خبرگزاری راسک: یوناتان هنگامی که حماس در هفتم اکتبر ۲۰۲۳ حصار امنیتی غزه را درید و یک هزار و صد و نود و پنج نفر را کشت و بیش از دوصد نفر را به گروگان گرفت، در حال گذراندن دوره خدمت سربازی در یک گردان پیادهنظام بود. یگان او برای پاکسازی یک کیبوتص پس از عقبنشینی حماس اعزام شد. او جسدهای تروریستها را در خیابان دید، خانههای سوخته و دیوارهای منفجرشده را، و تمام آن دهشت خونین را. یوناتان به اکونومیست گفت: «بسیار احساساتی بود. دوستانی را از دست دادیم و صحنههایی در کیبوتصها دیدیم که تأثیر عمیقی بر ما گذاشت.»
این گفتگو در دفاتر تلآویوی «شکستن سکوت» انجام شد؛ سازمانی غیردولتی اسرائیلی که در سال ۲۰۰۴ توسط افسران سابق نظامی برای ثبت شهادتهای سربازانی که اشغال کرانه باختری و غزه را اعمال میکنند، تأسیس شد. این سازمان تاکنون شهادت بیش از شش هزار نفر را ثبت کرده است. «شکستن سکوت» در داخل اسرائیل بهشدت مورد تحقیر است؛ فعالان جناح راست کوشیدهاند به آن نفوذ کنند و سازمان با دعاوی حقوقی آزار داده شده است. رهبرانش اغلب در مطبوعات اسرائیلی «خائن» خوانده میشوند.
نداو وایمن، مدیر اجرایی این سازمان، به اکونومیست گفت که «شکستن سکوت» میکوشد روایت دولت اسرائیل را به چالش بکشد؛ روایتی که جنایات و جرایم جنگی را تنها به گوشههای فاسد نسبت میدهد. وایمن گفت: «این کل سیستم است. ما جرایم سیستماتیک مرتکب میشویم.»
سخنگوی ارتش اسرائیل در پاسخ به فهرست تفصیلی اتهامات مندرج در این گزارش اعلام کرد: «ارتش اسرائیل عملیات خود را بر اساس حقوق بینالملل، از جمله اصول تمایز، تناسب و احتیاط در رزم انجام میدهد. شرایطی که ارتش در آن عمل میکرد با توجه به اینکه حماس عمداً زیرساختهای نظامی خود را در میان جمعیت غیرنظامی جاسازی کرده بود پیچیدگیهای عملیاتی استثنایی ایجاد کرد. ارتش اسرائیل با این حال در این شرایط بر اساس تعهدات قانونی خود عمل کرد و از هرگونه آسیب به غیرنظامیان ابراز تأسف میکند.»
یوناتان که نام مستعار است پیش از این در کرانه باختری خدمت کرده بود و سختگیریهای اشغال او را ناراحت کرده بود. اما وحشت کشتارهای هفتم اکتبر تردیدهایش را از میان برد. به اکونومیست گفت: «فکر میکنم رفتن به آن جنگ اولین باری بود که در وظیفهام معنا یافتم. احساس کردم چارهای جز جنگیدن در غزه نداریم، که این عادلانهترین جنگ تاریخ ماست. این طرز تفکر من در ابتدا بود.»
اعضای یگان او غزه را تنها از طریق داستانهایی درباره تونلها و آدمرباها، کمینها و تکتیراندازها میشناختند. یوناتان گفت که در هفتههای اول جنگ، شنیدن صدای بمباران برایش خوشایند بود، چراکه هر انفجار تهدیدی بالقوه را از او و همرزمانش دور میکرد.
ارتش اسرائیل از تاکتیکهایی استفاده کرد که در مخاصمات پیشین پرورش یافته بودند. «دکترین ضاحیه» که نام آن از منطقهای در بیروت گرفته شده که ارتش اسرائیل در جنگ ۲۰۰۶ علیه حزبالله لبنان هدف قرار داد خواستار تخریب گسترده ساختمانهای غیرنظامی برای محروم کردن رزمندگان از پناهگاه است. پس از سه هفته بمباران، پیادهنظام اسرائیل در بیستوهفتم اکتبر وارد غزه شد. نیروی غالب برای به حداقل رساندن تلفات اسرائیلی به کار گرفته شد.
یوناتان به اکونومیست گفت: «به عنوان سرباز پیادهنظام آموختم که قوانین درگیری اولین و اساسیترین چیزی است که باید بدانم. اما در غزه، برخلاف کرانه باختری، هیچ قانون درگیری دریافت نکردیم. خطوط قرمز و مرزهای منطقه داشتیم، اما هدفشان این بود که به نیروهای دیگر شلیک نکنیم تا از آتش دوستانه جلوگیری شود.» واژه «غیرنظامی» به زبان نیامد. سربازان بر این فرض کار میکردند که هر کسی که پس از اعلانهای تخلیه و بمباران در منطقه مانده، بهدرستی هشدار داده شده است. (این رویهای نیست که حقوق بینالملل مسلحانه آن را به رسمیت بشناسد.)
در دسامبر ۲۰۲۳، دو ماه پس از آغاز جنگ، سه گروگان که میکوشیدند فرار کنند علیرغم اینکه تا زیرجامه درآمده و پرچم سفید حمل میکردند توسط سربازان اسرائیلی کشته شدند. تنها پس از آن بود که برخی رهنمودها داده شد. یوناتان گفت: «اما حتی آن هم بیشتر شبیه توصیه بود. لازم نیست به زنان یا کودکان یا سالمندان یا کسی که برهنه است و پرچم سفید دارد شلیک کنید.» در مورد تیراندازی به پزشکان یا خبرنگاران چیزی گفته نشد.
در غزه، تمام مردان در سن نظامی هدف مشروع محسوب میشدند. یوناتان گفت: «و سن نظامی واقعاً باز به تفسیر است. میتواند از شانزده تا شصت سال یا حتی کمتر باشد… بیشتر کسانی که یگان من کشت مسلح نبودند…
مواردی داشتیم که یگان من افراد زیادی را کشت و بررسی نکردیم آیا لباس فرم یا سلاح دارند.» آنها اغلب نمیتوانستند تشخیص دهند با چه کسی میجنگند: سیلوئتهایی که صدها متر آنسوتر در میان آوار میدویدند میتوانستند هر کسی باشند. سربازی در نگهبانی «کسی را میبیند، شلیک میکند، میکشد و حالا یک نفر کشته شده ما نمیدانستیم داستان او چیست یا چه کرده.» شاهدان دیگری از «خط سگ» سخن گفتند؛ مرز نامرئی دور یک موضع که هر فلسطینی از آن عبور میکرد کشته میشد و سگها در امتداد آن جمع میشدند تا از جسدها بخورند.
فرماندهان یوناتان میگفتند هر مرد فلسطینی میتواند تهدید باشد چون رزمندگان حماس اغلب بیسلاح جابجا میشدند و پیشاهنگانشان لباس غیرنظامی میپوشیدند. این واقعیت داشت؛ در آن زمان این توجیه برای یوناتان معقول به نظر میرسید. حالا احساس دیگری دارد. گفت: «نمیدانم راهحل چیست، اما میدانم راهحلی که داشتیم کشتن هر مرد در سن نظامی، و گاهی نه فقط مردان راهحل نیست. غیرقانونی است، غیراخلاقی است و اشتباه است. و گروگانها و سربازان و همچنین فلسطینیان بیگناه هم به خاطر این رفتار کشته شدند.»
سخنگوی ارتش اسرائیل اعلام کرد که این ارتش «دستورالعملهای تفصیلی و الزامآور درباره قوانین درگیری به همه نیروهایش صادر میکند. این دستورالعملها مقرر میدارند که حملات تنها علیه اهداف نظامی قانونی انجام شود، تمام اقدامات احتیاطی ممکن برای کاهش آسیب به غیرنظامیان صورت گیرد و هرگونه آسیب جانبی پیشبینیشده نامتناسب نباشد. در موارد شک، دستورالعملهای ارتش اسرائیل مقرر میدارند که فرد غیرنظامی فرض شود.»
هنگامی که به یگانهای پیادهنظام دستور پاکسازی منطقهای داده میشد، سگها برای بوکشیدن بمبهای دستساز پیشاپیش فرستاده میشدند. در هفتههای اول جنگ، آنقدر سگ کشته یا منفجر شدند که فرماندهان شروع کردند از فلسطینیان اسیر استفاده کنند؛ آنها را پیش از سربازان اسرائیلی به داخل ساختمانها میفرستادند تا از کمین جلوگیری کنند یا وادارشان میکردند کمدها را باز کنند یا تشکها را بلند کنند تا تلههای انفجاری فعال شوند.
ارتش اسرائیل برای دههها از «رویه همسایه» در بازداشت تروریستهای مظنون استفاده میکرد؛ فلسطینیان از جمله کودکان را مجبور میکرد جلوی آنها وارد خانهها شوند. در جنگ غزه، یگانهای نیروهای ویژه رزمندگان اسیر حماس را وادار کردند آنها را به تونلهایی که در آنها فعالیت میکردند راهنمایی کنند. تا تابستان ۲۰۲۴ افسران پیادهنظام بهطور معمول غیرنظامیان فلسطینی را به اجبار به خدمت میگرفتند. این عمل چنان گسترده شد که نام خاص خود را یافت: «پروتکل پشه».
یوناتان فکر میکند «پشه» آنها از یگان دیگری تحویل گرفته شده بود. مرد جوانی بود که به نظر میرسید نسبتاً سادهلوح است. (پشه توسط واحدهای اطلاعاتی اسرائیل بازجویی شده و عضو حماس تشخیص داده نشده بود.) یوناتان به اکونومیست گفت که او و دیگر اعضای یگانش چندان درباره اخلاق این عمل فکر نمیکردند؛ آنها پشهها را راهحلی بدیهی برای کمبود سگهای آموزشدیده میدیدند.
«در داخل گروهانم بحثهایی داشتیم، اما بحث اخلاقی درباره استفاده از سپر انسانی نبود. درباره نحوه رفتار با او بود: چه و چقدر باید بهش غذا بدهیم، آیا باید کتکش بزنیم یا نه.» شبها مرد را در گوشهای کنار پست نگهبانی در محل اسکانشان میبستند. یوناتان گفت: «بیشتر مردم او را تروریست میدیدند. از او متنفر بودند، میخواستند کتکش بزنند.» یوناتان و چند نفر دیگر سعی کردند اعضای افراطیتر گروهانشان را متقاعد کنند که به مرد «درجهای از احترام و کرامت» بدهند.
یوناتان گفت که از موقعیت «از نظر عاطفی فاصله داشت»: «فکر میکنم سربازان و دوستان دیگری بودند که با انجام این کار راحت نبودند… شاید در دیدن مردی ترسیده و گریان مشکل داشتند… اما میفهمیدیم اگر از او استفاده نکنیم، احتمال مرگمان بیشتر میشود. پس حتی اگر راحت نبود، در نهایت کاری در این باره نکردیم.»
واژه «پروتکل» واقعیت استفاده فرصتطلبانه از فلسطینیان به عنوان سپر انسانی را پنهان میکند. در عمل «بینظم و سازماننیافته» بود. وقتی یگان یوناتان از عملیات خارج شد، پشه را نه به زندانی در اسرائیل بردند و نه به کریدور انسانی رساندند: «فقط بهش گفتیم برو.» برخی پشههای آزادشده که بسیاری از آنها مردان در سن نظامی بودند بعداً توسط سربازان کشته شدند.
وقتی استفاده از سپر انسانی برای اولین بار بر اساس شهادتهای جمعآوریشده توسط «شکستن سکوت» گزارش شد، ارتش اسرائیل ابتدا وجود چنین پروتکلی را انکار کرد. سپس یک افسر ارشد آشکارا اعتراف کرد که این عمل با فرماندهان مورد بحث قرار گرفته است.
علاوه بر پشهها، ارتش اسرائیل از «زنبورها» هم استفاده کرد (فلسطینیانی که از کرانه باختری آورده شده و لباس فرم اسرائیلی به آنها داده شده بود) و حتی شماری «بیور» (پناهجویان سودانی عربیزبان که در ازای شناسایی تونلها، اقامت پیشنهاد داده شده بود). در مارچ ۲۰۲۵ ارتش اسرائیل اعلام کرد که استفاده از سپر انسانی در غزه را بررسی خواهد کرد. تاکنون هیچ اتهامی در این زمینه علیه هیچ سربازی مطرح نشده است.
سخنگوی ارتش اسرائیل گفت که «استفاده از افراد به عنوان سپر انسانی، یا به هر شکل دیگری مجبور کردن آنها به مشارکت در عملیات نظامی، در دستورالعملهای ارتش اسرائیل که با حقوق بینالملل سازگار است، بهشدت ممنوع است. دستورالعملها در طول جنگ بهطور مکرر به نیروها یادآوری شدهاند. ادعاهای رفتار ناسازگار با این دستورالعملها و رویهها بررسی میشوند.»
بهطور معمول، یوناتان و یگانش در خانهها و آپارتمانهای رهاشده توسط فلسطینیان آواره اسکان مییافتند. سرباز دیگری که در غزه خدمت کرده بود به اکونومیست گفت که او و همرزمانش مبلمان را از پنجرهها به بیرون پرتاب میکردند تا جای موضع تیراندازی باز کنند، هر غذایی که پیدا میکردند میخوردند، از لباسها، حولهها و کپسولهای گاز بر جا مانده استفاده میکردند و هر وسیله الکترونیکی را جیب میزدند. یوناتان گفت: «به آن بیتفاوت میشوی. همه چیز ویران است. در خیابانها کیسههای مدفوع همه جا هست، بوی بدی میدهد. در لباسی که داری با جلیقه و کلاهخود، گرمای شدیدی است. صدای بمباران هست، عرعر الاغ، اما به آن عادت میکنی.»
سخنگوی ارتش اسرائیل گفت که «جایی که ضرورت عملیاتی استفاده موقت از اموال از جمله سازهها و محتویاتشان را ایجاب میکند، دستورالعملهای ارتش اسرائیل چنین استفادهای را در چارچوب قانون قابل اعمال و مشروط به ضرورت قطعی نظامی مجاز میداند. قوانین ارتش اسرائیل بهشدت غارت، دزدی یا تصاحب اموال غیرنظامیان برای استفاده شخصی را ممنوع میکند. هرگونه رفتار از این قبیل، در صورت اثبات، مشمول پیگرد انضباطی و کیفری خواهد شد.»
سربازان در میدان نبرد کمترین ایدهای از جایگاهشان در استراتژی کلان ندارند. یوناتان گفت: «یک مأموریت بزرگ وجود دارد که ما به عنوان سربازان ساده از آن آگاه نبودیم. ساختمانها را پاکسازی کردیم، پستها را نگهبانی دادیم، در عملیات تخریب شرکت کردیم.» ارتش اسرائیل در حال ایجاد حریمهای امنیتی به عرض تقریبی یک کیلومتر در امتداد حصار محیطی و در امتداد کریدور نتزاریم که نوار را در جنوب شهر غزه دو تکه میکرد. در این مناطق هر سازهای چه خانه، چه آپارتمان، چه مدرسه، چه ساختمان مزرعه یا کارخانه با خاک یکسان شد.
یوناتان گفت در ابتدا تخریبها نسبتاً سازمانیافته بود. پیادهنظام مثل یگان او ساختمانها را از ساکنانشان تخلیه میکرد؛ مهندسان مواد منفجره کار میگذاشتند و آن را منفجر میکردند؛ سپس بولدوزرها میآمدند تا دیوارهای باقیمانده را خراب کنند. اما پس از مدتی آنقدر تخریب زیاد بود که یگانهای پیادهنظام خودشان شروع به کار گذاشتن مواد منفجره کردند، حتی اگر برای این کار آموزش ندیده بودند. «وارد ساختمانها میشدیم، آنها را پاکسازی میکردیم و مین به دیوارها میچسباندیم… سپس یک افسر مهندس میآمد تا ماشه نهایی را بکشد تا تخریب از نظر بوروکراتیک رسماً تأیید شود.»
تخریب به کار اصلی یگان یوناتان تبدیل شد و در واقع، به فعالیت اصلی بیشتر پیادهنظام ارتش اسرائیل در غزه. توجیهات عملیاتی ارائه میشد: زمین دو طرف جادههای لجستیکی باید پاک میشد؛ ذخایر موشک یا دهانه تونلها در زیرزمینی کشف شده بود؛ ساختمانهای بلند میتوانستند برای تکتیراندازان حماس دیدگاه فراهم کنند. اما پس از اینکه بلندترین ساختمان محله تخریب میشد، ساختمان دیگری در محله بلندترین میشد، پس آن هم تخریب میشد. و همینطور ادامه داشت.
سخنگوی ارتش اسرائیل گفت: «حماس و سایر سازمانهای تروریستی در نوار غزه بهطور سیستماتیک از مکانهای غیرنظامی برای اهداف نظامی سوءاستفاده میکنند، از جمله با تبدیل آنها به انبارهای اسلحه، مراکز فرماندهی و کنترل، پستهای تیراندازی تکتیرانداز و ضدزرهی و پایگاههای اجرای حملات علیه نیروهای ارتش اسرائیل. دستورالعملهای ارتش اسرائیل تخریب اموال را مگر در صورتی که هدف نظامی باشد مجاز نمیداند. ارتش اسرائیل هرگونه توصیف دستورالعملهای خود به عنوان دلبخواهانه، تنبیهی یا انجامشده بدون مبنای عملیاتی مشروع را رد میکند.»
هنگامی که یوناتان در مرخصی به خانه رفت، خانوادهاش پرسیدند چرا خانهها در غزه آتش میگیرند. گفت: «نمیتوانستم ویرانی را به دلیل نظامی توضیح دهم. درباره امنیت یا شکست حماس نبود. چیز دیگری بود محلههای کامل کاملاً از بین رفته.» افزود: «سوال سادهای به نظر میرسد اما دربارهاش فکر نکرده بودم و پاسخ خوبی نداشتم.»
با ادامه جنگ، توهمزدایی آغاز شد. گروگانها همچنان در اسارت بودند و حماس هنوز نابود نشده بود. یوناتان، مثل تعدادی از سربازان، احساس میکرد که بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، جنگ را برای اهداف سیاسی خود طولانی میکند. «در ابتدا مردم بسیار انگیزه داشتند، اما بعد از مدتی مردم ناامید شدند حتی افراطیون و تندروهای یگانم میفهمیدند که فقدان استراتژی وجود دارد.» سربازان احتیاط شروع کردند به حضور نیافتن در نوبتهای چرخشی: برخی میگفتند از نظر اخلاقی برای خدمت در غزه دچار تعارض هستند؛ دیگران خسته بودند و باید به کار و خانواده بازمیگشتند.
یگان یوناتان به مناطقی بازگردانده شد که پیش از این پاکسازی کرده بود. سربازان با رزمندگان حماس کمتری نسبت به قبل مواجه شدند. روزهایشان یکنواخت شد و با کشیده شدن جنگ، روحیه کاهش یافت. این اصل که «در غزه بیگناه وجود ندارد» سختتر شد. «هر کسی در منطقه ‘تروریست’ خوانده میشد.» در ارتباطات رادیویی، «کثیف» اصطلاح مورد استفاده برای اشاره به فلسطینیان بود، مثلاً «دو تا کثیف جلوی خودمان میبینیم.» سربازان درباره رفتن به غزه برای شکار حرف میزدند.
گاهی یگانش به مدرسه یا کلینیکی پر از خانوادههای فلسطینی آواره برخورد میکرد. سربازان آتش نگه میداشتند، اما یوناتان گفت «ناامید بودند که اجازه ندارند به این مردم شلیک کنند. در چشم بسیاری از اسرائیلیها و سربازان، هر فلسطینی در غزه یک تروریست است. اگر بچه است، احتمالاً تروریست آینده است. اگر زن است، احتمالاً مادر آینده تروریست آینده است.» یوناتان داشت احساس متفاوتی پیدا میکرد و نمیتوانست با همرزمانش درددل کند. «با آن احساسات کاملاً تنها بودم.»
تنها هنگامی که یوناتان غزه را برای همیشه ترک کرد، شروع به تأمل درباره خدمتش و آنچه «چیزهایی که انجام دادیم» مینامد کرد. در خانه، از شکاف میان تجربهاش و درک عمومی از جنگ آگاه بود. شبکههای خبری و روزنامهها خط دولتی جنگطلبانه را حفظ میکردند. دهها هزار تلفات فلسطینی، شرایط قحطی در داخل غزه و رنج صدها هزار خانواده آواره بهزحمت ذکر میشد.
سرانجام با «شکستن سکوت» تماس گرفت. آنها یوناتان را به اکونومیست معرفی کردند. مثل بیشتر سربازانی که شهادتهایشان درباره جنگ اخیر را به سازمان دادند، میخواست ناشناس بماند. انتقاد از ارتش در اسرائیل «ممنوع» است. شاهدان دیگر نگران هستند که در سفر به خارج از کشور با خطر دستگیری روبرو شوند.
بسیاری از سربازان با سلامت روان دستوپنجه نرم میکنند. بر اساس گزارش اخیر دولت اسرائیل، ۲۷۹ سرباز بین جنوری ۲۰۲۴ و جولای ۲۰۲۵ دست به اقدام به خودکشی زدند. شیوع اختلال استرس پس از سانحه در میان سربازانی که در غزه جنگیدند بسیار بیشتر از سایر جنگهایی است که اسرائیل درگیر آن بوده است. ارتش اسرائیل افزایش ۴۰ درصدی موارد اختلال استرس پس از سانحه را بین سپتامبر ۲۰۲۳ و جنوری ۲۰۲۶ گزارش داد. برخی سربازان از «آسیب اخلاقی» رنج میبرند؛ حالتی که اول بار در دهه ۱۹۹۰ توصیف شد و در آن شرم و انزجار از اعمال خود باعث افسردگی و اضطراب میشود. مفهوم آسیب اخلاقی بحثبرانگیز است، چون مرتکبان را قربانی قلمداد میکند.
یوناتان گفت برخی دوستانش انکار و احساس گناه دارند و از اختلال استرس پس از سانحه رنج میبرند. او فکر میکند از نظر روانشناختی حالش خوب است. سعی میکند درباره زمانش در غزه از منظر عاطفی زیاد فکر نکند: «البته چیزهای سختی دیدم اما سعی میکنم خودم را قربانی نبینم.» در عوض با آن به شیوهای فکری برخورد میکند. «فکر میکنم طبیعی است که یک سرباز در جنگ میخواهد هر کاری برای حفاظت از خودش انجام دهد، و فرماندهاش میخواهد هر کاری برای حفاظت از سربازانش انجام دهد. پس فکر میکنم به همین دلیل است که انضباط و حقوق بینالملل بسیار مهم است. در نهایت یک سرباز آنچه به او گفته میشود را انجام میدهد. تخریب سیستماتیک در غزه به این دلیل نیست که سربازان تصمیم گرفتند ساختمانها را خراب کنند. این تصمیم ما نیست، یک سیاست است. البته از خودم انتقاد دارم و برای برخی چیزهایی که در آنها شرکت کردم احساس گناه و شرم میکنم. اما میفهمم که مشکل سیستم است، دولت است، نه سربازان در میدان.»
از یوناتان پرسیدم آیا چیز خاصی هست که پشیمانش کند. لبانش لرزید، اما نتوانست پاسخ دهد. گفتن داستانش راهی است «برای بهتر کردن اوضاع، پذیرفتن مسئولیت، اطلاع دادن به مردم از آنچه اتفاق افتاد.» افزود: «اما راهی برای کاهش مسئولیت خودم نیست. نمیتوانم گذشتهام را پاک کنم.»
اخیراً در اروپا سفر کرده بود. به اکونومیست گفت: «شرم دارم. امروز به اسرائیلی بودن، سرباز سابق بودن افتخار نمیکنم. این چیزی است که از آن شرم دارم. وقتی در اروپا بودم به کسانی که میتوانستند پرچم کشورشان را روی خانهشان بگذارند، افتخار کنند و از آن لذت ببرند، حسادت میکردم. فکر میکنم هرگز نخواهم توانست پرچم کشورم را روی خانهام بگذارم.»
سرباز اسرائیلی: «بیشتر فلسطینیانی که یگانم کشت مسلح نبودند»


