خبرگزاری راسک: در حالی که آتشبس شکننده میان آمریکا و ایران همچنان در معرض آزمون قرار دارد، تهران گزینهای جدید و نگرانکننده را روی میز گذاشته است: اگر اسرائیل به بمباران لبنان ادامه دهد، ایران امارات متحده عربی را هدف قرار خواهد داد. این هشدار را تریتا پارسی، از بنیانگذاران مؤسسه کوینسی برای سیاست خارجی مسئولانه، در تحلیلی که در نشریه ریسپانسیبل استیتکرافت منتشر شد، مطرح کرده است.
آتشبس ۲۰۲۶ میان آمریکا و ایران که هشتم اپریل ۲۰۲۶ با میانجیگری پاکستان برقرار شد، از همان ابتدا با یک ابهام بنیادین همراه بود: آیا لبنان را نیز در بر میگیرد یا نه؟ تنها چند ساعت پس از اعلام آتشبس، اسرائیل گستردهترین حملات خود را علیه لبنان آغاز کرد که در آن دستکم ۳۵۷ نفر کشته و بیش از هزار نفر زخمی شدند.
تا اواسط اپریل، بیش از دو هزار نفر در لبنان کشته شده و بیش از یک میلیون نفر آواره گشته بودند. اتحادیه اروپا و بریتانیا خواستار گنجاندن لبنان در آتشبس شدند، اما اسرائیل تحت عنوان «دفاع از خود» همچنان به عملیات خود ادامه داد.
تریتا پارسی در تحلیل خود سه دلیل اصلی را برمیشمارد که چرا ایران اصرار دارد آتشبس باید ماهیت منطقهای داشته باشد و لبنان را نیز دربر گیرد.
نخست، همبستگی با مردم غزه و لبنان برای تهران صرفاً یک نمایش سیاسی نیست؛ بلکه در هویت راهبردی جمهوری اسلامی ریشه دارد. پس از آنکه ایران در سال ۲۰۲۴ از سوی برخی در جهان عرب به فاصلهگرفتن از مردم فلسطین و لبنان متهم شد، تهران نمیتواند بار دیگر اعتبار خود را در محور مقاومت به خطر بیندازد.
دوم، ادامه حملات اسرائیل خطر شعلهور شدن رویارویی مستقیم میان آمریکا، اسرائیل و ایران را افزایش میدهد؛ چرخهای که از اکتبر ۲۰۲۳ تاکنون دوبار بالفعل شده است.
سوم، و شاید مهمترین دلیل، وضعیت لبنان آزمونی برای واشنگتن است. از نگاه تهران، اگر ترامپ نتواند یا نخواهد اسرائیل را مهار کند، ارزش هر توافقی با آمریکا بهشدت زیر سؤال میرود.
خطرناکترین بخش تحلیل پارسی اینجاست: یکی از گزینههایی که بهطور فزاینده در برخی محافل امنیتی ایران مطرح میشود، تحمیل هزینه بر امارات متحده عربی است؛ کشوری که یکی از نزدیکترین شرکای منطقهای اسرائیل محسوم میشود. این دیدگاه بهگونهای غیررسمی در بخشهایی از نهاد امنیتی ایران مطرح شده، هرچند میزان دقیق حمایت از آن روشن نیست.
این در حالی است که ایران پیشتر نیز در فبروری ۲۰۲۶ سلسله حملات موشکی و پهپادی چندروزهای علیه امارات انجام داده بود. منطق این رویکرد بسیار ساده اما بیرحمانه است: اگر توافق ایران و آمریکا اجازه دهد اسرائیل متحد ایران را در لبنان هدف قرار دهد، تهران نیز میتواند نتیجه بگیرد که همان توافق، هدف قرار دادن متحد اسرائیل در خلیج فارس را هم مجاز میداند.
پارسی در نتیجهگیری تحلیل خود مینویسد که همین واقعیت که تهران در حال بررسی گزینه تشدید تنش علیه امارات است، نشان میدهد که این کشور با پیوستن به توافقات ابراهیم، خود را بهگونهای غیرضروری در معرض خطرات رقابت بزرگتر ایران و اسرائیل قرار داده است.
پارسی یادآوری میکند که ترامپ هنوز میتواند مانند رونالد ریگن در سال ۱۹۸۲ عمل کند؛ زمانی که ریگن از بمباران بیروت خشمگین شد، به نخستوزیر بگین هشدار داد که حمایت آمریکا تضمینشده نیست، و در عرض چند ساعت بمباران متوقف شد. اما تاکنون، ترامپ توانایی محدودی در وادار کردن اسرائیل به پایبندی پایدار به خواستههایش نشان داده است.

