نویسنده: سودابه صدری
معرفی کتاب
«پدر پولدار، پدر بیپول» (Rich Dad Poor Dad) عنوان کتابی است از رابرت کیوساکی، نویسنده و سرمایهگذار آمریکایی، که نخستین بار در سال ۱۹۹۷ منتشر شد. این کتاب به یکی از پرفروشترین و تأثیرگذارترین آثار تاریخ در حوزه سواد مالی و توسعه فردی تبدیل شده و تاکنون بیش از ۳۲ میلیون نسخه از آن در سراسر جهان به فروش رفته است . این کتاب به بیش از ۵۱ زبان زنده دنیا ترجمه شده و برای بیش از شش سال در فهرست پرفروشهای نیویورک تایمز جای داشته است .
داستان کتاب از تجربه شخصی کیوساکی در کودکی نشأت میگیرد؛ او دو پدر داشت: پدر واقعیاش که او را «پدر بیپول» مینامد، و پدر دوست صمیمیاش که «پدر پولدار» خطابش میکند. پدر بیپول تحصیلکرده و باهوش بود، دکترای خود را گرفته و در دانشگاههای معتبر تحصیل کرده بود، اما تمام عمر با مشکلات مالی دستوپنجه نرم میکرد . پدر پولدار اما هرگز تحصیلات رسمی را کامل نکرد و از سیزده سالگی مدرسه را ترک گفت، اما در نهایت به یکی از ثروتمندترین مردان هاوایی تبدیل شد .
کیوساکی با مشاهده این دو الگوی متضاد، به تفاوتهای بنیادین در نگرش آنها به پول پی برد و این تفاوتها را در قالب کتابی جاودانه به جهان عرضه کرد.
درباره نویسنده
رابرت کیوساکی در سال ۱۹۴۷ در هاوایی متولد شد. او پس از اتمام تحصیلات، به نیروی دریایی پیوست و به عنوان خلبان هلیکوپتر در جنگ ویتنام خدمت کرد. پس از بازگشت، در سالهای ۱۹۷۷ کسبوکار خود را آغاز کرد و محصولاتی از جنس نایلون و ولکرو تولید میکرد. اگرچه این تجارت در نهایت با شکست مواجه شد، اما درسهای ارزشمندی به او آموخت.
کیوساکی سپس به عنوان کارآفرین و سرمایهگذار به فعالیت ادامه داد و سرانجام در ۴۷ سالگی به استقلال مالی رسید . او در کنار نویسندگی، سخنران انگیزشی و مفسر مسائل اقتصادی است و با چهرههایی مانند دونالد ترامپ نیز همکاری داشته است .
ساختار کتاب
کتاب «پدر پولدار، پدر بیپول» در قالب داستانها و تمثیلهای خودزندگینامهای نوشته شده است . این کتاب در ۲۰۷ صفحه و ۹ فصل تدوین شده است:
۱. ثروتمندان برای پول کار نمیکنند
۲. چرا سواد مالی را باید آموخت؟
۳. به فکر کسبوکار خودت باش
۴. تاریخچه مالیات و قدرت شراکتها
۵. ثروتمندان پول خلق میکنند
۶. برای یادگیری کار کن، نه برای پول
۷. بر موانع غلبه کن
۸. چگونه شروع کنیم؟
۹. هنوز میخواهی بیشتر بدانی؟
ایدههای محوری
۱. دو پدر، دو جهانبینی متفاوت
کیوساکی کتاب را با مقایسه دو نگاه متضاد به زندگی آغاز میکند. پدر بیپول مدام میگفت: «من نمیتوانم این را بخرم» و پدر پولدار میپرسید: «چگونه میتوانم این را بخرم؟» . یکی به دنبال بهانه بود و دیگری به دنبال راهحل.
پدر بیپول معتقد بود «عشق به پول ریشه همه بدیهاست» و پدر پولدار میگفت «فقر ریشه همه بدیهاست» . پدر بیپول به امنیت شغلی و کارمندی ایمان داشت، پدر پولدار به آزادی مالی و کارآفرینی.
۲. ثروتمندان برای پول کار نمیکنند
یکی از مشهورترین نقل قولهای کتاب این است: «فقیر و متوسط برای پول کار میکنند، اما ثروتمندان پول را برای خودشان کار میگذارند» . کیوساکی توضیح میدهد که افراد عادی تمام عمر خود را صرف کار کردن و دریافت حقوق ماهانه میکنند، اما ثروتمندان سیستمهایی میسازند که بدون حضور فیزیکی آنها، پول تولید میکنند .
این همان چیزی است که کیوساکی از پدر پولدارش آموخت: «قدرت کنترل جریان نقدینگی» . افراد عادی در «مسابقه موشها» (Rat Race) گرفتار میشوند: کار میکنند، حقوق میگیرند، خرج میکنند، و دوباره کار میکنند.
۳. تفاوت میان دارایی و بدهی
کیوساکی یکی از مهمترین مفاهیم کتاب را اینگونه تعریف میکند: «دارایی چیزی است که پول را به جیب تو میریزد، و بدهی چیزی است که پول را از جیب تو بیرون میکشد» .
او با مثالی ساده توضیح میدهد که چرا خانه معمولاً یک دارایی نیست، بلکه یک بدهی بزرگ است. خانهای که در آن زندگی میکنی، هزینههای فراوانی دارد: وام مسکن، مالیات، بیمه، نگهداری و تعمیرات. اینها مدام پول از جیبت بیرون میکشند، پس خانه یک بدهی است .
ثروتمندان بر «ستون داراییهایشان» تمرکز میکنند و مدام آن را میسازند. افراد عادی به «ستون بدهیهایشان» توجه دارند و مدام برای پرداخت هزینههایشان تلاش میکنند .
۴. اهمیت سواد مالی
کیوساکی معتقد است «یک فرد میتواند تحصیلات عالی داشته باشد، از نظر حرفهای موفق باشد، اما از نظر مالی بیسواد بماند» . مدارس و دانشگاهها به ما یاد میدهند چگونه برای پول کار کنیم، اما هرگز یاد نمیدهند چگونه پول را برای خودمان کار بگذاریم .
«افراد باهوش کسانی را استخدام میکنند که از خودشان باهوشترند.»
«مهم این نیست چقدر پول درمیآوری، مهم این است چقدر از آن را نگه میداری.»
سایر آثار رابرت کیوساکی
· «راهنمای سرمایهگذاری پدر پولدار»
· «بازنشستگی جوان و ثروتمند»
· «چرا پولدارها پولدارتر میشوند؟»
· «پدر پولدار، پدر بیپول برای نوجوانان»
سودابه صدری
سواد مالی شامل چهار حوزه اصلی است: حسابداری (توانایی خواندن صورتهای مالی)، سرمایهگذاری (علم پول ساختن از پول)، شناخت بازار (علم عرضه و تقاضا)، و آشنایی با قوانین (مالیات، شرکتها و مقررات) .
۵. قدرت شراکتها و مالیات
کیوساکی توضیح میدهد که ثروتمندان چگونه از ساختار شرکتها برای کاهش مالیات استفاده میکنند. یک کارمند حقوقبگیر ابتدا از درآمدش مالیات میپردازد و سپس با باقیمانده زندگی میکند. اما یک شرکت ابتدا هزینههایش را کم میکند، سپس مالیات میدهد .
ثروتمندان داراییهای خود را در قالب شرکتهایی با مسئولیت محدود (LLC) نگهداری میکنند که به آنها امکان میدهد هزینههای زیادی را قبل از مالیات کسر کنند .
۶. برای یادگیری کار کن، نه فقط برای پول
پدر بیپول به امنیت شغلی اهمیت میداد، اما پدر پولدار به یادگیری. کیوساکی توصیه میکند شغلی را انتخاب کن که در آن بتوانی مهارتهای جدید بیاموزی، حتی اگر حقوق کمتری داشته باشد .
او میگوید: «مهارتهای زندگی (ارتباطات، مدیریت سیستمها و افراد) به اندازه مهارتهای فنی برای موفقیت مالی مهم هستند و در مدرسه آموزش داده نمیشوند» .
۷. بر ترسها غلبه کن
کیوساکی پنج مانع اصلی در مسیر موفقیت مالی را برمیشمارد: ترس، بدبینی، تنبلی، عادتهای بد، و تکبر . او معتقد است «برای بیشتر مردم، دلیل موفق نبودن مالی این است که درد از دست دادن پول بسیار بیشتر از لذت ثروتمند شدن است» .
موفقیت مالی نیازمند ریسکهای حسابشده است. ثروتمندان از شکست نمیترسند و آن را بخشی از مسیر یادگیری میدانند .
۸. پول بازی است
کیوساکی نگاه متفاوتی به پول دارد: «اگر بدانی چه میکنی، قمار نیست. قمار وقتی است که پول را به یک معامله میاندازی و فقط دعا میکنی» . او معتقد است باید به پول مانند یک بازی نگاه کرد؛ بازیای که میتوانی در آن مهارت پیدا کنی و برنده شوی.
ثروتمندان میدانند که پسانداز فقط برای ایجاد پول بیشتر است، نه برای پرداخت قبضها .
نقد و بررسی
نقاط قوت
· تأثیرگذاری عمیق: میلیونها نفر در سراسر جهان این کتاب را نقطه عطفی در زندگی مالی خود میدانند. ویل اسمیت، بازیگر مشهور، گفته است که این کتاب را به پسرش داده تا استقلال مالی را بیاموزد .
· زبان ساده و روان: مفاهیم پیچیده مالی با زبانی ساده و داستانی بیان شدهاند.
· ایجاد انگیزه: کتاب به خواننده انگیزه میدهد تا برای استقلال مالی خود تلاش کند.
نقدها
· ابهام در هویت «پدر پولدار»: سالها درباره وجود واقعی این شخصیت تردید وجود داشت. پس از مرگ ریچارد کیمی، توسعهدهنده هتل در هاوایی، او به عنوان مربی کیوساکی معرفی شد .
· نقدهای جدی به محتوا: جان تی رید، نویسنده رقیب، میگوید: «پدر پولدار، پدر بیپول یکی از احمقانهترین کتابهای مشاوره مالی است که تاکنون خواندهام» و آن را پر از اشتباهات واقعی و ادعاهای غیرمحتمل میداند .
· سادهسازی بیش از حد: برخی منتقدان معتقدند کیوساکی مفاهیم پیچیده را بیش از حد ساده میکند.
جمعبندی
«پدر پولدار، پدر بیپول» به ما میآموزد:
· نگرش ما به پول، سرنوشت مالی ما را تعیین میکند
· به جای کار برای پول، پول را برای خود کار بگذاریم
· تفاوت میان دارایی و بدهی را درک کنیم و بر ستون داراییها تمرکز کنیم
· سواد مالی را جدی بگیریم و مدام بیاموزیم
· از ساختار شرکتها و قوانین مالیاتی به نفع خود استفاده کنیم
· برای یادگیری مهارتهای جدید کار کنیم، نه فقط برای حقوق
· بر ترسها غلبه کنیم و ریسکهای حسابشده بپذیریم
· به پول به عنوان یک بازی نگاه کنیم که میتوانیم در آن ماهر شویم
این کتاب فراتر از یک راهنمای مالی ساده است؛ این اثر دعوتی است به تغییر بنیادین نگاه ما به پول، کار و زندگی. همانطور که کیوساکی میگوید: «بهترین چیز در مورد پول این است که ۲۴ ساعت شبانهروز کار میکند و میتواند برای نسلها کار کند» .
این کتاب برای چه کسانی توصیه میشود؟
۱. کارآفرینان و صاحبان کسبوکار: مفاهیم مربوط به داراییها و ساختار شرکت برای این گروه بسیار کاربردی است.
۲. کسانی که از چرخه «مسابقه موشها» خسته شدهاند: اگر احساس میکنی در دام کار و هزینه گرفتار شدهای و راهی برای خروج نمیبینی.
۳. جوانان و دانشجویان: این کتاب نقشه راهی برای ساختن آینده مالی مستقل ارائه میدهد.
۴. همه کسانی که میخواهند سواد مالی خود را افزایش دهند و نگرش جدیدی به پول پیدا کنند.
۵. والدینی که میخواهند به فرزندانشان بیاموزند چگونه با پول رفتار کنند.
جملات تأثیرگذار از کتاب
«فقیر و متوسط برای پول کار میکنند، اما ثروتمندان پول را برای خودشان کار میگذارند.»
«دارایی چیزی است که پول را به جیب تو میریزد، و بدهی چیزی است که پول را از جیب تو بیرون میکشد.»
«بیپولی موقتی است، اما فقر ابدی است.»


