خبرگزاری راسک: شورای عالی مقاومت ملی برای نجات افغانستان یکی از بزرگترین چترهای سیاسی بود که پس از سقوط جمهوری در خارج از کشور تأسیس شد. مردم نیز انتظار داشتند که این شورا بتواند در روند آزادی افغانستان نقشی اساسی و کلیدی ایفا کرده و با بهرهگیری از تجارب گذشته، آینده کشور را بهتر ترسیم و رهبری کند.
اما متأسفانه، نبود برنامهای کارآمد، فقدان اعتماد میان برخی از اعضای ارشد شورا و نیز سوءاستفاده برخی افراد از نام و جایگاه این شورا، در طول این مدت موجب ایجاد شکافهای عمیقتر، افزایش فاصله میان اعضا و در نهایت فراهم شدن زمینههای گسست و فروپاشی این چتر سیاسی شد.
در طول فعالیت این شورا، هیچگونه توافق بنیادی پیرامون مسائل اساسی کشور شکل نگرفت. حتی برخی از اعضای ارشد، حضور در نشستهای رهبری و جلسات ماهانه شورا را اتلاف وقت میدانستند و از شرکت در آن خودداری میکردند.
در حالی که در ماههای اخیر جبهات نظامی در برابر گروه طالبان فعالتر شده و روند گسترش آنها ادامه دارد، این شورا به جای اتخاذ تصمیمهای مشترک و حرکت منسجم، به اقدامات پراکنده و جداگانه روی آورد. بسیاری از اعضا نیز به جای هماهنگی داخلی، پشت دروازه کشورهای مختلف صف کشیده و در انتظار هدایت و تصمیم دستگاههای استخباراتی و حامیان خارجی خود هستند؛ همانهایی که طی پنج سال گذشته از آنان حمایت مالی کردهاند.
سفر سه تن از اعضای ارشد و شناختهشده شورا، یعنی استاد عطا محمد نور، محمد یونس قانونی و احمد مسعود، به یکی از کشورهای اروپایی و درخواست کمک مالی به مبلغ یکصد میلیون دلار از هیأتی که با آنان دیدار داشت، به گفته برخی منابع، با استقبال روبهرو نشد و آنان بدون دستاورد قابل توجه به محل اقامت خود بازگشتند.
متعاقب آن، سفر محمد یونس قانونی به پاکستان و درخواست حمایت و پشتیبانی از مقامات آن کشور نیز، بنا بر همین گزارشها، نتیجهای در بر نداشت و وی بدون دریافت هیچگونه تعهد یا وعدهای بازگشت. چند روز بعد نیز نشست دیگری در یکی از کشورهای حوزه خلیج فارس برگزار شد که آن نیز بدون نتیجه مشخص پایان یافت.
همچنین، سفر گروه دیگری از شخصیتهای سیاسی به پاکستان که اکثریت آنان از اعضای همین شورا هستند، نشاندهنده نبود هماهنگی در تصمیمگیریهای این مجموعه است؛ زیرا هیچیک از این سفرها در چارچوب برنامه و تصمیم رسمی شورای عالی مقاومت ملی انجام نشده است.
از سوی دیگر، گزارشهایی از درون شورا حاکی از افزایش اعتراضها و انتقادهای اعضاست. شماری از اعضا بر این باورند که این شورا باید منحل شود تا اعضا و جریانهای سیاسی بتوانند با در نظر گرفتن مسئولیتهای خود، راهکارهای مناسبتر و مؤثرتری را برای آینده افغانستان دنبال کنند.
آنچه در این مرحله حساس و سرنوشتساز اهمیت دارد، این است که اگر نشستها و سفرهای اخیر شخصیتهای سیاسی به پاکستان بتواند طرفهای ذیدخل را برای ایجاد یک چتر واحد سیاسی و نظامی و هماهنگی میان جبهات مقاومت متقاعد سازد، زمینه تحولات اساسی و تعیینکننده در افغانستان فراهم خواهد شد. در آن صورت، شورای عالی مقاومت ملی برای نجات افغانستان نیز عملاً جایگاه و نقش خود را از دست خواهد داد و احتمالاً دیگر نامی از آن در معادلات سیاسی کشور باقی نخواهد ماند.
اختصاصی- انفجار درونی در شورای عالی مقاومت ملی برای نجات افغانستان و فروپاشی آن


