خبرگزاری راسک: افغانستان امروز با یکی از پیچیدهترین بحرانهای انسانی و توسعهای جهان دستوپنجه نرم میکند. در کشوری که میلیونها نفر به کمکهای بشردوستانه وابستهاند، کاهش بودجه نهادهای امدادی و ناکارآمدی بخشی از پروژههای توسعهای، زندگی آسیبپذیرترین اقشار جامعه را با دشواریهای بیشتری مواجه کرده است. این وضعیت در حالی رقم میخورد که سیاستهای محدودکننده طالبان، بهویژه در حوزه آموزش، اشتغال زنان و تعامل با جامعه جهانی، بر دامنه انزوای افغانستان و شکنندگی ساختارهای اقتصادی و اجتماعی افزوده است.
روزنامهنگار الجزیره، در مقالهای که در این شبکه منتشر کرده، با روایت سفر خود به استان دایکندی، تصویری نگرانکننده از وضعیت بخشی از پروژههای نهادهای غیردولتی ارائه میدهد؛ پروژههایی که اگرچه با هدف بهبود وضعیت معیشتی روستاییان طراحی شدهاند، اما در برخی موارد نتوانستهاند پاسخگوی نیازهای واقعی مردم باشند.
در یکی از این پروژهها، انبارهای بدون نیاز به انرژی برای نگهداری محصولات کشاورزی در اختیار روستاییان قرار گرفته بود؛ طرحی که در ظاهر میتوانست از ضایعشدن میوه و سبزیجات جلوگیری کند. اما به گفته کشاورزان، ظرفیت این تأسیسات تنها پاسخگوی نیاز دو یا سه خانواده در هر روستا بود و حجم زیادی از محصولات، از جمله سیبها، همچنان در معرض فساد و نابودی قرار داشت.
در روستایی دیگر، کشاورزان از نتایج پروژهای انتقاد کردند که طی آن بذرهای وارداتی میان آنان توزیع شده بود. با وجود برگزاری دورههای آموزشی و صرف هزینههای قابل توجه برای نظارت و اجرای برنامه، محصول نهایی از نظر کیفیت و میزان برداشت رضایتبخش نبود و سود اقتصادی ناچیزی برای خانوادهها به همراه داشت.
این روایتها در شرایطی مطرح میشود که افغانستان پس از بازگشت طالبان به قدرت در سال ۲۰۲۱، با کاهش چشمگیر کمکهای بینالمللی روبهرو شده است. همزمان، محدودیتهای گسترده طالبان علیه زنان و دختران، حذف بخش بزرگی از نیروی انسانی متخصص از عرصه عمومی و تداوم انزوای سیاسی، ظرفیت کشور برای عبور از بحران را بیش از پیش تضعیف کرده است.
بر اساس گزارشهای نهادهای بینالمللی، افغانستان همچنان یکی از بزرگترین بحرانهای انسانی جهان را تجربه میکند. میلیونها نفر به کمکهای اضطراری نیاز دارند و نظام آموزشی و بهداشتی کشور تحت فشار شدید قرار دارد. منتقدان بر این باورند که سیاستهای طالبان، بهویژه در زمینه محرومسازی زنان از آموزش و اشتغال، نهتنها ناقض حقوق اساسی شهروندان است، بلکه توان توسعهای کشور را نیز به شدت کاهش داده است.
نویسنده مقاله الجزیره تأکید میکند که ناکارآمدی در اجرای برخی پروژههای توسعهای، مسئلهای منحصر به افغانستان نیست؛ اما در کشوری که دههها جنگ، فساد، فقر و اکنون محدودیتهای سیاسی و اجتماعی ناشی از سلطه طالبان بر آن سایه افکنده، پیامدهای این ناکارآمدی بسیار عمیقتر و ویرانگرتر است.
او خواستار افزایش نقش نیروهای متخصص محلی در طراحی و مدیریت پروژهها، کاهش زنجیرههای پیچیده پیمانکاری و تقویت سازوکارهای پاسخگویی و دریافت بازخورد از جوامع محلی میشود. به باور نویسنده، تنها از طریق شناخت دقیق نیازهای واقعی مردم و استفاده مؤثر از منابع محدود میتوان از تکرار اشتباهات گذشته جلوگیری کرد.
در نهایت، تجربه افغانستان نشان میدهد که کمکهای بشردوستانه و پروژههای توسعهای، بدون شفافیت، پاسخگویی و محیطی که در آن همه شهروندان از جمله زنان و دختران بتوانند در فرآیند بازسازی کشور مشارکت داشته باشند، به دشواری قادر خواهند بود تغییری پایدار ایجاد کنند. تا زمانی که محدودیتهای ساختاری بر بخش بزرگی از جامعه افغانستان ادامه یابد و بحران مشروعیت و انزوای بینالمللی پابرجا بماند، چشمانداز توسعه و ثبات این کشور همچنان با ابهام و چالشهای جدی روبهرو خواهد بود.
