خبرگزاری راسک: در روزهایی که صدها خانواده از پاکستان و ایران بهزور به افغانستان برگردانده میشوند، فشار زندگی در کابل برای مردم عادی، نفسگیرتر از هر زمان دیگری شده است. یکی از بزرگترین چالشها، بالا رفتن سرسامآور کرایه خانههاست. مهاجرینی که دنبال سرپناهاند، بازار اجارهخانه را به شدت متلاطم کردهاند. در این میان، صاحبان خانهها هم بیرحمانه کرایهها را بالا بردهاند و مردم فقیر کابل را بیپناهتر از همیشه گذاشتهاند. اما طالبان، بهجای اینکه حتی لحظهای به این مشکل سراسری فکر کنند، درگیر جنگ قدرت، سرکوب مخالفان و ایجاد فضای وحشت و خفقاناند.
در یک گفتوگوی میدانی با راسک، سمیرا یکی از ساکنان غرب کابل با ناراحتی گفت:
«صاحبخانه ما کرایه را دو برابر کرده. میگه اگر نمیتانی، ده نفر دیگه پشت در صف ایستاد هستند. ما هیچ راهی نداریم، یا باید تحمل کنیم یا بریم کوچه بخوابیم.» طالبان در سه سال گذشته همه ساختارهای قانونی، نظارتی و شهری را نابود کردهاند. حالا دیگر نه کسی هست از مردم دفاع کند، نه ادارهای که از اجارهبهای بیرویه جلوگیری کند. وقتی با سخنگوی طالبان در شهرداری تماس گرفتیم، پاسخی نداد. مثل همیشه.
یونس، یک پدر چهار فرزند که حالا مجبور شده خانهای را با یک خانواده دیگر شریک شود، گفت:
«من دو شغل دارم، روز کارگر هستم، شب در یک سرای نگهبانی میکنم. اما با اینهمه زحمت، کرایهای که میخواهند، از توان ما بیرون است. ما اصلاً آدم حساب نمیشویم برای اینا.» در شرایطی که شهروندان کابل هر روز فقیرتر، نگرانتر و بیپناهتر میشوند، طالبان با شدت تمام در حال تعقیب روزنامهنگاران، سانسور رسانهها، و تهدید فعالان مدنیاند. هیچ جای امیدی برای رسیدگی به مشکلات معیشتی مردم در دستور کار آنها دیده نمیشود.
فرشته، دانشجوی اسبق دانشگاه که همراه خانوادهاش در یک آپارتمان کوچک زندگی میکند، گفت:
«ما فقط زنده هستیم، زندگی نمیکنیم. هر ماه از ترس بلند رفتن کرایه خانه، شب خواب نداریم. حکومت فقط وقتی فعال میشود که بخواهد کسی را لتوکوب کند یا صدای کسی را خاموش سازد.» از همه بدتر اینکه طالبان حتی یک برنامه مشخص برای مدیریت بحران بازگشت مهاجرین ندارند. در حالیکه هر روز صدها نفر از مرزها به داخل افغانستان برگردانده میشوند، نه سرپناهی برایشان هست و نه کمکی. همین موضوع باعث شده بازار مسکن در کابل به جهنمی برای مردم عادی تبدیل شود.
گزارشهای میدانی ما نشان میدهد که ساکنان مناطق مختلف کابل از کارته سه الی دشت برچی، از خیرخانه الی افشار همه با یک درد مشترک دستوپنجه نرم میکنند: «آیا ماه دیگر میتوانند همین خانهای را که حالا در آن نفس میکشند، حفظ کنند؟» در نهایت، در حالیکه طالبان برای سرکوب، دستگیری و اجرای احکام قرون وسطایی آمادهاند، برای حل سادهترین مشکل مردم یک سقف بالای سر حتی یک جلسه هم برگزار نکردهاند. و این یعنی مردم، بار دیگر تنها ماندهاند.
وقتی نداشتن خانه کابوس میشود؛ افزایش سرسامآور کرایه خانهها در کابل


