RASCRASC
  • صفحه نخست
  • رویدادهای خبری
    • افغانستان
    • جهان
    • علمی
    • ورزش
    • گزارش ها
  • مقاله های تحلیلی
    • اندیشه
    • ادبیات
    • سیاسی
    • اقتصاد
    • جامعه
    • تاریخ
    • فرهنگ و هنر
  • بررسی و پژوهش‌های علمی
    • مطالعات صلح
    • مطالعات امنیت
    • مطالعات توسعه
    • مطالعات تاریخ
    • مطالعات فرهنگ و ادب
    • مطالعات جامعه‌شناسی
    • مطالعات فلسفه
    • مطالعات سیاست
    • مطالعات روان‌شناسی
    • مطالعات حقوق
    • مطالعات اقتصاد
    • مطالعات زنان
    • مطالعات رسانه
    • مطالعات دینی
  • عیاران
  • دیدگاه راسک
  • درباره ما
  • فارسی
    • العربية
    • English
    • Français
    • Deutsch
    • پښتو
    • فارسی
    • Русский
    • Español
    • Тоҷикӣ
    • Türkçe
RASCRASC
  • صفحه نخست
  • رویدادهای خبری
    • افغانستان
    • جهان
    • علمی
    • ورزش
    • گزارش ها
  • مقاله های تحلیلی
    • اندیشه
    • ادبیات
    • سیاسی
    • اقتصاد
    • جامعه
    • تاریخ
    • فرهنگ و هنر
  • بررسی و پژوهش‌های علمی
    • مطالعات صلح
    • مطالعات امنیت
    • مطالعات توسعه
    • مطالعات تاریخ
    • مطالعات فرهنگ و ادب
    • مطالعات جامعه‌شناسی
    • مطالعات فلسفه
    • مطالعات سیاست
    • مطالعات روان‌شناسی
    • مطالعات حقوق
    • مطالعات اقتصاد
    • مطالعات زنان
    • مطالعات رسانه
    • مطالعات دینی
  • عیاران
  • دیدگاه راسک
  • درباره ما
Follow US
.RASC. All Rights Reserved ©
سیاسیمقاله های تحلیلی

تاجیکان و کتمان بی‌برنامگی در سایه‌ی ستیز

Published ۱۴۰۲/۰۵/۲۳
تاجیکان و کتمان بی‌برنامگی در سایه‌ی ستیز
SHARE

نویسنده: دکتر نورمحمد نورنیا

حافظ در غزلیاتش بیتی دارد که در مصرع نخست آن می‌گوید: در طریقت هرچه پیش سالک آید خیر اوست. این مصرع، بیان‌گر موقف تاجیکان در ساحت سیاسی در کشور است. تاجیکان در افغانستان در دوره‌های مختلف تاریخ، همان‌طوری که کارگزاران صاحب صلاحیت و مستقل نبوده‌اند؛ برنامه‌ای مدون هم به عنوان مانفیست زیست سیاسی‌شان نداشته‌اند. گاهی در سمت وزیر و دبیر در سایه، راه رفته‌اند و زمانی هم بیرون از دست‌گاه حکومتی مانده، در برابر برنامه‌های حکومت واکنشی حرکت کرده‌اند. سرانجام هم به ملایمت و تعامل تن داده‌اند.

منظور از برنامه، یک کلِ پیوسته‌ی دوام‌دار است که بتواند سرنوشت وجود آنان را در شرایط مختلف روشن کند، وگرنه استثناهایی همیشه در کار بوده و جایی برای خودشان تثبیت کرده و نامی رقم زده‌اند.

تاجیکان بیش‌تر در خدمت دیگران بوده‌اند. خودبودگی و باشندگی خود در قلم‌روی به نام افغانستان را در چهارچوب عدالت اجتماعی کم‌تر مطرح کرده‌اند. در نوشته‌ای که پیرامون سرودهای ملی افغانستان نوشته‌ام، یادآوری کرده‌ام که سرود ملی دوران مجاهدان، صدای عدالت‌خواهی جهانی را بلند کرده و همش از شهادت و جهاد و آزادی  انترناسیونال سخن گفته‌ است. فاشیزم موجود در داخل مرزهای کشور را به عنوان مساله‌ی انسانی مدرن، مطرح نکرده‌. یکی از نمونه‌های ازخودبیگانگی تاجیکان، اخوانیزم دوران جهاد است. اخوانیت در مساله‌ی عدالت قومی، ابهام‌آفرین است؛ زیرا هدفی را که اخوانی‌گری دنبال می‌کرد/می‌کند، جدا از هدفی است که مبارزه با نابرابری و استبداد در یک کشور، باید دنبال کند. آن‌جا هدف، تفوق مسلمانان است و آن هم در سطح بین‌المللی که حتا امارت اسلامی هم صدای عدالت‌خواهی به قصد نشان‌دادن جانب‌داری از مسلمانان فلسطین را بلند می‌کند. نخست باید کار زمین و سرزمین ساخته شود.

مساله‌ی دیگر، پراکندگی تاجیکان و به تحلیل‌رفتن آنان در جنب دسته‌های دیگر است. منافع شخصی و منطقه‌ای، آنان را از داشتن منافع کلان ملی برکنار داشته. برای همین است که سران تاجیک در تصامیم بزرگ، بیش‌تر حضور نمادین داشته‌اند و پس از مدتی، از موقفی که ظاهراً برای آنان در نظر گرفته شده، عزل گردیده‌اند. این دسته‌های پراکنده، قدرت پافشاری هم نداشتند که روی پای خود می‌ایستادند؛ چون قدرت به آنان داده می‌شد و گرفته می‌شد. منشا این بی‌قدرتی، عدم موجودیت برنامه‌ی سیاسی و عدم موجودیت اندیشه‌ برای برنامه‌ی سیاسی است.

اخیراً سمت‌گرایی در بین تاجیکان بسیار نمود یافته و امروزه، تلاش در جهت بیش‌ترشدن آن جریان دارد. دعوا بر سر نام‌ها و ورم‌کردن رگ گردن بر سر مال تقسیم‌ناشده‌ای که وجود ندارد. دیدگاه فدرال که در آن، جوانب متعدد مساله‌ی عدالت اجتماعی و قومی در کشور کاویده شده؛ از استثناهای بی‌برنامگی تاجیکان است که متاسفانه پراکندگی سمتی، امکان اندیشیدن بر آن را از تاجیکان گرفته است. به جای آن‌که منطق و استدلال اندیشه جدی گرفته شود؛ رنگ سمتی به آن بخشیده می‌شود تا امکان گردهم‌آیی پدید نیاید.

تمایل رهبرگرایی در نسل نو تاجیک هم‌چنان با قوت وجود دارد و این، امکان گفت‌وگو را به حداقل می‌رساند. پس آن‌چه باقی می‌ماند، واکنش‌های شعاری در برابر سیاست‌های حذف‌گرایانه‌ی بسیار روشن فاشیزم است. قدرت تحلیل سیاست‌های پیچیده که وجود ندارد؛ فقط حساسیت نام‌هاست که گاهی نگرانی ایجاد می‌کند. تا زمانی که شوونیزم بر نام و هویت و زبان تاجیکان نتازد، آنان در سکوت بی‌برنامگی ادامه می‌دهند. مساله‌ی درج نام اقوام در شناس‌نامه، باعث شد که اعتراضاتی شکل بگیرد و دوباره فروکش کند. به تازگی باز «افغان»خوانده‌شدن اهالی افغانستان باب شده که صداهایی از گوشه و کنار شنیده می‌شود تا بی‌برنامگی تاجیکان را پرده‌داری کند.

بیشتر بخوانید:

کثرت‌گرایی: به بهانه‌ی تغییر مذهب اجباری اسماعیلیان (۱)

Shams Feruten ۱۴۰۲/۰۵/۲۳

ما را دنبال کنید

Facebook Like
Twitter Follow
Instagram Follow
Youtube Subscribe
مطالب مرتبط
نمایندگی‌های دیپلماتیک افغانستان: مشروعیت به طالبان، رسمیت به تروریسم است
اخبار

نمایندگی‌های دیپلماتیک افغانستان: مشروعیت به طالبان، رسمیت به تروریسم است

Shams Feruten Shams Feruten ۱۴۰۴/۰۴/۱۴
خبرنگاران افغانستان در تبعید بستن تلویزیون آرزو را «خلاف موازین دینی و اسلامی» خواندند
قتل یک مرد در استان غزنی در پی مشاجره‌ی لفظی
ترامپ اروپا «ضعیف» و «فاسد» است
اختلاس موسسه تطبیق‌کننده‌ی کمک‌های بشردوستانه
- تبلیغات -
Ad imageAd image
فارسی | پښتو | العربية | English | Deutsch | Français | Español | Русский | Тоҷикӣ

مارا دنبال کنید

.RASC. All Rights Reserved ©

Removed from reading list

Undo
به نسخه موبایل بروید
خوش آمدید

ورود به حساب

Lost your password?