RASCRASC
  • صفحه نخست
  • رویدادهای خبری
    • افغانستان
    • جهان
    • علمی
    • ورزش
    • گزارش ها
  • مقاله های تحلیلی
    • اندیشه
    • ادبیات
    • سیاسی
    • اقتصاد
    • جامعه
    • تاریخ
    • فرهنگ و هنر
  • بررسی و پژوهش‌های علمی
    • مطالعات صلح
    • مطالعات امنیت
    • مطالعات توسعه
    • مطالعات تاریخ
    • مطالعات فرهنگ و ادب
    • مطالعات جامعه‌شناسی
    • مطالعات فلسفه
    • مطالعات سیاست
    • مطالعات روان‌شناسی
    • مطالعات حقوق
    • مطالعات اقتصاد
    • مطالعات زنان
    • مطالعات رسانه
    • مطالعات دینی
  • عیاران
  • دیدگاه راسک
  • درباره ما
  • فارسی
    • العربية
    • English
    • Français
    • Deutsch
    • پښتو
    • فارسی
    • Русский
    • Español
    • Тоҷикӣ
    • Türkçe
RASCRASC
  • صفحه نخست
  • رویدادهای خبری
    • افغانستان
    • جهان
    • علمی
    • ورزش
    • گزارش ها
  • مقاله های تحلیلی
    • اندیشه
    • ادبیات
    • سیاسی
    • اقتصاد
    • جامعه
    • تاریخ
    • فرهنگ و هنر
  • بررسی و پژوهش‌های علمی
    • مطالعات صلح
    • مطالعات امنیت
    • مطالعات توسعه
    • مطالعات تاریخ
    • مطالعات فرهنگ و ادب
    • مطالعات جامعه‌شناسی
    • مطالعات فلسفه
    • مطالعات سیاست
    • مطالعات روان‌شناسی
    • مطالعات حقوق
    • مطالعات اقتصاد
    • مطالعات زنان
    • مطالعات رسانه
    • مطالعات دینی
  • عیاران
  • دیدگاه راسک
  • درباره ما
Follow US
.RASC. All Rights Reserved ©
رویدادهای خبریگزارش ها

واقع‌گرایی یا سازش با استبداد؟ تعامل هند و امریکا با طالبان در سایه تهدیدهای منطقه‌ای

Published ۱۴۰۴/۰۲/۰۲
واقع‌گرایی یا سازش با استبداد؟ تعامل هند و امریکا با طالبان در سایه تهدیدهای منطقه‌ای
SHARE

خبرگزاری راسک: در پرتو دگرگونی‌های ژئوپلیتیکی منطقه، دو بازیگر کلان یعنی هند و ایالات متحده امریکا به‌گونه‌ای تدریجی به تعامل با رژیم طالبان روی آورده‌اند؛ گروهی که نه تنها از مشروعیت ملی و بین‌المللی بی‌بهره است، بلکه کارنامه‌ای مملو از نقض فاحش حقوق بشر، تبعیض سیستماتیک، و بازتولید افراطیت مذهبی دارد. این چرخش دیپلماتیک از سوی دو کشور مذکور، بیش از آن‌که بر مبنای اصول انسانی و ارزش‌محور صورت گرفته باشد، حاصل ملاحظات امنیتی و رقابت‌های منطقه‌ای با چین و روسیه است؛ اما پرسش این‌جاست که تعامل با گروهی واپس‌گرا چه هزینه‌هایی برای مردم افغانستان و وجدان جهانی خواهد داشت؟
در نخستین گام، سفر ویکرام میسری، دبیرکل وزارت امور خارجه هند، به دیدار امیرخان متقی، وزیر امور خارجه طالبان، در دبی که در جنوری ۲۰۲۵ انجام شد زنگ خطری برای سیاست خارجی مبتنی بر اصول در جنوب آسیا به‌صدا درآورد. این نخستین دیدار رسمی در سطح بلند میان هند و رژیمی است که با زور اسلحه و در غیاب انتخابات و رضایت عمومی بر سرنوشت بیش از سی‌و‌پنج میلیون شهروند مظلوم افغانستان حاکم شده است. دهلی‌نو که روزگاری طالبان را تهدیدی مستقیم علیه امنیت خود می‌دانست، اینک با چرخشی محسوس، به دنبال بازسازی روابط و فعال‌سازی پروژه‌های معلق مانند بندر چابهار است. این اقدام هند اگرچه در ظاهر رنگ‌وبوی منافع ملی دارد، اما در باطن، به‌منزله مشروعیت‌بخشی به گروهی است که زنان را از تحصیل، کار و حتی قدم‌زدن در خیابان محروم کرده است.
از سوی دیگر، ایالات متحده امریکا که دو دهه در افغانستان به نام مبارزه با تروریزم حضور نظامی داشت، اینک در صدد تعامل «ابزارمحور» با همان گروهی است که عامل اصلی بحران و ناامنی در منطقه به شمار می‌رود. واشنگتن تلاش دارد با استفاده از طالبان به‌عنوان نیرویی در برابر داعش خراسان، یک موازنه امنیتی موقت برقرار کند. اما این سیاست نیز همانند تجربه‌های گذشته، نه تنها ثبات پایدار به همراه نخواهد آورد، بلکه افراطیت را تقویت و خشونت ساختاری‌شده‌ی طالبان را نادیده خواهد گرفت. امریکا، به‌رغم شناسایی رسمی طالبان به عنوان گروه تروریستی، چشم خود را بر سرکوب سیستماتیک رسانه‌ها، قتل‌های هدف‌مند، و تبعیض‌های قومی بسته است.
هند نیز با اختصاص بودجه‌ای قابل توجه برای کمک‌های بشردوستانه به افغانستان، تلاش دارد حضور نمادین خود را در این کشور حفظ کند. اما واقعیت تلخ آن است که طالبان هیچگاه اجازه نداده‌اند این کمک‌ها به‌گونه عادلانه و بدون تبعیض در اختیار نیازمندان قرار گیرد. گزارش‌ها حاکی از آن است که بسیاری از این مساعدت‌ها به نهادهای تحت سلطه شبکه‌های قومی و طالبانی انتقال یافته و عملاً به ابزار تداوم سلطه آنان بدل شده‌اند. در چنین فضایی، تعامل با طالبان نه تنها به حل بحران نمی‌انجامد، بلکه آن را پیچیده‌تر می‌سازد. با این حال، هم هند و هم ایالات متحده باید بدانند که طالبان، برخلاف ادعاهای‌شان، هیچ‌گاه تغییری ماهوی نکرده‌اند. آنان همچنان با سرکوب زنان، تبعیض علیه اقوام هزاره و تاجیک، و استفاده ابزاری از دین، تصویری مخدوش از اسلام و سیاست ارائه می‌دهند. اگر این تعاملات بدون پیش‌شرط‌های جدی حقوق بشری صورت گیرد، این کشورها شریک خاموشی در استمرار استبداد دینی خواهند بود.
در پایان، تعامل محتاطانه با طالبان اگر بدون فشار مؤثر برای رعایت حقوق بشر و ایجاد نظام سیاسی مشارکتی باشد، به معنای تسلیم در برابر ارتجاع و پذیرش یک نظم تمامیت‌خواه در منطقه است. مردم افغانستان، به‌ویژه زنان و اقلیت‌های قومی، امروز بیش از هر زمان دیگر، قربانی معادلات سرد قدرت‌های خارجی‌اند. دنیا باید بداند که سکوت در برابر طالبان، به‌سان تطهیر تاریخی یک فاجعه است.

حمله مسلحانه به گردشگران در کشمیر؛ ۲۴ کشته بر جای گذاشت

بیشتر بازگشت‌کنندگان افغانستانی از پاکستان به غذای کافی دسترسی ندارند

پیتریش: جامعه جهانی مسئول فشار بر طالبان برای آغاز گفت‌وگوهای سیاسی است

طالبان یک فعال رسانه‌ای را به اتهام تبلیغ علیه نظام، وادار به اعتراف اجباری کردند

RASC ۱۴۰۴/۰۲/۰۲

ما را دنبال کنید

Facebook Like
Twitter Follow
Instagram Follow
Youtube Subscribe
مطالب مرتبط
رویدادهای خبریگزارش ها

طالبان در امر ممنوعیت کتاب‌ها، به‌دنبال یک‌سان‌سازی فرهنگی هستند

Shams Feruten Shams Feruten ۱۴۰۳/۱۰/۰۴
هشدار از باران شدید و سرازیرشدن سیلاب در ۲۲ استان کشور
نشست طالبان با نماینده بریتانیا؛ فشارمهاجران‌ و اعتراف به بی‌برنامگی
جنرال میلی: از تجهیزات آمریکا نباید در خاک روسیه استفاده شود
هشتاد پولیس در درگیری با هواداران عمران‌خان زخمی شدند
- تبلیغات -
Ad imageAd image
فارسی | پښتو | العربية | English | Deutsch | Français | Español | Русский | Тоҷикӣ

مارا دنبال کنید

.RASC. All Rights Reserved ©

Removed from reading list

Undo
به نسخه موبایل بروید
خوش آمدید

ورود به حساب

Lost your password?