خبرگزاری راسک: عبدالحکیم شرعی، سرپرست وزارت عدلیه طالبان، در دیدار با نندا ایوالست، معاون سفارت اندونزیا در کابل، گفته است که «قرآن کریم و سنت نبوی» اساس تمامی قوانین این گروه را تشکیل میدهند. او افزوده که این گروه تاکنون دهها قانون را از منابع معتبر فقهی استخراج کرده است.
وزارت عدلیه طالبان با نشر خبرنامهای درباره این دیدار اعلام کرده است که دو طرف در مورد تقویت روابط، همکاریهای دوجانبه و پیشرفتهای اخیر افغانستان، بهویژه در بخش قانونگذاری، گفتوگو کردهاند.
اظهارات سرپرست وزارت عدلیه طالبان مبنی بر اینکه «قرآن کریم و سنت نبوی» مبنای قوانین و حکومتداری این گروه است، در ظاهر تلاشی برای مشروعیتبخشی به اداره طالبان از دیدگاه اسلامی بهنظر میرسد. اما بررسی عملکرد این گروه در چهار سال گذشته نشان میدهد که میان آنچه ادعا میشود و آنچه در عمل رخ داده، تناقضی آشکار وجود دارد؛ بهگونهای که میتوان گفت طالبان دین را به ابزاری سیاسی برای کنترل جامعه و فریب افکار عمومی تبدیل کرده است.
نخستین نمونهای که این تناقض را بهروشنی نشان میدهد، ممنوعیت آموزش و تحصیل برای دختران است. در حالیکه در قرآن و سنت هیچ نص یا حدیث معتبری وجود ندارد که آموزش را برای زنان حرام بداند، بلکه برعکس، احادیث متعددی بر «طلب علم برای هر مسلمان، زن و مرد» تأکید دارند. عالمان دین همواره تأکید کردهاند که ممنوعیت تحصیل دختران و کار کردن زنان در جامعه، هیچگونه پشتوانه شرعی ندارد. بنابراین، تصمیم طالبان در این زمینه بر نگرشهای قبیلهای و مردسالارانه استوار است، نه بر مبانی دینی.
موضوع دوم که ماهیت ضد دینی عملکرد طالبان را نشان میدهد، سرکوب و حذف نقش اجتماعی زنان است. این گروه حتی صدای زن را «عورت» میخوانند و به بهانه رعایت حجاب، زنان را از حضور در جامعه محروم کرده و در چهاردیواری خانهها زندانی ساخته است. این در حالی است که اسلام، زن را دارای کرامت انسانی و حقوق اجتماعی میداند و هیچ آیه یا سنتی چنین محدودسازی گسترده را تأیید نمیکند.
عبدالحکیم شرعی مدعی است که طالبان دهها قانون را از منابع فقهی استخراج کردهاند، اما به باور آگاهان و عالمان دین، این قوانین بیشتر برداشتهای تحریفشده و گزینشی از متون فقهی هستند. قوانین طالبان بدون مشارکت علمای دگراندیش، بدون مشورت با مردم و بدون در نظر گرفتن تنوع گسترده فقهی در جهان اسلام تدوین شدهاند. در حالیکه فقه اسلامی همواره بر اصولی مانند «اجماع، قیاس، مصلحت و اجتهاد» استوار بوده، طالبان با تکیه بر تفسیری خشک و تکبعدی از فقه حنفی، روح پویای فقه اسلامی را سرکوب کردهاند.
سرپرست وزارت عدلیه طالبان در حالی از وحدت امت اسلامی سخن میگوید که این گروه در داخل افغانستان هیچگونه تحملی نسبت به دیدگاههای مخالف ندارد. طالبان مخالفان خود را بهسادگی تکفیر یا سرکوب میکنند و حقوق اقلیتهای مذهبی مانند شیعیان، سیکها و اهل هنود را نادیده میگیرند. در حالیکه تأکید اسلام بر وحدت، همراه با عدالت، مشارکت و کرامت انسانی است، نه بر انحصار، حذف و تکفیر.
طالبان با استناد به مفاهیم مقدس، حکومتی را بنا نهادهاند که عملکرد آن بارها در تضاد آشکار با آموزههای قرآن و سنت قرار گرفته است. آنچه آنان «شریعت» مینامند، در حقیقت مجموعهای از تفاسیر گزینشی و ابزاری است که بهجای سوقدادن جامعه بهسوی رشد و عدالت، آن را در مسیر انحصار، ظلم و تاریکی نگه میدارد. این استفاده ابزاری از دین، نه تنها نوعی فریبدادن مردم است، بلکه خیانتی آشکار به پیام صلحطلب، عدالتمحور و انسانگرای اسلام نیز محسوب میشود.
شریعت طالبان؛ نقاب دین بر چهره سرکوب


