خبرگزاری راسک: در حالیکه اتحادیه اروپا سالها خود را «وجدان اخلاقی جهان دموکراتیک» معرفی کرده و مدعی دفاع از حقوق بشر، آزادیهای مدنی و سیاست خارجی مبتنی بر اصول بوده است، اکنون تصمیم بروکسل برای دعوت رسمی از نمایندگان طالبان به پایتخت اروپا، موجی از انتقادها و پرسشهای جدی را درباره معیارهای دوگانه این نهاد برانگیخته است.
بر اساس گزارشی که وبسایت اییو تودی منتشر کرده، کمیسیون اروپا برنامه دارد مقامهایی از رژیم طالبان را برای گفتوگو درباره موضوع مهاجرت و اخراج مهاجران افغانستانی به بروکسل دعوت کند؛ اقدامی که نخستین سفر رسمی و علنی مقامهای گروه طالبان به قلب اتحادیه اروپا تلقی میشود. این در حالی است که طالبان از زمان بازگشت دوباره به قدرت در افغانستان در سال ۲۰۲۱، با سرکوب سازمانیافته زنان، حذف کامل آنان از عرصه عمومی، بستن مکاتب و دانشگاهها به روی دختران، اجرای مجازاتهای خشن و نابودی آزادیهای اساسی، به یکی از منزویترین و مورد انتقادترین حکومتهای جهان بدل شدهاند.
در این گزارش آمده است که طالبان همان گروهیاند که با خشونت و ارعاب دوباره قدرت را تصاحب کردند؛ گروهی که دختران را از آموزش محروم ساخته، زنان را از دانشگاهها و بسیاری از مشاغل حذف کرده و با شلاقزدن علنی، سرکوب سیاسی و محدودسازی شدید آزادیهای فردی، ساختاری مبتنی بر افراطگرایی مذهبی ایجاد کرده است. نویسندگان گزارش تأکید میکنند که این موارد «رویدادهای تاریخی» نیستند، بلکه اکنون و بهصورت روزمره در افغانستان تحت سلطه طالبان جریان دارند.
با این حال، کمیسیون اروپا نهادی که همواره کشورهای عضو اتحادیه را درباره «ارزشهای اروپایی» مورد موعظه قرار میدهد اکنون تصمیم گرفته است نمایندگان طالبان را به میز مذاکره در بروکسل دعوت کند؛ تصمیمی که به گفته منتقدان، عملاً به معنای اعطای مشروعیت سیاسی به رژیمی است که بهگونه گسترده متهم به نقض حقوق بشر و سرکوب زنان است.
به نوشته اییو تودی، توجیه اصلی بروکسل برای این اقدام، مسئله مهاجرت عنوان شده است. طبق گزارش خبرگزاری رویترز که در متن مقاله نیز به آن استناد شده، مقامهای اتحادیه اروپا میخواهند درباره اخراج مهاجران افغانستانی بهویژه افرادی که تهدید امنیتی تلقی میشوند یا درخواست پناهندگیشان رد شده با طالبان گفتوگو کنند. چندین کشور عضو اتحادیه اروپا نیز ظاهراً از این مذاکرات حمایت کردهاند، هرچند کمیسیون اروپا تأکید کرده که این دعوت به معنای «بهرسمیت شناختن رسمی طالبان» نیست.
اما نویسندگان گزارش این تفکیک را «بیمعنا و صرفاً یک بازی سیاسی» توصیف میکنند. در متن آمده است: «نمیتوان نمایندگان یک رژیم اسلامگرای منزویشده در سطح بینالمللی را برای گفتوگوهای رسمی به پایتخت اروپا دعوت کرد، بیآنکه به آنان مشروعیت بخشید.» گزارش تأکید میکند که در دیپلماسی، تصاویر، دیدارها و دسترسی سیاسی اهمیت دارند و طالبان بهخوبی این مسئله را درک میکنند. هر دستدادن، هر نشست رسمی و هر عکس دیپلماتیک، از نگاه طالبان نشانهای از پذیرش تدریجی آنان در سطح جهانی است.
این مقاله همچنین به تناقض آشکار در رفتار اتحادیه اروپا اشاره میکند؛ اتحادیهای که طی سالهای گذشته دولتهایی چون صربستان و پولند را بهدلیل سیاستهای سختگیرانه مهاجرتی مورد انتقاد شدید قرار میداد، اکنون برای مدیریت پیامدهای بحران مهاجرت، وارد مذاکره با طالبان شده است؛ گروهی که به تعبیر نویسندگان، «نماد حکومت قرونوسطایی و زنستیز» محسوب میشود.
در ادامه گزارش تأکید شده است که طالبان همچنان یکی از «افراطیترین حکومتهای زنستیز جهان» هستند؛ حکومتی که حتی در میان رژیمهای اقتدارگرا نیز رفتار آن با زنان «بهطرز حیرتآوری خشن» توصیف میشود. مقاله یادآور میشود که پارلمان اروپا، کمیسیون اروپا و سازمانهای غیردولتی مورد حمایت اتحادیه سالها از برابری جنسیتی و فمینیسم بهعنوان اصول اساسی پروژه اروپایی سخن گفتهاند، اما اکنون همین اصول در برابر فشارهای ناشی از مهاجرت، «قابل معامله» شدهاند.
در بخشی دیگر از این تحلیل آمده است که هرچند دیپلماسی گاهی مستلزم تعامل با بازیگران نامطلوب است، اما میان «ارتباط محدود و ناگزیر دیپلماتیک» و «پهنکردن فرش قرمز برای مقامهای طالبان در بروکسل» تفاوتی بنیادین وجود دارد. به باور نویسندگان، نمادگرایی این اقدام برای افکار عمومی اروپا و نیز برای زنان افغانستان بسیار سنگین و نگرانکننده است.
گزارش هشدار میدهد که این تصمیم در زمانی اتخاذ میشود که اروپا با افزایش نگرانیها درباره افراطگرایی اسلامگرا، شکست سیاستهای ادغام مهاجران و کاهش اعتماد عمومی به نخبگان سیاسی مواجه است. در چنین شرایطی، استقبال از طالبان در بروکسل میتواند این تصور را تقویت کند که اتحادیه اروپا در برابر منافع سیاسی کوتاهمدت، از اصول اعلامشده خود عقبنشینی میکند.
اییو تودی همچنین مینویسد شهروندان اروپایی خواهند دید که در حالیکه آنان همواره درباره «تحملپذیری»، «تنوع» و «ارزشهای دموکراتیک» مورد نصیحت قرار میگیرند، ساختار غیرمنتخب کمیسیون اروپا آماده گفتوگو با رژیمی شده که دقیقاً خلاف همین ارزشها عمل میکند. از نگاه نویسندگان، این رفتار نشانهای از «استانداردهای دوگانه» و «تکبر سیاسی» بروکسل است.
در ادامه مقاله آمده است که این تصمیم میتواند پیامدهای ژئوپولیتیکی گستردهای نیز داشته باشد. از زمان بازگشت طالبان به قدرت، دولتهای غربی عمدتاً از اعطای مشروعیت رسمی به این گروه خودداری کردهاند و حتی کشورهایی که ارتباط عملی با طالبان داشتهاند، درباره ظاهر و نمادهای چنین روابطی محتاط بودهاند. اما اقدام اتحادیه اروپا ممکن است فشار بینالمللی بر طالبان را تضعیف کرده و برای این گروه یک «پیروزی تبلیغاتی» فراهم کند.
نویسندگان پیشبینی میکنند رسانههای نزدیک به طالبان این اقدام را چنین بازتاب خواهند داد: «امارت اسلامی در پایتخت اروپا پذیرفته شد؛ غرب ناچار به مذاکره شد؛ انزوای بینالمللی در حال فروپاشی است.» در همین حال، زنان افغانستان که قربانی اصلی سیاستهای سرکوبگرانه طالبان بودهاند، احتمالاً این دیدارها را نشانه دیگری از رهاشدن خود توسط جامعه جهانی تلقی خواهند کرد.
در بخش پایانی گزارش، اییو تودی تأکید میکند که این رویداد بخشی از الگوی گستردهتری در رفتار کمیسیون اروپاست؛ نهادی که از یکسو خود را مدافع اصول اخلاقی معرفی میکند و از سوی دیگر، هنگام مواجهه با فشارهای واقعی سیاسی از مهاجرت گرفته تا امنیت و بحرانهای انتخاباتی ـ همان اصول را بهسادگی انعطافپذیر میسازد.
این مقاله نتیجه میگیرد که دعوت از طالبان به بروکسل، شاید یکی از آشکارترین نمونههای این تناقض باشد؛ تناقضی که میتواند بحران اعتبار اتحادیه اروپا را عمیقتر کند. به نوشته نویسندگان، هر اندازه سخنگویان کمیسیون اروپا تلاش کنند این اقدام را با واژههای دیپلماتیک توجیه کنند، افکار عمومی اروپا بهروشنی خواهد دید که «طالبان به بروکسل دعوت شدهاند» و بهای این تصمیم را اعتبار اخلاقی اتحادیه اروپا خواهد پرداخت.
اییو تودی: دعوت طالبان به بروکسل، اعتبار اخلاقی اتحادیه اروپا را زیر سؤال برد


