میدهد. اقبال معتقد بود که دقیقاً به تأسی از همین دیدگاههای عجمستیزانه و عربپرستانه بود که بعد از امام ابوحنیفه، دیگر امامان و مذاهب فقهی نظیر شافعی، مالکی و حنبلی ظهور کردند و شکل گرفتند؛ تا پیروان ناچار نباشند از یک پیشوای «عجم» تبعیت کنند. این در حالی است که به باور اقبال، امام ابوحنیفه مسائل را بسیار کاملتر و عمیقتر نسبت به اینها بیان کرده بود، اما تعصبات نژادی که بعدها در آرای ابنتیمیه به اوج رسید، مسیر را برای حاشیهنشینی نبوغِ عجم در جهان اسلام هموار کرد.
امروز بسیاری از تندرویهای سلفی و جنبشهای تکفیری که تفرقه میان ملل مسلمان را ترویج میکنند، ریشه در همین دیدگاههای برتریجویانه دارند؛ تفکری که با نادیده گرفتن دستاوردهای عظیم تمدنی فارس و دیگر ملل غیرعرب، همواره به دنبال ایجاد شکاف و بازگشت به عصر جاهلیت قبیلهای در پوشش دین بوده است. ابنتیمیه با تکیه بر همین رویکرد، عملاً به عنوان آغازگر نفاق و معمار فاشیسم در تاریخ اندیشه اسلامی شناخته میشود.
