RASCRASC
  • صفحه نخست
  • رویدادهای خبری
    • افغانستان
    • جهان
    • علمی
    • ورزش
    • گزارش ها
  • مقاله های تحلیلی
    • اندیشه
    • ادبیات
    • سیاسی
    • اقتصاد
    • جامعه
    • تاریخ
    • فرهنگ و هنر
  • بررسی و پژوهش‌های علمی
    • مطالعات صلح
    • مطالعات امنیت
    • مطالعات توسعه
    • مطالعات تاریخ
    • مطالعات فرهنگ و ادب
    • مطالعات جامعه‌شناسی
    • مطالعات فلسفه
    • مطالعات سیاست
    • مطالعات روان‌شناسی
    • مطالعات حقوق
    • مطالعات اقتصاد
    • مطالعات زنان
    • مطالعات رسانه
    • مطالعات دینی
  • عیاران
  • دیدگاه راسک
  • درباره ما
  • فارسی
    • العربية
    • English
    • Français
    • Deutsch
    • پښتو
    • فارسی
    • Русский
    • Español
    • Тоҷикӣ
    • Türkçe
RASCRASC
  • صفحه نخست
  • رویدادهای خبری
    • افغانستان
    • جهان
    • علمی
    • ورزش
    • گزارش ها
  • مقاله های تحلیلی
    • اندیشه
    • ادبیات
    • سیاسی
    • اقتصاد
    • جامعه
    • تاریخ
    • فرهنگ و هنر
  • بررسی و پژوهش‌های علمی
    • مطالعات صلح
    • مطالعات امنیت
    • مطالعات توسعه
    • مطالعات تاریخ
    • مطالعات فرهنگ و ادب
    • مطالعات جامعه‌شناسی
    • مطالعات فلسفه
    • مطالعات سیاست
    • مطالعات روان‌شناسی
    • مطالعات حقوق
    • مطالعات اقتصاد
    • مطالعات زنان
    • مطالعات رسانه
    • مطالعات دینی
  • عیاران
  • دیدگاه راسک
  • درباره ما
Follow US
.RASC. All Rights Reserved ©
مقاله های تحلیلی

آسیب‌شناسی خود بزرگ‌بینی فرماندهانِ مقاومت و “کشفِ حقیقتِ سلطه‌ای استبدادِ طالبانی”

Published ۱۴۰۴/۰۵/۰۴
SHARE

معین اسلام‌پور
خبرگزاری راسک: در چهار سال سلطه‌ای استبدادِ طالبانی، یک مساله‌ای غم‌ناک و محوری‌که بسیار آزار دهنده است، خود بزرگ‌بینی، رهبران سیاسی و فرماندهانِ مقاومت است. گروه‌های مخالفِ طالبان به‌یک بیماری مزمن و کابوس‌ناک مصاب شده‌اند، اکثریتِ فرماندهان و رهبران نظامی- سیاسی پیشین، یک نگاه برترطلبانه‌ی نسبت به‌مردم، فرماندهانِ جوان تازه جذب شده‌ای مقاومت دارند، عده‌ای هنوز احساس می‌نمایند در موقف‌های رسمی دولتی خویش قرار دارند.
آن‌ها هم‌چنان آماده نیستند از مرکبِ جهل و جنونِ خویش پیاده شوند، زنگ و پیام‌های آنانی‌ را که ساعت‌ها در پشتِ تلفون‌ها منتظر می‌مانند، به‌زودی پاسخ دهند؛ آن‌هم پیامی را که ممکن به‌لحاظِ زمانی- امنیتی بسیار پُر اهمیت باشد؛ به‌موقع جواب دریافت ‌کنند؛ چیزی‌که بارها اتفاق افتاد، سرانجام بچه‌های مردمِ مظلومانه در میدانِ نبرد در نتیجه‌ی سهل‌انگاری، بی‌تفاوتی مسوولان و فرماندهانِ مافوق خود توسطِ دشمن کشته شده‌اند.
آینه‌نمایی‌کذایی موقف‌های پیشین دولتی- رتبه‌های نظامی و چسبیدن در لاکِ ننگین گذشته‌ی سیاه خود، از دلایلِ عمده‌ای عدمِ کارایی و موثریتِ فرماندهانِ مقاومت است. وقتی فدل‌کاسترو در کوه‌های سیرا ماسترا با تعدادِ معدودی از چریک‌های همرزمش اعلامِ حضورکرد. در فرصتِ کوتاه در برابرِ رژیم خودکامه‌ای باتیستا در کوبا به‌یک نقطه‌ای تهدیدِ بالقوه تبدیل شد.
برخی از افسرانِ بلند رتبه‌ای نظامی ارتش دولتی به‌صفوفِ نیروهای فیدل پیوستند موردِ استقابل و حرمتِ او قرار گرفتند. اما این افسران از گذشته‌های شرم‌ناک و رتبه‌های نظامی خود به‌شدت پاس‌داری و فخر فروشی می‌کرده‌اند. این وضع برای فیدل خوشایند نبود، دستور داد تمامِ رتبه‌های نظامی را از سر شانه‌ها دور انداخته شود و موقف‌های پیشین فراموش شود، همه در مقامِ یک‌سرباز سر سپرده و رسالت‌مند قرار گیرند، هر تازه ورودی به‌ارتش چریکی باخود ‌تفنگ حمل کنند و به‌عنوانِ یک‌سرباز با مسوولیت، علیه‌ی رژیم دیکتاتوری حاکم مبارزه و مقاومت کنند. هدفِ فیدل این بود که تعلقِ کذایی و عوام فریبانه‌ای نیروی ارتش پیشین را قطع کند و دیگر کسی به‌گذشته‌ای ننگین رژیم خودکامه‌ای پیشین وفادار نباشند.
باتوجه به این داستان، در چهار سال مقاومت، علیه‌ای استبدادِ طالبانی به‌وضوح مشاهده می‌شود، هنوز شماری از ژنرالان و نظامیانِ پیشین، احساس می‌کنند، همان قهرمانان تصادفی دیروز استند که از فرسخ‌ها راهِ دور دستور می‌دهند، افسران و سربازانِ جوان از دستورشان مطابقِ به‌اصولِ نظامی و نظمِ اجباری عسکری تبعیت می‌کنند؛ این خود بزرگ‌بینی‌کذایی به‌شدت زیان‌بار است.
به‌باور نگارنده دو راه می‌تواند مارا از این بن بست به‌سرانجامِ موفقیت و پیروزی برساند: نخست، تمامِ تعلقاتِ رتبه‌ها و موقف‌ها تعطیل و کنار گذاشته شود هر فردی در مقام یک‌سرباز سبک‌بال خودرا قرار دهند. دوم، اگر این رویکرد برای‌شان سنگین تمام می‌شود، بهتر است خود داوطلبانه و آبرومندانه کنار بروند یا در نهایت رهبرانِ جبهاتِ مقاومت آنان را به‌حاشیه برند. بدیل خوب می‌تواند افراد و اشخاصی تازه ورود به‌جبهات بوده باشند، به‌مراتب از یک‌مشت افراد فرصت‌طلب و استفاده‌جو موثر واقع خواهند شد.
خود شناسی و دشمن‌شناسی
سان‌تزو در کتاب”هنر جنگ”، رهنمود قشنگی دارد می‌گویید” اگر خود و دشمنت را بشناسی، نیازی نیست از نتیجه‌ی صدها نبرد هراس داشته باشی. اگر خودرا بشناسی، اما از دشمنت شناخت نداشته باشی، به ازای هر پیروزی طعم یک شکست را خواهی چشید. و اگر نه خودت را بشناسی و نه‌ دشمنت را، در هر نبردی از پای در خواهی آمد.”
بر اساسِ محاسبه‌ی نظامی سان‌تزو عده‌ای از رهبرانِ مقاومت و گروه‌های اپوزیسیونی در این مدت نه‌خودرا شناختند و نه‌دشمن سفاک و خون‌آشام خودرا، دلایل عمده‌ای‌که نیروهایی مقاومت در چهار سال پسین، هنوز به‌موفقیت قابل ملاحیظه و قناعت‌بخشی، دست نیافته‌اند؛ عدمِ خودشناسی است که در هر دو سطح از شناختِ خود و دشمنِ خویش عاجز بوده‌اند.
حقیقتِ حضور و سطله‌ای ننگینِ استبدادِ قومی را نشناخته‌اند، این گروه در پی چه استند؛ و چه می‌خواهند؛ در حالی‌که عمل‌کرد و اهدفِ دشمن برملا است؛ استراتژی پنهان و سایه‌ای هم ندارد که شناخت آن دشوار باشد؛ اما برخی‌ها هرگز در این مدت نخواسته‌اند خود و دشمن را بشناسند؛ این به‌لحاظِ آسیب‌شناسی بزرگ‌ترین نقطه‌ای ضربت و رازناک حوزه‌ی ما است. چرا ما هم‌چنان آماده‌ای پذیرش حقیقت تلخ “جنگ قومی” نیستیم؛ حتا بر ماهیت و هویتِ دشمنِ خود شک و تردید داریم.‌

Shams Feruten ۱۴۰۴/۰۵/۰۴

ما را دنبال کنید

Facebook Like
Twitter Follow
Instagram Follow
Youtube Subscribe
مطالب مرتبط
القاعده
افغانستان

دو سال پس از کشته‌شدن ایمن الظواهری در کابل؛ طالبان هنوز مرگ او را تأیید نکردند

Shams Feruten Shams Feruten ۱۴۰۳/۰۵/۱۱
دو خواهر در انفجاری در استان ننگرهار جان باختند
طالبان مدیریت «هتل سرینا» را از اختیار شبکه‌ی آقاخان بدست گرفتند
چگونه طالبان الهام‌بخش تروریسم جهانی شده‌اند و در برابر آن چه باید کرد؟
گروه طالبان بازداشت زنان معترض در کابل را انکار کرد
- تبلیغات -
Ad imageAd image
فارسی | پښتو | العربية | English | Deutsch | Français | Español | Русский | Тоҷикӣ

مارا دنبال کنید

.RASC. All Rights Reserved ©

Removed from reading list

Undo
به نسخه موبایل بروید
خوش آمدید

ورود به حساب

Lost your password?