RASCRASC
  • صفحه نخست
  • رویدادهای خبری
    • افغانستان
    • جهان
    • علمی
    • ورزش
    • گزارش ها
  • مقاله های تحلیلی
    • اندیشه
    • ادبیات
    • سیاسی
    • اقتصاد
    • جامعه
    • تاریخ
    • فرهنگ و هنر
  • بررسی و پژوهش‌های علمی
    • مطالعات صلح
    • مطالعات امنیت
    • مطالعات توسعه
    • مطالعات تاریخ
    • مطالعات فرهنگ و ادب
    • مطالعات جامعه‌شناسی
    • مطالعات فلسفه
    • مطالعات سیاست
    • مطالعات روان‌شناسی
    • مطالعات حقوق
    • مطالعات اقتصاد
    • مطالعات زنان
    • مطالعات رسانه
    • مطالعات دینی
  • عیاران
  • دیدگاه راسک
  • درباره ما
  • فارسی
    • العربية
    • English
    • Français
    • Deutsch
    • پښتو
    • فارسی
    • Русский
    • Español
    • Тоҷикӣ
    • Türkçe
RASCRASC
  • صفحه نخست
  • رویدادهای خبری
    • افغانستان
    • جهان
    • علمی
    • ورزش
    • گزارش ها
  • مقاله های تحلیلی
    • اندیشه
    • ادبیات
    • سیاسی
    • اقتصاد
    • جامعه
    • تاریخ
    • فرهنگ و هنر
  • بررسی و پژوهش‌های علمی
    • مطالعات صلح
    • مطالعات امنیت
    • مطالعات توسعه
    • مطالعات تاریخ
    • مطالعات فرهنگ و ادب
    • مطالعات جامعه‌شناسی
    • مطالعات فلسفه
    • مطالعات سیاست
    • مطالعات روان‌شناسی
    • مطالعات حقوق
    • مطالعات اقتصاد
    • مطالعات زنان
    • مطالعات رسانه
    • مطالعات دینی
  • عیاران
  • دیدگاه راسک
  • درباره ما
Follow US
.RASC. All Rights Reserved ©
رویدادهای خبری

نشنال اینترست: دهه‌ها مداخله پاکستان در افغانستان نه‌تنها ثبات نیاورد، بلکه بحران را عمیق‌تر کرد

Published ۱۴۰۴/۱۲/۲۳
SHARE

خبرگزاری راسک: به نقل از نشریه «نشنال اینترست»، پاکستان باید بپذیرد که دهه‌ها مداخله آن در افغانستان نه تنها سودی برایش نداشته، بلکه در بسیاری موارد به زیان منافع راهبردی این کشور تمام شده است.

در حالی که توجه جهانی از ۲۸ فبروری عمدتاً بر افزایش حملات ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران متمرکز شده است، همزمان رویارویی دیگری که کمتر مورد توجه قرار گرفته، میان پاکستان و طالبان در حال شکل‌گیری است. وخامت روابط میان اسلام‌آباد و طالبان این پرسش مهم را مطرح می‌کند: راهبرد بلندمدت پاکستان در قبال افغانستانِ تحت حاکمیت طالبان چیست؟

افغانستان از زمان به قدرت رسیدن طالبان در آگست ۲۰۲۱ با بحران‌های همزمان سیاسی، اقتصادی و انسانی روبه‌رو بوده است. تصمیم‌های پاکستان می‌تواند نقش تعیین‌کننده‌ای در این داشته باشد که این کشور همچنان در چرخه بی‌ثباتی باقی بماند یا به سمت یک توافق سیاسی پایدارتر حرکت کند.

زمانی که طالبان در ۱۵ آگست ۲۰۲۱ وارد کابل شدند، نهادهای سیاسی و نظامی پاکستان آشکارا از بازگشت آنان استقبال کردند. یک روز بعد، عمران خان نخست‌وزیر وقت پاکستان اعلام کرد طالبان «زنجیرهای بردگی را شکسته‌اند» و پیروزی آنان را همزمان یک پیروزی ژئوپولیتیکی و فرهنگی علیه نفوذ غرب دانست. او در مراسم آغاز برنامه «نصاب آموزشی واحد ملی» در پاکستان گفت: «شکستن زنجیرهای ذهنی بسیار دشوارتر است.»

این سخنان بازتاب‌دهنده روایت ایدئولوژیکی گسترده‌تری بود که نفوذ فرهنگی غرب را نوعی سلطه فکری بر جوامع مسلمان معرفی می‌کرد.

این ادبیات به‌طور قابل توجهی با زبانی که طالبان بعدها برای توجیه ممنوعیت آموزش دختران بالاتر از کلاس ششم به کار بردند هم‌خوانی داشت؛ طالبان استدلال می‌کردند که نظام آموزشی افغانستان باید ابتدا «اسلامی‌سازی» شود و از نفوذ استعمار فرهنگی رها گردد.

نمادگرایی نیز این پیام را تقویت کرد. چند روز پس از تسلط طالبان بر کابل، عکسی که به‌طور گسترده منتشر شد، رئیس وقت سازمان اطلاعات ارتش پاکستان، فیض حمید، را نشان می‌داد که در یک هتل کابل در حال نوشیدن قهوه است. این تصویر به‌گونه‌ای تفسیر شد که بخشی از نهاد امنیتی پاکستان معتقد است اسلام‌آباد پس از دو دهه حضور نظامی غرب در افغانستان، بار دیگر نفوذ راهبردی خود را در این کشور بازیافته است.

اما هم‌سویی ظاهری میان اسلام‌آباد و طالبان خیلی زود شروع به فروپاشی کرد. پس از آن‌که طالبان قدرت خود را تثبیت کردند، شکاف‌ها میان دو طرف آشکار شد. مهم‌ترین منبع تنش مربوط به گروه «تحریک طالبان پاکستان» بود؛ سازمانی شبه‌نظامی که مسئول بسیاری از حملات مرگبار در داخل پاکستان شناخته می‌شود.

در ابتدا طالبان پیشنهاد دادند میان اسلام‌آباد و تحریک طالبان پاکستان میانجیگری کنند و حتی برای مدت کوتاهی آتش‌بس برقرار شد.

اما مذاکرات به‌سرعت فروپاشید، زیرا تحریک طالبان پاکستان خواستار بازگرداندن کنترل مناطق قبیله‌ای سابق در شمال غرب پاکستان در امتداد مرز افغانستان شد. چنین اقدامی عملاً به معنای لغو ادغام این مناطق در ایالت خیبر پختونخوا در سال ۲۰۱۸ بود؛ ادغامی که بر اساس بیست‌وپنجمین اصلاحیه قانون اساسی پاکستان انجام شده بود و بخشی از حاکمیت سرزمینی این کشور محسوب می‌شود.

در همین حال، تحریک طالبان پاکستان به یک چتر گسترده‌تر از گروه‌های شبه‌نظامی تبدیل شد و حملات خود علیه نیروهای امنیتی پاکستان را افزایش داد.

با افزایش تنش‌ها، چین تلاش کرد میان اسلام‌آباد و طالبان میانجیگری کند، اما بی‌اعتمادی عمیق میان دو طرف مانع از موفقیت این تلاش‌ها شد.

در جریان یکی از سفرهای پژوهشی نویسنده این گزارش به پاکستان در جنوری ۲۰۲۵، مقام‌های ارشد پاکستانی همچنان تأکید داشتند که اختلافات با طالبان «قابل مدیریت» است. اما رویدادهای ماه‌های بعد نشان داد که وضعیت بسیار پیچیده‌تر از آن چیزی است که تصور می‌شد.

نقطه عطف بحران در ۹ اکتبر ۲۰۲۵ رخ داد، زمانی که پاکستان حمله هوایی کم‌سابقه‌ای را در کابل انجام داد و نور ولی محسود، رهبر تحریک طالبان پاکستان، را هدف قرار داد. هرچند محسود از این حمله جان سالم به در برد، اما هدف قرار دادن پایتخت افغانستان نشانه تشدید جدی تنش‌ها بود.

پاکستان پیش‌تر نیز مواضع تحریک طالبان پاکستان را در استان‌های مختلف افغانستان هدف قرار داده بود، اما حمله به کابل نشان‌دهنده مرحله‌ای جدید در این رویارویی بود.

زمان این حمله نیز از نظر سیاسی مهم بود؛ زیرا وزیر خارجه گروه طالبان در همان زمان در حال سفر به هند، رقیب راهبردی اصلی پاکستان، بود.

پس از این رویداد، چندین کشور از جمله قطر، ترکیه و عربستان سعودی تلاش کردند میان دو طرف میانجیگری کنند، اما در نهایت این تلاش‌ها در فضای بی‌اعتمادی شدید شکست خورد.

آتش‌بس شکننده‌ای که برقرار شده بود، در ۲۶ فبروری فروپاشید؛ زمانی که تحریک طالبان پاکستان به یک پایگاه نظامی پاکستان در خیبر پختونخوا حمله کرد و چندین تلفات برجای گذاشت.

در این مرحله، تنش‌ها دیگر تنها به مسئله تحریک طالبان پاکستان محدود نبود. اسلام‌آباد به‌طور فزاینده‌ای طالبان را متهم می‌کرد که حملات «ارتش آزادی‌بخش بلوچستان» را تحمل می‌کنند یا به‌طور غیرمستقیم امکان فعالیت آن را فراهم می‌سازند.

همزمان نگرانی پاکستان درباره روابط دیپلماتیک طالبان با هند نیز افزایش یافت.

نقطه گسست نهایی در ۲۷ فبروری ۲۰۲۶ رخ داد؛ زمانی که پاکستان اعلام کرد وارد «جنگ آشکار» با گروه طالبان شده است.

برخلاف عملیات‌های قبلی که عمدتاً علیه تحریک طالبان پاکستان انجام می‌شد، این بار پاکستان مواضع هم تحریک طالبان پاکستان و هم طالبان را در چندین استان افغانستان هدف قرار داد؛ از جمله کابل و قندهار، شهری که محل اقامت رهبر طالبان، هبت‌الله آخندزاده، است.

این تحول نشان داد که پاکستان ممکن است دیگر طالبان را صرفاً یک شریک غیرقابل اعتماد نبیند، بلکه آنان را تهدیدی بالقوه برای امنیت خود تلقی کند.

در تفکر راهبردی پاکستان، نگرانی درباره هند همواره نقش مهمی در سیاست افغانستان این کشور داشته است.

از زمان ایجاد پاکستان در سال ۱۹۴۷، بسیاری از استراتژیست‌های پاکستانی معتقد بوده‌اند که هند ممکن است از ملی‌گرایی قومی در داخل پاکستان به‌ویژه در میان پشتون‌ها و بلوچ‌ها برای تضعیف این کشور استفاده کند.

این نگرانی‌ها با مسئله تاریخی «خط دیورند» نیز گره خورده است؛ مرزی که در سال ۱۸۹۳ برای تعیین مرز میان هند بریتانیایی و افغانستان ترسیم شد.

افغانستان در سال ۱۹۴۷ تنها کشوری بود که با عضویت پاکستان در سازمان ملل متحد مخالفت کرد، هرچند بعدها این موضع را تغییر داد.

در عین حال، واقعیت‌های قومی در منطقه بسیار پیچیده است. تاجیک‌ها، ازبک‌ها، ترکمن‌ها، بلوچ‌ها و دیگر گروه‌های قومی در میان مرزهای چندین کشور تقسیم شده‌اند و هرگونه تلاش برای ترسیم مرزهای جدید بر اساس قومیت می‌تواند بی‌ثباتی گسترده‌ای ایجاد کند.

حتی اگر همکاری مستقیم میان طالبان و هند قطعی نباشد، برداشت‌های امنیتی پاکستان همچنان بر سیاست‌های این کشور تأثیر می‌گذارد.

همان‌طور که یکی از سیاست‌گذاران پاکستانی در گفت‌وگویی در جنوری ۲۰۲۵ به نویسنده این گزارش گفت: «گاهی تنها برداشت‌ها می‌توانند واقعیت راهبردی را شکل دهند.»

اکنون پرسش اصلی این است که پاکستان در نهایت چه چیزی در افغانستان می‌خواهد. آیا اسلام‌آباد تلاش می‌کند طالبان را وادار به تغییر رفتار کند، یا در حال بررسی حمایت از یک جایگزین سیاسی برای حکومت طالبان است؟

از اکتبر ۲۰۲۵ به این سو، لحن مقام‌های پاکستانی به‌طور محسوسی تندتر شده است. مقام‌هایی از جمله سخنگوی ارتش پاکستان و وزیر دفاع، خواجه آصف، در نشست‌های خبری مواضع سخت‌گیرانه‌تری اتخاذ کرده‌اند.

با این حال، هدف نهایی راهبردی پاکستان همچنان مبهم باقی مانده است.

یک احتمال این است که اسلام‌آباد همچنان امیدوار باشد با اعمال فشار، طالبان را وادار کند فعالیت تحریک طالبان پاکستان را مهار کنند، در شیوه حکمرانی خود تعدیل ایجاد کنند و نفوذ هند در افغانستان را محدود سازند.

احتمال دوم این است که پاکستان به این نتیجه رسیده باشد که طالبان قابل اصلاح نیستند و افغانستان نیازمند یک توافق سیاسی گسترده‌تر با حضور نیروهای دموکراتیک مخالف طالبان است.

اگرچه اسلام‌آباد به‌طور رسمی از چنین گزینه‌ای حمایت نکرده، اما در اظهارات اخیر وزارت خارجه پاکستان به‌طور فزاینده‌ای بر ضرورت شکل‌گیری یک نظم سیاسی متفاوت در افغانستان تأکید شده است.

در ۱۲ اکتبر ۲۰۲۵، سخنگوی وزارت خارجه پاکستان اعلام کرد: «پاکستان خواهان افغانستانی صلح‌آمیز، باثبات، دوست، فراگیر، متصل به منطقه و شکوفا است» و ابراز امیدواری کرد که «یک حکومت واقعاً نماینده مردم افغانستان» در این کشور شکل بگیرد.

در نشست دیگری نیز این وزارتخانه افزود: «امیدواریم روزی مردم افغانستان رهایی یابند و یک حکومت واقعاً نماینده آنان بر کشورشان حکومت کند.»

برای دهه‌ها، سیاست افغانستانی پاکستان بر ایجاد یک «دولت دوست» در کابل متمرکز بوده است؛ گاه از طریق بازیگران نیابتی مانند طالبان و پیش‌تر از طریق گلبدین حکمتیار.

اما در عمل، این سیاست نه تنها افغانستان بلکه خود پاکستان را نیز بی‌ثبات کرده و مانع شکل‌گیری همکاری اقتصادی در جنوب آسیا، آسیای مرکزی و غرب آسیا شده است.

اگر پاکستان اکنون واقعاً خواهان حمایت از افغانستانی نماینده و فراگیر باشد، پرسش اصلی دیگر این نیست که آیا جایگزینی برای طالبان وجود دارد یا نه، بلکه این است که آیا نهادهای امنیتی، رهبران سیاسی و رسانه‌های پاکستان آماده‌اند با چنین جایگزینی تعامل کنند و پیامدهای راهبردی کنار گذاشتن سیاست چند دهه‌ای استفاده از گروه‌های نیابتی را بپذیرند یا خیر.

پاکستان همچنین می‌تواند آغازگر یک گفت‌وگوی منطقه‌ای گسترده‌تر برای صلح باشد؛ گفت‌وگویی که همسایگان افغانستان و قدرت‌های مهم منطقه‌ای در آن مشارکت داشته باشند.

چنین فرایندی می‌تواند با یک گفت‌وگوی ملی در داخل افغانستان برای رسیدن به یک توافق سیاسی پساطالبان همراه شود و کشورهایی مانند عربستان سعودی، ترکیه، کشورهای آسیای مرکزی و هند نیز در آن مشارکت داشته باشند تا افغانستان دیگر به میدان رقابت ژئوپولیتیکی تبدیل نشود.

ثبات در افغانستان می‌تواند راه اتصال اقتصادی میان جنوب آسیا، آسیای مرکزی و غرب آسیا را هموار کند؛ از تجارت گرفته تا کریدورهای انرژی و یکپارچگی اقتصادی منطقه‌ای که به سود همه کشورها خواهد بود.

در نهایت، چنین روندی می‌تواند تلاش‌های سازمان ملل متحد از طریق هیئت معاونت این سازمان در افغانستان را برای ایجاد اجماع بین‌المللی درباره آینده افغانستان تقویت کند.

برای پاکستان، پرسش راهبردی همچنان روشن و سرنوشت‌ساز باقی مانده است: آیا این کشور همچنان تلاش خواهد کرد طالبان را مدیریت کند، یا به سوی حمایت از یک تحول سیاسی گسترده‌تر در افغانستان حرکت خواهد کرد؟

RASC ۱۴۰۴/۱۲/۲۳

ما را دنبال کنید

Facebook Like
Twitter Follow
Instagram Follow
Youtube Subscribe
مطالب مرتبط
افغانستان

گفت‌وگوی میرضیایف در سفر به آلمان در مورد افغانستان

Shams Feruten Shams Feruten ۱۴۰۲/۰۲/۱۳
طالبان یک نظامی پیشین و یک فرماندۀ جهادی را در بغلان بازداشت کردند
ایلنا: محمود احمدی‌نژاد کشته شد 
آغاز دوباره تحصن فعال حقوق دگرباشان جنسی افغانستان در سویدن
هفت تن به شمول عضو ارشد جمعیت علمای پاکستان در انفجاری زخمی شدند
- تبلیغات -
Ad imageAd image
فارسی | پښتو | العربية | English | Deutsch | Français | Español | Русский | Тоҷикӣ

مارا دنبال کنید

.RASC. All Rights Reserved ©

Removed from reading list

Undo
به نسخه موبایل بروید
خوش آمدید

ورود به حساب

Lost your password?