پاکستان از همان روزگاری که به عنوان یک کشور پا به صحنۀ نظام بین الملل گذاشت تا امروز پیوسته تلاش کرده است که در افغانستان یک حکومت مطیع و فرمانبردار و همسو با سیاستهای خود ایجاد نماید. مقامات این کشور برای رسیدن به این هدف، همیشه یک گروه قومی را در افغانستان نسبت به سایر شهروندان کشور برتری داده و از آنها حمایت کرده است. مقامات این کشور طی این سالها دهها حکومت افغانستان را با استفاده از ابزارهای دینی و قومی سقوط داده است.
این سیاست برهمزن و حکومتشکن پاکستان در قبال حکومتهای افغانستان در چندین دهه اخیر، در اولویت تمام سیاستمداران پاکستان بوده و ضیاءالحق، بینظیر بوتو، پرویز مشرف، عمران خان و نواز شریف در زمان زمامداری خود به گونهای آشکار و جدی توانستند که حکومتهای افغانستان را با حمایت تسلیحاتی امریکا و پولهای هنگفت کشورهای عربی، متلاشی و ارتش این کشور را به اشکال مختلف از بین ببرند.
بسیاری از کارشناسان مسائل سیاسی خصومت و سیاست تقابلگریانۀ پاکستان در قبال افعانستان را در دو دلیل خلاصه میکنند.
اول: سرنوشت مبهم و عدم قبول مرزی دیورند میان افغانستان و پاکستان به عنوان مرز رسمی؛ چون پاکستانیها این مرز را یک مرز رسمی و بین المللی میدانند؛ شماری از سیاستمداران افغانستان بهویژه سیاست مدارهای پشتون در افغانستان این مرز را یک مرزی تحمیلی از سوی انگلیسها میدانند و بهدنبال افغانستان بزرگ تا بر محور قوم پشتون هستند.
این ادعا برای پاکستانیها سنگین تمام شده و آنها سالهاست در راستای برانداختن حکومتهای افغانستان از هیچ نوع تلاش دریغ نکرده و از هیچ برنامۀ برای سقوط حکومتهای در افغانستان دست نخواهند کشید.
دوم: دوستی افغانستان با هند پس از جدای پاکستان و هند برای پاکستانیها یک مساله جدی است و سیاستمداران پاکستان رابطه هند با افغانستان را برضد منافع شان قلمداد میکنندو همیشه با جدیت کامل در این قسمت واکنش داشته و دارند.
بنابراین پاکستانیها بی نظیمی و حکومتهای بی ثبات در افغانستان را حمایت میکنند و از هر گونه سیاست که در افغانستان بدون دستور و هدایت مقامهای آن کشور به ویژه اداره استخباراتی آن به راه بیفتند؛ نه تنها پشتیبانی نمیکنند که نفرت دارند و در قسمت سرنگونی آن تلاش میکنند. نمونههای زیادی از این دست سیاستها درتاریخ افغانستان دیده میشود و مشهود است. حکومت دکتر نجیبالله، حکومت مجاهدین به ویژه استاد برهانالدین ربانی، حکومت دوره قبلی طالبان، بیثباتی در حکومت پیشین از یک دهه حامد کرزی، سقوط حکومت اشرفغنی مثالهای است که پرده از مداخلات پاکستان در امور داخلی افغانستان بر میدارد.
برای اینکه پاکستانیها در حال حاضر در راستای اهداف خود در افغانستان موفق شوند، سه گزینه را روی دست گرفتند و از هر سه گزینه به گونهای بالای طالبان به عنوان حال فشار استفاده میکنند.
یک: اخراج اجباری مهاجرین افغانستانی به شکل جمعی و گروهی که براساس گزارش برخی از نهادهای حامی مهاجران، این کشور در سه سال گذشته بیش از صدها هزار مهاجر را به صورت اجیاری از این کشور اخراج کرده است.
دوم: پاکستان در بیش از سه سال گذشته که طالبان بر اریکه قدرت تکیه زدهاند، گاه، گاهی مانورهای نظامی انجام داده و با این کار قدرتش را به رخ طالبان کشیده است. اما طالبان نیز در برابر مانورهایهای نظامی پاکستان دست زیر الاشه ننشته و به این حملات واکنش فوری نشان دادهاست.
سوم: مسدود نمودن مرز تورخم و تضغیف اقتصادی افغانستان از دیگر گزینههای فشار پاکستان علیه افغانستان گفته شده است. از این گزینه در حالی کار گرفته میشود که هزاران تُن مواد غذایی، صدها بیمار و مسافر هم اکنون منتظر باز شدن این گذرگاه است و به باور کارشناسان اقتصادی مسدود شدن این گذرگاه به بازرگانان کشور زیانهای هنگفت مالی وارد کردهاست.
پس از مسدود شدن این گذرگاه که پاکستان ادعا میکند به خاطر ایجاد یک پاسگاه از سوی طالبان مسدود شده، چندین درگیری میان طالبان و نظامیان پاکستان به وقوع پیوسته که تلفاتی به دو طرف وارد گردید. هر چند که طالبان و پاکستان چندین بار برای بازگشایی این گذرگاه نشست برگزار کردند؛ اما این نشستها نتایج ملموسی در قبال نداشتهاست.
اخیراً سران قبایل در دو طرف مرز با توافق حکومت پاکستان و طالبان برای دو روز جرگه سنتی تشکیل دادند و نتوانستند که موضوع را به گونه درس حل و فصل نمایند. از به نتیجه نرسیدن گفتگوهای دیپلوماتیک و جرگه سران قبایل اینگونه برداشت میشود که پاکستانیها به دنبال تضعیف گروه طالبان اند و اسرار دارند که طالبان از فرمان شان سرپیچ میکنند و به شکل آشکار دارند از حمایت گروه طالبان ابراز ندامت میکنند.
در نتیجه مساله تورخم بحث سادهای نیست و پاکستانیها از مسدود کردن این گذرگاه به عنوان اهرم فشار بالای گروه طالبان استفاده میکنند، دیده شود که این اهرم فشار پاکستان بالای حکومت طالبان چقدر نتیجه خواهد داد؛ اما واقعیت این است که زیان این سیاستها را از دیروز تا امروز مردم افغانستان دیده و میبینند.
مقام ایرانی: اگر افغانستانیها نباشند جنازههای ما روی زمین میمانند
سمیع سادات: کاینات اجازهی مقاومت علیه طالبان را نمیدهد
ملاهبتالله به دنبال برگزاری لوی جرگه؛ نظام طالبان مشروعیت کسب خواهد کرد؟
جنگجوی طالبان در غور گلوی یک زن را بهدلیل انتقاد از این گروه برید


