نویسنده: براهمه چلانی
خبرگزاری راسک: بهنوشته وبسایت تحلیلی ـ سیاسی نشریه هیل، پاکستان از زمان تأسیس در سال ۱۹۴۷ بهندرت از سیطره ارتش قدرتمند خود رهایی یافته است. حتی در دورههایی که نظامیان رسماً بر سر قدرت نبودهاند، ژنرالها همواره از پشت صحنه دولتها را ساخته یا ساقط کرده، سیاست خارجی و امنیتی را تعیین نموده و مانع از استقلال واقعی رهبران غیرنظامی شدهاند.
اکنون، برای نخستین بار، ارتش پاکستان بدون اجرای کودتای کلاسیک، کنترل مستقیم خود را به شیوهای تازه و خطرناک تثبیت کرده است؛ روشی که نویسنده آن را «کودتای قانون اساسی» مینامد.
براساس این تحلیل، ژنرال عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان ـ که دونالد ترامپ از او با عباراتی چون «فیلد مارشال محبوب من»، «آدم فوقالعاده» و «شخصیتی الهامبخش» یاد کرده ـ عملاً به حاکم واقعی پاکستان بدل شده است؛ بیآنکه مسئولیت رسمی حکومت را برعهده داشته باشد.
این وضعیت با تصویب اصلاحیه بیستوهفتم قانون اساسی پاکستان ممکن شده است؛ اصلاحیهای که برتری ارتش بر تمامی نهادهای دولتی را بهصورت رسمی و حقوقی نهادینه میکند. بهگزارش نشریه هیل، این اصلاحیه، ارتش را مرجع نهایی تصمیمگیری در سیاست خارجی، امنیت ملی و حتی راهبردهای اقتصادی معرفی کرده و رهبران غیرنظامی را به چهرههایی تشریفاتی فروکاسته است.
بهاینترتیب، عاصم منیر به جایگاهی دست یافته که دیکتاتورهای نظامی پیشین هرگز بهطور کامل به آن نرسیده بودند: قدرت مطلق با پوشش قانونی.
در این چارچوب، فرمانده ارتش پاکستان قدرت را بدون پذیرش مسئولیت اعمال میکند؛ در حالیکه دولت غیرنظامی نقش سپر حفاظتی را ایفا میکند. همزمان، عمران خان، محبوبترین سیاستمدار پاکستان که در سال ۲۰۲۲ پس از اختلاف با ارتش از قدرت کنار گذاشته شد، همچنان در زندان بهسر میبرد؛ آن هم در شرایطی که حامیانش در انتخابات پارلمانی سال گذشته بیشترین کرسیها را بهدست آوردند.
بهنوشته نشریه هیل، ایالات متحده در برابر این تحولات سکوتی قابل تأمل اختیار کرده است. در حالیکه ترامپ آشکارا از علاقه خود به پاکستان سخن میگوید، دموکراسی شکننده این کشور زیر فشار ساختار نظامی در حال خفهشدن است.
نهادهای معتبر بینالمللی واکنش متفاوتی داشتهاند. کمیسیون بینالمللی حقوقدانان این اصلاحیه را «حملهای تمامعیار به حاکمیت قانون» توصیف کرده و فولکر تورک، کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد، هشدار داده است که این اقدام استقلال قوه قضاییه را بهشدت تضعیف کرده و پرسشهای جدی درباره پاسخگویی ارتش ایجاد میکند. با این حال، دولت ترامپ نهتنها واکنشی انتقادی نشان نداده، بلکه بهگفته نویسنده، در حال نزدیکشدن هرچه بیشتر به ژنرالهای پاکستانی است.
این رویکرد، تغییری چشمگیر نسبت به دوره نخست ریاستجمهوری ترامپ محسوب میشود؛ زمانی که او کمکهای امنیتی به پاکستان را قطع کرد و اسلامآباد را به «دروغگویی و فریب» در قبال میلیاردها دالر کمک آمریکا متهم ساخت. ترامپ در آن زمان، پناهدادن مخفیانه پاکستان به اسامه بنلادن را نمونهای از این رفتار عنوان کرده بود.
اما بهنوشته نشریه هیل، پاکستان در سال جاری با اجرای یک کارزار هدفمند لابیگری در واشنگتن، توانست نظر ترامپ را تغییر دهد. استخدام چهرههای نزدیک به ترامپ، وعده سرمایهگذاری در حوزه عناصر نادر معدنی و حتی پیشنهاد همکاریهای پرسود رمزارزی با شرکت مرتبط با خانواده ترامپ، بخشی از این راهبرد بوده است.
در جون گذشته، ترامپ برای نخستین بار در تاریخ آمریکا، فرمانده ارتش پاکستان ـ نه رئیس دولت این کشور ـ را بهطور رسمی در کاخ سفید پذیرفت. اندکی بعد، عاصم منیر با حمایت دولتی همسو، به درجه فیلد مارشال ارتقا یافت و سپس با اصلاح قانون اساسی، به عنوان نخستین «فرمانده کل نیروهای دفاعی» پاکستان معرفی شد؛ مقامی که کنترل زرادخانه هستهای، ارتش، نیروی هوایی و دریایی را در اختیار او میگذارد.
بهگزارش نشریه هیل، این اصلاحیه همچنین مصونیت مادامالعمر قضایی و تمدید دوره حضور او در قدرت را تضمین کرده و حتی تصریح میکند که فیلد مارشال «قهرمان ملی» محسوب شده و تا پایان عمر در یونیفورم نظامی باقی میماند؛ امری که نویسنده آن را «نظامیگری قانوناساسیشده» توصیف میکند.
براساس این تحلیل، برخلاف چین که در آن ارتش بازوی حزب حاکم است، در پاکستان این ارتش است که خود نهاد حاکم بهشمار میرود. اکنون، با مشروعیتبخشی حقوقی، دیگر نیازی به کنترل پنهان سیاست ندارد و میتواند آشکارا مسیر دولت، اقتصاد و جامعه را تعیین کند.نویسنده با اشاره به هشدار نواز شریف، نخستوزیر پیشین پاکستان، یادآور میشود که ارتش این کشور از «دولتی درون دولت» به «دولتی بالاتر از دولت» تبدیل شده است؛ روندی که به باور او، ریشه اصلی ناکارآمدی، خشونت ساختاری و تضعیف دموکراسی در پاکستان است.
در پایان، یادداشت نشریه هیل هشدار میدهد که چشمپوشی واشنگتن از این تحولات، آمریکا را در تثبیت یک دیکتاتوری قانوناساسی در کشوری هستهای و بیثبات شریک میسازد؛ شراکتی که پیامدهای آن، تنها متوجه پاکستان نخواهد بود.
نشریه هیل: سکوت واشنگتن، دموکراسی پاکستان را به پای ژنرالها قربانی کرد


