خبرگزاری راسک: در پی تشدید تنشهای ژئوپلیتیک میان ایالات متحده و جمهوری اسلامی ایران، گزارشهای رسمی از رسانههای دولتی ایران نشان میدهند که تهران گام راهبردی جدیدی را برای رسمیتبخشیدن به کنترل خود بر یکی از حیاتیترین آبراههای جهان آغاز کرده است. بر اساس این گزارشها، مقامات ایرانی در حال مذاکره با پادشاهی عمان برای ایجاد و استقرار یک «نظام دائمی عوارضگیری» در تنگه هرمز هستند؛ سازوکاری که به گفته منابع دولتی، کنترل عبور و مرور دریایی در این تنگه را به طور رسمی به کنترل ایران درمیآورد.
در مقابل، دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، موضع قاطعی علیه این طرح اتخاذ کرده و صراحتاً اعلام نموده است که واشنگتن خواهان باز ماندن کامل تنگه هرمز بدون اعمال هرگونه نظام تعرفهای و عوارض است. این در حالی است که ایالات متحده مدعی است محاصرهاش عملاً رفتوآمد دریایی در این منطقه را تحت کنترل گرفته است. با این حال، ناظران و دیپلماتهای ارشد بینالمللی، اثربخشی این استراتژی آمریکا را با تردیدهای جدی روبهرو میدانند.
آرون دیوید میلر، پژوهشگر ارشد مؤسسه صلح بینالمللی کارنگی و مقام پیشین وزارت امور خارجه آمریکا، در تحلیل این بحران راهبردی تأکید میکند که قواعد حاکم بر این آبراه به طور بنیادی تغییر کرده است. به باور این دیپلمات ارشد سابق آمریکایی، بازگشت به وضعیت پیش از ۲۸ فبروری دیگر غیرممکن است.
میلر در تبیین ابعاد این طرح اظهار داشت:
«ایرانیها قرار است برای تنگه هرمز یک نظام جدید مطالبه کنند؛ این سازوکار چه تحت عنوان عوارض ترانزیتی معرفی شود، چه هزینه خدمات، و چه چیزی شبیه به یک باجگیری مافیایی حفاظتی باشد، هدف آن مشخص است: مجبور کردن شرکتهای کشتیرانی و صادرکنندگان بینالمللی به پرداخت مبالغ تعیینشده تا امنیت عبور آنها از تنگه تضمین شود.»
برآیند ارزیابیهای تحلیلگران ارشد نشان میدهد که کاخ سفید در مواجهه با این تاکتیک تازه تهران در یک بنبست واقعی گرفتار شده است. شواهد حاکی از آن است که دولت ترامپ در دستیابی به اهداف کلان خود که پیشتر به عنوان شروط اصلی مطرح میشدند عقبنشینیهای بزرگی انجام داده است؛ به طوری که موضوعاتی چون توقف برنامه موشکهای بالستیک، برچیدن شبکههای نیروهای نیابتی ایران و در نهایت کلانپروژه تغییر رژیم، عملاً از دستور کار فوری واشنگتن کنار گذاشته شدهاند.
با این وجود، رئیسجمهور آمریکا همچنان با دو موضوع حیاتی و غیرقابلاغماض روبهروست که حصول نتیجه در آنها برای بقای سیاست خارجی او الزامی است؛ این دو موضوع کلیدی، بازگشایی کامل تنگه هرمز و دستاوردی ملموس در موضوع هستهای ایران است. بحران اصلی واشنگتن در این نقطه عیان میشود؛ چرا که در حال حاضر، ایالات متحده ناچار شده است بر اساس زمانبندی ایران، در زمین ایران و با اهرمهای فشار تهران بازی کند. از این رو، کارشناسان معتقدند در شرایط فعلی، خروج واشنگتن از این وضعیت با دستاوردی که بتوان آن را یک «پیروزی راهبردی» نامید، تقریباً غیرممکن به نظر میرسد.
موضع سرسختانه و تهاجمی تهران در این مقطع، بازتابدهنده یک باور عمیق در میان سیاستگذاران ایرانی است؛ محاسبات داخلی ایران نشان میدهد که آنها خود را پیروز این نبرد فرسایشی میدانند. به باور تحلیلگران بینالمللی، این دیدگاه توهمآمیز نیست، چرا که اگر فردا شعلههای این جنگ متوقف شود، برآیند آن برای ایالات متحده چیزی جز یک «شکست راهبردی» نخواهد بود.
با این حال، این معامله پیچیده اقتصادی و نظامی واجد چالشهای جدی برای هر دو طرف است:
نقطه ضعفهای ساختاری ایران: بیش از ۹۰ درصد واردات ایران از راه دریا انجام میشود و تحریمها دسترسی این کشور به درآمدهای نفتیاش را به شدت محدود کرده است. تهران در مقطعی به دلیل پر شدن کامل ظرفیت ذخیرهسازی نفت خود، ناچار خواهد شد تولید را متوقف کرده یا چاههای نفت خود را ببندد.
برآورد نهایی موازنه قدرت: هرچند به طور دقیق روشن نیست که در بلندمدت فاکتور زمان در نهایت به سود کدام طرف عمل خواهد کرد، اما شواهد میدانی گویای آن است که در حال حاضر، ایرانیها باور دارند و تحلیلگران برجسته غربی نیز به ناچار آن را تأیید میکنند که تهران عملاً «دست بالاتر» را در این منازعه بینالمللی در اختیار دارد.
تحلیلگر ارشد آمریکایی: ایرانیها دچار توهم نیستند؛ آنها دست بالاتر را دارند و آمریکا شکست راهبردی خورده است


