RASCRASC
  • صفحه نخست
  • رویدادهای خبری
    • افغانستان
    • جهان
    • علمی
    • ورزش
    • گزارش ها
  • مقاله های تحلیلی
    • اندیشه
    • ادبیات
    • سیاسی
    • اقتصاد
    • جامعه
    • تاریخ
    • فرهنگ و هنر
  • بررسی و پژوهش‌های علمی
    • مطالعات صلح
    • مطالعات امنیت
    • مطالعات توسعه
    • مطالعات تاریخ
    • مطالعات فرهنگ و ادب
    • مطالعات جامعه‌شناسی
    • مطالعات فلسفه
    • مطالعات سیاست
    • مطالعات روان‌شناسی
    • مطالعات حقوق
    • مطالعات اقتصاد
    • مطالعات زنان
    • مطالعات رسانه
    • مطالعات دینی
  • عیاران
  • دیدگاه راسک
  • درباره ما
  • فارسی
    • العربية
    • English
    • Français
    • Deutsch
    • پښتو
    • فارسی
    • Русский
    • Español
    • Тоҷикӣ
    • Türkçe
RASCRASC
  • صفحه نخست
  • رویدادهای خبری
    • افغانستان
    • جهان
    • علمی
    • ورزش
    • گزارش ها
  • مقاله های تحلیلی
    • اندیشه
    • ادبیات
    • سیاسی
    • اقتصاد
    • جامعه
    • تاریخ
    • فرهنگ و هنر
  • بررسی و پژوهش‌های علمی
    • مطالعات صلح
    • مطالعات امنیت
    • مطالعات توسعه
    • مطالعات تاریخ
    • مطالعات فرهنگ و ادب
    • مطالعات جامعه‌شناسی
    • مطالعات فلسفه
    • مطالعات سیاست
    • مطالعات روان‌شناسی
    • مطالعات حقوق
    • مطالعات اقتصاد
    • مطالعات زنان
    • مطالعات رسانه
    • مطالعات دینی
  • عیاران
  • دیدگاه راسک
  • درباره ما
Follow US
.RASC. All Rights Reserved ©
رویدادهای خبری

دکتر حمزه خان: طالبان با پاکسازی قومی، قدرت را در انحصار پشتون‌های قندهار متمرکز کرده‌اند

Published ۱۴۰۵/۰۴/۰۶
طالبان
CREATOR: gd-jpeg v1.0 (using IJG JPEG v80), quality = 75?
SHARE

خبرگزاری راسک: به گزارش یوریشیا ریویو، برکناری حاجی جمعه‌خان فاتح از پست معاون استاندار زابل را نمی‌توان صرفاً یک تغییر اداری معمول دانست. این رویداد تنها تازه‌ترین نشانه از یک بیماری ساختاری عمیق‌تر در درون گروه طالبان است: تمرکز فزاینده‌ی قدرت در دست نخبگان پشتون‌تبار قندهار و فرسایش تدریجی فرماندهان غیرپشتونی که روزگاری نقشی محوری در گسترش این گروه در شمال و مرکز افغانستان ایفا کرده بودند. دکتر حمزه خان، پژوهشگر روابط بین‌الملل مستقر در لندن، در تحلیلی که در یوریشیا ریویو منتشر شده، این الگو را با دقت مستند کرده است.
به گزارش یوریشیا ریویو، ادعای گروه طالبان مبنی بر اینکه یک دولت ملی را نمایندگی می‌کند، با واقعیت ساختار درونی این گروه در تناقض آشکار است. رهبری گروه طالبان تقریباً به‌طور کامل در اختیار پشتون‌هاست. مناصب ارشد و میانی با پشتون‌زبانان پر شده و حضور تاجیکان، ازبکان و هزاره‌ها در ساختار مدیریتی تنها جنبه‌ی تزئینی و نمایشی دارد. این عدم تعادل، دروغ بودن ادعای «فراگیری» گروه طالبان را برملا می‌سازد؛ رژیمی که جوامع اصلی کشور را از تصمیم‌گیری کنار می‍گذارد، به هیچ عنوان نمی‌تواند ملی، اسلامی یا نماینده‌ی مردم باشد.
این واقعیت در ترکیب کابینه نیز کاملاً مشهود است. زنان به‌طور کامل غایب‌اند، هزاره‌ها هیچ صدایی ندارند و جمعیت غیرپشتون در قدرت دولتی به حاشیه رانده شده است. این صرفاً یک مسئله‌ی عددی نیست؛ مسئله‌ی کنترل است. تعداد محدودی از انتصاب‌های نمادین نمی‌توانند واقعیت فقدان کنترل بر قدرت تصمیم‌گیری واقعی در حلقه‌های رهبری قندهار را تغییر دهند. گروه طالبان برای مصرف خارجی از ادبیات «گنجاندن سیاسی» بهره می‌برد، اما در داخل افغانستان همچنان از طریق وفاداری قبیله‌ای، جزم‌اندیشی و تمرکزگرایی اجباری عمل می‌کند.
به گزارش یوریشیا ریویو، سرنوشت حاجی جمعه‌خان فاتح گویاترین نمونه است. فاتح یک کارمند معمولی نبود؛ فرمانده‌ای نیرومند از بدخشان بود که بر گروه‌های مسلح نفوذ داشت و گفته می‌شد با درآمدهای معادن بدخشان پیوند داشته است. اخراج او در میان اصطکاک فزاینده بر سر استخراج طلا نشان می‌دهد که رهبری گروه طالبان نه تنها رقبای سیاسی بالقوه را حذف می‌کند، بلکه منابع اقتصادی را نیز پاکسازی می‌کند. معادن طلای بدخشان به میدان بازی سرپرستی، اجبار و توطئه‌ی قبیله‌ای تبدیل شده‌اند. در این زمینه، قدرت بر معادن به معنای قدرت بر پول، جنگجویان و نفوذ محلی است.
به گزارش یوریشیا ریویو، این الگو در سال‌های اخیر به‌روشنی قابل ردیابی است. قاری صلاح‌الدین ایوبی، فرمانده‌ی ازبک‌تبار، از پست امنیتی زابل برکنار شد. مختوم‌عالم ربانی، فرمانده‌ی برجسته‌ی دیگر ازبک‌تبار، بازداشت شد که موجی از اعتراض‌های هوادارانش را در فاریاب برانگیخت. قاری وکیل، فرمانده‌ی تاجیک‌تبار که تلاش کرد میانجی‌گری کند، خود نیز بازداشت شد. عبدالحمید خراسانی، تاجیک‌تبار و زمانی عضو گروه طالبان در پنجشیر، تنزل رتبه یافت و جابه‌جا شد و سرانجام در اعتراض به تبعیض قومی از این گروه جدا شد. غلام حسین، معروف به حسین جندی، همراه با همراهانش بازداشت شد و گفته می‌شود صدها جنگجوی وابسته به او خلع سلاح شدند. در ادامه‌ی این پاکسازی، اجمل کوهی، فرمانده‌ی بزرگ دیگر تاجیک‌تبار، نیز بازداشت شد.
به گزارش یوریشیا ریویو، پرونده‌ی مولوی مهدی مجاهد قطعی‌ترین نمونه برای نشان دادن آن است که در درون گروه طالبان به نخبگان حاکم نمی‌توان اعتماد کرد. مهدی زمانی به عنوان شاهد اصلاح‌پذیری جنبش هزاره‌ی طالبان و فرمانده‌ی آن معرفی می‌شد. اما او پس از اعلام تبعیض و انحصار قدرت توسط رهبری، از گروه طالبان جدا شد و مقاومت در بلخاب را آغاز کرد. بعدها در نزدیکی مرز ایران و افغانستان به قتل رسید. مرگ این فرمانده‌ی هزاره‌تبار که تنها تهدید نظامی جدی درون‌سازمانی علیه گروه طالبان از میان هزاره‌ها بود، پیامی آشکار برای اقوام غیرپشتون در بر داشت: نمایندگی تنها زمانی پذیرفتنی است که توان ابراز وجود نداشته باشد.
به گزارش یوریشیا ریویو، حتی قاری فصیح‌الدین فطرت، رئیس ستاد ارتش گروه طالبان و چهره‌ی نمادین تاجیک‌تبار این گروه از بدخشان، نشان می‌دهد که قدرت نمادین تا کجا محدود است. او هنوز منصب مهمی دارد، اما برکناری افسران وفادار به او از وزارت دفاع، فروپاشی تدریجی حضور تاجیک‌ها در ارتش را از دور نشان می‌دهد. بدون کنترل بر انتصاب‌ها، منابع و افسران وفادار، قدرتی وجود ندارد. این جایگاه تنها یک جایگاه‌ تزئینی برای حفظ چهره‌ی رژیمی است که قدرت واقعی در جای دیگری قرار دارد.
به گزارش یوریشیا ریویو، تمام این پاکسازی‌ها چندفرمانده‌ای هستند. اگر یک رهبر تاجیک یا ازبک بازداشت، اخراج یا تنزل رتبه یابد، هوادارانش را نیز از دست می‌دهد. این شیوه‌ای است که گروه طالبان از طریق آن قدرت را بازسازی می‌کند نه از طریق ادغام واقعی با کشور، بلکه از طریق فرسایش تدریجی ساختارهای فرماندهی غیرپشتون. در جای آن، دولتی متمرکز اما فاقد انسجام درونی زاده می‌شود.
صلاح‌الدین سالار، عضو سابق اطلاعات گروه طالبان، به‌صراحت اعلام کرده که رهبری این گروه مرتکب طرف‌داری قومی، انحصار قدرت، تمرکز منابع طبیعی در دست یک نخبگان قبیله‌ای کوچک و تبعیض سیستماتیک شده است. اهمیت این انتقاد در آن است که از درون سیستم بیان شده است. برای بسیاری از افغانستانی‌ها این تازگی نداشت که بزرگ‌ترین شکاف در صفوف گروه طالبان دیگر ایدئولوژیک نیست؛ ابعادی قومی، نهادی و اقتصادی دارد.
به گزارش یوریشیا ریویو، اکنون این الگو در بدخشان، تخار، پنجشیر، بلخ، فاریاب و زابل یکسان است. فرماندهان محلی که زمانی مفید بودند، پس از اتمام کارایی‌شان برای جنوب از صحنه کنار گذاشته می‌شوند. گروه طالبان به یک شبکه‌ی سرپرستی بسته تبدیل شده که در آن وفاداری‌های قبیله‌ای مهم‌تر از شایستگی، نمایندگی یا منافع ملی است. چنین گام‌هایی ممکن است در کوتاه‌مدت قدرت حکومت مرکزی را افزایش دهد، اما در درازمدت به کاهش انسجام درونی رژیم منجر خواهد شد.
به گزارش یوریشیا ریویو، طرد در درازمدت شیوه‌ی مؤثری برای حکومت‌داری در افغانستان نیست. تنوع کشوری چون افغانستان مستلزم سازوکارهای سیاسی فراگیر، نهادهای مشترک و توزیع عادلانه‌ی منابع است. گروه طالبان دقیقاً عکس این را انجام می‌دهد؛ کنترل دولت را به چنگ آورده، فرماندهان غیرپشتون را تضعیف می‌کند و منابع معدنی را به میدان رقابت درون‌قبیله‌ای تبدیل ساخته است. برکناری جمعه‌خان فاتح بنابراین بیش از یک تغییر در پرسنل است. تنگ‌تر شدن نظم درونی گروه طالبان، نشانه‌ی هشداردهنده‌ای از اجبارگری فزاینده و شکنندگی روزافزون این رژیم است.

RASC ۱۴۰۵/۰۴/۰۶

ما را دنبال کنید

Facebook Like
Twitter Follow
Instagram Follow
Youtube Subscribe
مطالب مرتبط
اجرای نزدیک به ۳۵۰ حکم تعزیری طی دو‌سال گذشته از سوی گروه طالبان
افغانستانرویدادهای خبری

اجرای نزدیک به ۳۵۰ حکم تعزیری طی دو‌سال گذشته از سوی گروه طالبان

Shams Feruten Shams Feruten ۱۴۰۲/۰۹/۲۲
سازمان ملل بر بازسازی فوری و مقاوم خانه‌های زلزله‌زدگان کنر تأکید کرد
شب‌کاری خطر از دست‌دادن حافظه را افزایش می‌دهد
رهبر جمعیت علمای اسلام پاکستان: اخراج مهاجران افغانستانی تصمیمی احساسی است
طالبان اعضای تی‌تی‌پی را از مرز به سایر استان‌ها انتقال می‌دهند
- تبلیغات -
Ad imageAd image
فارسی | پښتو | العربية | English | Deutsch | Français | Español | Русский | Тоҷикӣ

مارا دنبال کنید

.RASC. All Rights Reserved ©

Removed from reading list

Undo
به نسخه موبایل بروید
خوش آمدید

ورود به حساب

Lost your password?