خبرگزاری راسک: دوازهم ماه جولای، در تقویم جهانی به نام «روز جهانی امید» نامگذاری شده است. ضربالمثل معروفی در میان اهل فرهنگ وهنر وجود دارد که میگویند، «جهان به امید خورده شده است» اما این روزهای شهروندان افغانستان درعمق ناامیدی و آینده تار، روزهای روشن را سپری میکنند ودر دل تاریکی شب به بالین خواب میروند و به جای رویای زندگی کابوس ناامیدیها خوابهای شان را آشفته کرده است.
روزجهانی امید، روزی برای پاسداشت نیرویی که چون مشعلی در دل تاریکیها، راه را نشان میدهد و جانها را به بیداری و حرکت فرا میخواند. سازمان ملل متحد به مناسبت این روز در پیامی نوشته است: «مردم و جوامع در سراسر جهان با چالشهای مداومی روبهرو هستند، اما امید میتواند اصلی الهامبخش برای اقدام در مسیر ساختن جهانی بهتر باشد.»
اما در گوشهای از جهان، جایی در سرزمین زخمخوردهی افغانستان، این روز در حالی از راه میرسد که سایهی سنگین ناامیدی بر زندگی میلیونها انسان افتاده و امید، بیش از آنکه الهامبخش باشد، به مفهومی ناپیدا و دستنیافتنی به نظر میرسد.
بسیاری از شهروندان کشور این روزها در گرداب فقر، تنگدستی، بیکاری و آیندهای مبهم دستوپا میزنند؛ آیندهای که نه رنگ روشنی دارد، نه نویدی برای رهایی.
محدودیتها بر حقوق و آزادیهای بنیادین، زندگیشان مردم به ویژه زنان و دختران افغانستان را هر روز در تنگنای بیشتری قرار میدهد؛ آنچنان که حتی روزنهای از نور در دل شبهای تاریکشان دیده نمیشود.
در همین حال، گزارشهایی نگرانکننده از افزایش خودکشی جوانان در ولایتهای مختلف افغانستان هر روز سر خط رسانههای داخلی و بینالمللی است. منابع محلی به رسانهها گفتهاند که تنها در یک هفتهی اخیر، چهار تن در ولایتهای کندهار، ننگرهار و خوست دست به خودکشی زدهاند؛ رویدادهایی که ریشه در فقر، بیکاری و نبود حمایتهای روانی و اجتماعی دارد.
در میان همهی این تلخیها، پیام امیدبخش سازمان ملل چون صدایی است که در هیاهوی رنج و بحران، گم میشود. این سازمان هدف از نامگذاری «روز جهانی امید» را «ترویج این اصل بهعنوان چراغ راهی برای فرد، جامعه و ملتها» عنوان کرده است، اما برای مردم افغانستان، امید دیگر واژهای ساده نیست؛ امید این روزها بهای گزافی دارد، بهایی که بسیاری شاید دیگر توان پرداخت آن را ندارند.
وقتی در خیابان کلان شهرها و یا روستاهای افغانستان سر صحبت با هر آدمی باز کنید، نخستین واژه شاید «نان» باشد مردم این روزها در عمق بحران انسانی و فقدان آزادی تنها به چیزی که فکر میکنند نان است، نانی که حاکمان آن را از دسترخوان مردم دزدیده و به سرنوشت و تقدیر گرسنگی مردم را ربط میدهند.
اکنون بیش از هر زمان، افغانستان نیازمند احیای امید است؛ اما نه تنها با شعار، بلکه با اقدام، حمایت، و توجه واقعی. در جهانی که روزی را به امید اختصاص داده، شاید بهتر آن باشد که پیش از گرامیداشت، چراغی برای آنان روشن کنیم که در تاریکی مطلق گرفتارند.
روز جهانی امید؛ جهان از امید میگوید و افغانستان از رنج


