نویسنده: پیتر بومنت
خبرگزاری راسک: به نقل از گاردین، در آستانه حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳، تحلیلگران و خبرنگاران با مفهومی بهنام استوفپایپینگ (Stovepiping) آشنا شدند؛ اصطلاحی که به عبور اطلاعات خام و پردازشنشده از نهادهای اطلاعاتی به سطح سیاسی، بدون هیچگونه فیلتر یا بازبینی تحلیلی اشاره دارد. به بیان سادهتر، استوفپایپینگ به معنای «گزینش هدفمند اطلاعات» است: در مورد عراق، دولت جورج بوش بر این باور بود که صدام حسین در حال ساخت سلاحهای کشتار جمعی است و برای اثبات همین فرضیه، تنها اطلاعات تأییدکننده را برجسته و دیدگاههای متضاد را حذف کرد. از آنجا که کار اطلاعاتی همواره شامل عدم قطعیت است، این روند فشار سیاسی سنگینی بر ارزیابیها وارد میسازد و در نهایت، کل ساختار تحلیل را مختل میکند.
امروز، شباهتهای نگرانکنندهای با آن دوران دیده میشود: دونالد ترامپ و مقامات ارشدش از جمله مارکو روبیو (وزیر خارجه)، جیدی ونس (معاون رئیسجمهور)، جان رتکلیف (رئیس سازمان سیا) و پیت هگست (وزیر دفاع) در حال تکرار همان الگو هستند. بر خلاف دولت بوش که اطلاعات را به ابزار تبلیغاتی گستردهای برای توجیه جنگ تبدیل کرد، ترامپ به شکلی سرراستتر عمل میکند: با تعیین پیشاپیش روایت دلخواه خود، سپس تلاش برای واداشتن نهادهای اطلاعاتی به تأیید آن. پس از حملات اخیر به تأسیسات هستهای ایران در اصفهان، نطنز و فردو، ترامپ مدعی شد که این تأسیسات «بهطور کامل نابود شدهاند». اما تنها چند روز بعد، ارزیابی درزکرده از آژانس اطلاعات دفاعی آمریکا (DIA) نشان داد که تأثیر واقعی این حملات در بهترین حالت تنها چند ماه برنامه هستهای ایران را به تعویق انداخته و احتمالاً بخش بزرگی از اورانیوم غنیشده پیشتر منتقل شده است.
با این حال، دولت ترامپ به جای پذیرش واقعیت، اظهارات غیرواقعگرایانهتری مطرح کرد از مقایسه حملات با بمباران ناگازاکی و هیروشیما گرفته تا توصیف آن بهعنوان «پیچیدهترین عملیات تاریخ بشر». حتی آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) اعلام کرد که نمیتواند محل ذخایر اورانیوم ایران را تأیید کند، اما ترامپ در فضای مجازی نوشت: «هیچ چیزی از سایتها خارج نشده»، و پیت هگست نیز جمعه همان ادعا را تکرار کرد. مسأله اصلی نه فقط تفاوت دیدگاهها، بلکه زیر سؤال بردن اعتبار اطلاعات رسمی برای تطبیق با احساسات سیاسی رئیسجمهور است. بیاعتمادی ترامپ به نهادهای اطلاعاتی آمریکا موضوع جدیدی نیست؛ از مخالفت با یافتههای مربوط به دخالت روسیه در انتخابات ۲۰۱۶ گرفته تا خروج از توافق هستهای ایران (برجام) در نخستین دوره ریاستجمهوریاش.
تازهترین نمونه، تولسی گابرد مدیر اطلاعات ملی دولت ترامپ است که در آغاز سال جاری تأیید کرد ایران گرچه دارای سطح بیسابقهای از اورانیوم غنیشده است، اما از سال ۲۰۰۳ به بعد، هیچگونه فعالیت مرتبط با ساخت سلاح هستهای را از سر نگرفته است. اما چند روز پس از آن، و تحت فشار سیاسی، گابرد موضعش را تغییر داد و گفت رسانهها سخنانش را تحریف کردهاند و اکنون ایران ممکن است تنها «چند هفته یا چند ماه» با ساخت بمب فاصله داشته باشد. این رویکرد، همانطور که هفته گذشته رولینگ استون تیتر زد، مبتنی بر «احساسات و غرایز شخصی است، نه اطلاعات تأییدشده».
معاون رئیسجمهور، جیدی ونس، در گفتوگو با انبیسی با لحنی تأییدآمیز گفت: «ما به نهادهای اطلاعاتی خود اعتماد داریم، اما به غرایز خود نیز تکیه میکنیم.» اما واقعیت این است که وقتی رئیسجمهور آمریکا شخصاً روایت دلخواه خود را تعیین میکند و از سازمانهای اطلاعاتی میخواهد با آن همسو شوند، دیگر جایی برای تحلیل انتقادی یا ارزیابی واقعبینانه باقی نمیماند. در دوران پس از جنگ عراق، تحلیلگران بارها به خطرات نبود سازوکارهایی چون تیم قرمز (Red Team) در جامعه اطلاعاتی اشاره کردند؛ گروههایی مستقل که وظیفهشان به چالش کشیدن فرضیات غالب و ارزیابی آلترناتیوها بود.
اما امروز، مشکل فراتر از نبود تیم قرمز است: در دولت ترامپ، بهنظر میرسد کل ساختار اطلاعاتی مجبور به پیوستن به تیم ترامپ شده است.
حمیرا، زن افغانستانی مقیم فنلند، عنوان “پناهجوی برجسته سال” را دریافت کرد
شکایت باشندگان کابل از پرچاوی برق
ترامپ خواستار اخراج فوری خبرنگاران سیانان و نیویورکتایمز شد
نخستوزیر پاکستان: اسلامآباد در تحقق آتشبس میان ایران و اسرائیل نقش مؤثر ایفا کرده است
درخواست طالبان از ناروی برای حمایت در بخشهای اجتماعی و کاهش بیکاری


