خبرگزاری راسک: روح یعقوبی، پادکستر افغانستانی، در مجموعهی مصاحبههای یوتیوب خود با دیپلماتها، فرماندهان نظامی و مقامات اطلاعاتی غربی که سالها در افغانستان خدمت کردهاند، تصویری روشنگر و تکاندهنده از ریشههای قومی ـ فرهنگی سرکوب زنان در افغانستان ارائه میدهد.
یکی از جنرالهای ارتش بریتانیا در مصاحبه با یعقوبی روایت میکند که در جریان مأموریتش در شهرستان مارجهی هلمند، در نشستی با یکی از بزرگان قومی پشتون از دیوارهای بلند اطراف خانهها یاد کرد و گفت که نیروهایش نمیدانند پشت آن دیوارها چه میگذرد. واکنش بزرگ قومی آنی و خشمگین بود؛ از جایش بلند شد، به زمین تف انداخت و اعلام کرد که این سخن توهینی آشکار به ناموس قوم اوست چرا که آن دیوارها برای دور نگه داشتن زنان و دختران از دید بیگانهها ساخته شدهاند.
همان بزرگ قومی پس از آنکه کمی آرام شد و به زمین نشست، طالبان را «مدافعان ناموس پشتونها» خواند و با افتخار از واقعیت زندگی زنان در محیط خود سخن گفت: زنان حق ندارند پایشان را بیرون از دروازهی «قلا» بگذارند. مادرش پس از آنکه زن دوم پدرش شد، تا مرگ از قلا بیرون نرفت. او نیز اجازه نمیدهد همسرانش بیرون بروند، حتی اگر مریض باشند.
یعقوبی خود نیز از تجربهی شخصیاش مینویسد: شش ماه در سال ۱۹۹۹ در شهرستان گرمسیر هلمند حضور داشت و در تمام آن مدت به یاد نمیآورد هیچ زن یا دختری را بیرون دیده باشد. پسران همسن او چیزی به نام مکتب را در ذهنشان تصور نمیتوانستند. یعقوبی تأکید میکند که در طول بیست سال جمهوریت، بزرگان قومی پشتون از جمله کرزی و طالبان موفق شدند وضعیت را تا حد زیادی همانگونه که بود حفظ کنند.
فرید اسمیت، دیپلمات استرالیایی که هجده ماه در استان ارزگان خدمت کرده، در گفتوگو با یعقوبی میگوید در تمام آن مدت حتی یک زن را ندیده است. دیوید تایسون، مأمور سابق سیا، در همین مجموعهی مصاحبهها میگوید طالبان برخاسته از دل ارزشهای پشتون هستند که میخواهند به زور آنها را بر همهی افغانستان تحمیل کنند. سر ویلیام پیتی نیز معتقد است قوانین طالبان هیچ ربطی به اسلام ندارند، بلکه مطابق ارزشهای قومی پشتونها هستند. جیمز کووان، فرماندهی پیشین نیروهای بریتانیایی در هلمند، طالبان را «گروهی عمیقاً ملیگرای پشتون» میداند که مطابق همان هویت قومی حکومت میکنند.
یک مقام نظامی آمریکایی در مصاحبه با یعقوبی روایت میکند که این جمله را همیشه و به تکرار از بزرگان پشتون میشنید: «ما میتوانیم حضور شما را به خاطر پول و امکاناتی که میدهید در قریههای ما تحمل کنیم، اما اینکه در کنارتان سربازان هزاره و تاجیک دارید را نمیتوانیم.» به گفتهی این مقام، سربازان هزاره و تاجیک بیگانهتر از نیروهای خارجی بودند و حضورشان تجاوز به ناموس و غیرت پشتونها شمرده میشد همان تبلیغاتی که طالبان نیز از آن بهره میبرد.
یعقوبی در تحلیل خود میان دیوارهای «قلا» در هلمند، قندهار و ارزگان و دیوارهای ارگ در کابل موازی میکشد و مینویسد: برای یک مرد پشتون در این استانها، دیوارهای قلا همانقدر محافظ ناموس پشتون است که دیوارهای ارگ برای حامد کرزی بود که به همسرش اجازهی دیده شدن را هرگز نداد.
یعقوبی در جمعبندی تحلیل خود به نتیجهای تلخ و صریح میرسد: برای یک طالب، هر زن یا دختری که پایش را بیرون از دیوارهای واقعی و ذهنی آنها بگذارد، شایستهی مرگ است. در چنین جهانبینیای، نمیتوان از یک طالب وقتی که با زن یا دختری روبرو میشود که ارزشهای قومی او را نادیده گرفته توقع داشت که دست به خشونت نزند و خون نریزد.
این تحلیل با یافتههای سازمان ملل همخوانی دارد؛ ژرژت گانیون، سرپرست هیئت سازمان ملل در افغانستان، اخیراً به شورای امنیت گزارش داد که ۳.۸ میلیون دختر افغانستانی بین هفت تا هجده سال از تحصیل محروماند و سالانه ۲۵۰ هزار دختر دیگر به این آمار اضافه میشوند.
این واقعیت، چالش بنیادینی پیش روی هر تلاش بینالمللی برای تغییر وضعیت زنان در افغانستان قرار میدهد: تغییر قوانین بدون تغییر ارزشهای فرهنگی زیربنایی، ناکافی و ناپایدار خواهد بود.
