واکنش گسترده و خشم آلود افکار عمومی؛ به ویژه تاجیکان، به کاربرد واژه «افغان» از سوی استاد مفتون، یک پیام روشن دارد: دیگر جامعه تاجیک زیر هیچ نام و نشانی حاضر نیست با واژه رسوا شده ای «افغانیت» کنار بیاید.
استاد مفتون هنرمندی تاجیک/ فارسی زبان و محلی خوانی است که در میان اقشار گوناگون تاجیکان و فارسی زبانان منطقه محبوبیت ویژهای دارد و شایسته احترام است.
همه دوستش داریم؛ اما این محبوبیت و دوست داشتن، دلیل نمیشود که او در مسئلهای به این اندازه حساس و در موضوعی که خط سرخ مردم است، پا فراتر بگذارد.
در تاریخ طبری، در بخش مربوط به آفرینش انسان و ورود او به بهشت، داستانی جالب نقل شده است. خداوند به آدم و حوا اجازه داد از همه نعمت های بهشت فیض و بهره ببرند؛ اما به آنان هشدار داد که از گندم نخورند؛ خوردن گندم خط سرخ بود.
حوا ابتدا از آن خورد و سپس به آدم گفت که مزهای عجیبی دارد. آدم نیز تحت تأثیر همسرش وسوسه شد و از گندم خورد. خداوند به دلیل نافرمانی، ابتدا آن دو را برهنه ساخت و سپس از بهشت اخراج کرد؛ چون با وجود تمام نعمت هایی که در اختیار شان قرار گرفته بود، از خط سرخ عبور کرده و پا را از گلیم خود فراتر گذاشته بودند.
حالا عین همین داستان درباره استاد مفتون تکرار شده است. او یک شبه از بهشت هوادارانش بیرون افتاده؛ چون از میوه ممنوعه خورده است؛ اقدامی که برای تاجیکان، مردمی که ستم قوم گرایی افغان و افغانیت را تا مغز استخوان خود لمس و احساس کرده اند و زیر هیچ نام و نشانی دیگر آن را نمی پذیرند.
این واکنش گسترده یک پیام روشن برای همه سیاست مداران، نخبگان و بزرگان اقوام غیر افغان نیز دارد: مواظب باشید!
دیگر مردم هویت قومی تحمیل شده افغانیت را زیر هیچ نام و نشانی نمی پذیرند و این مسئله به خط سرخ جامعه اقوام غیرافغان تبدیل شده است.
خراسان به پیش!
نویسنده: اولیا جلالی


