خبرگزاری راسک: افغانستان، در طول تاریخ معاصر خود، همواره با فراز و نشیبهای سیاسی، امنیتی و فرهنگی دستوپنجه نرم کرده است. یکی از عرصههایی که در این کشاکش آسیب جدی دیده، فضای فرهنگی و بهویژه حوزهی نوشتن و نشر کتاب است. پس از سقوط نظام جمهوری و بازگشت طالبان به قدرت در اگست ۲۰۲۱، فعالیتهای فرهنگی و ادبی به شکل بیسابقهای سرکوب شدهاند؛ چنانکه اکنون میتوان با صراحت گفت که نوشتن در جغرافیای افغانستان بهگونهای سیستماتیک تعطیل شده است.
در دوره جمهوریت، بهرغم چالشها، نشانههایی از رشد و توسعه در حوزهی نوشتن و نشر کتاب دیده میشد. نویسندگان، مترجمان و شاعران بهویژه در شهرهایی چون کابل، هرات و مزار شریف توانسته بودند با بهرهگیری از آزادیهای نسبی، آثار متنوعی را منتشر کنند. اما با تسلط دوباره طالبان، این روند بهکلی متوقف شد. نویسندگان یا از کشور گریختند یا در داخل به سکوت و انزوا کشیده شدند.
دلایل عمده این رکود میتواند: پراکندگی و آوارگی اهل قلم،سرکوببمستقیم فرهنگی توسط طالبان، ایجاد جو خفقان سیاسی و امنیتی و فقر گسترده و نبود امکانات نشر
سیاستهای فرهنگی طالبانی: سانسور، تحریم و حذف سیستماتیک
طالبان در دورهی جدید رژیم خود، نوعی از سیاستگذاری فرهنگی قرون وسطایی را اعمال کردهاند. سیاستی که در آن، تنها کتابهای دینی با قرائت طالبانی و غیرعلمی مجاز به نشر هستند. آثار علمی، فرهنگی، سیاسی، تاریخی و ادبی، خصوصاً اگر به زبان فارسی یا در تمجید از شخصیتهای سیاسی و نظامی غیرپشتون باشند، بهصورت سیستماتیک سانسور و جمعآوری میشوند.
اظهارات اخیر عتیقالله عزیزی، معین وزارت اطلاعات و فرهنگ طالبان، گواه روشن این سیاستهاست. وی تصریح کرده که فقط آثاری اجازه نشر دارند که مطابق «ارزشهای جامعه و فرهنگ افغانی» باشند. کتابهایی که به «وحدت ملی آسیب میرسانند» ممنوعاند.آثار نباید زبان، قوم یا شخص خاصی را ستایش کنند.
در ظاهر، این سخنان کلی و بیطرفانه بهنظر میرسد، اما تحلیل زمینههای سیاسی و رفتاری طالبان نشان میدهد که منظور اصلی، سانسور نویسندگان فارسیزبان، غیرپشتون و آثاری است که به تمجید از چهرههایی چون احمدشاه مسعود، مزاری، جنرال رازق، عبدالعلی مزاری، اسماعیلخان و دیگر رهبران مبارز علیه طالبان میپردازند.
سانسور هدفمند و تبعیض ساختاری
در حقیقت، طالبان تنها به دنبال کنترل فرهنگی نیستند، بلکه در پی هندسهسازی قومیتی فضای ادبی افغانستان نیز هستند. گزارشهایی از جمعآوری کتابهایی که در ستایش چهرههای مقاومت و یا تحلیل تبعیض قومی نگاشته شدهاند، وجود دارد. در این راستا:
زبان فارسی، بهعنوان زبان مسلط فرهنگی و ادبی، در معرض محدودیت قرار گرفته است.
ستایش از اقوام غیرپشتون، یا قهرمانان آنها، تابو شده است.
آزادی بیان و قلم، عملاً لغو شده و جای خود را به تهدید و سانسور داده است.
پیامدهای فرهنگی، اجتماعی و تاریخی
در چنین فضای بستهای، انگیزهی نویسندگان برای خلق اثر نه تنها کاهش یافته، بلکه در مواردی به صفر رسیده است. بسیاری از نویسندگان داخل افغانستان عنوان کردهاند که امکان انتشار ندارند؛ حتی اگر اثرشان علمی، تاریخی یا ادبی باشد. سانسور و فشار طالبان، آزادی فکری را از آنان گرفته است و برای جلوگیری از نابودی حیثیت ادبیشان، ترجیح میدهند ننویسند تا مجبور به نوشتن در تأیید حاکمیت نشوند.
این سکوت ناگزیر، پیامدهای بسیار خطرناکی در پی دارد:
محو تدریجی فرهنگ مکتوب افغانستان، انسداد جریان نقد و اصلاح اجتماعی، فقر معرفتی نسل آینده وجایگزینی تولیدات فرهنگی بومی با تبلیغات ایدئولوژیک طالبانی
آیندهی تیره فرهنگ در سایه رژیم طالبان
در مجموع، سیاست طالبان در قبال نوشتن، نشر کتاب و آزادی فرهنگی، مبتنی بر نوعی مهندسی قومیتی، مذهبی و زبانی است. آنان تنها تولیدات فرهنگیای را میپذیرند که در جهت تثبیت قدرت سیاسیشان باشد. نویسندگان متعهد و مستقل یا باید تبعید را انتخاب کنند یا سکوت را؛ زیرا نوشتن در این شرایط نه تنها عملی دشوار بلکه پرهزینه و خطرناک است.
اگر جامعه جهانی، نهادهای فرهنگی، و گروههای حمایت از آزادی بیان در قبال این بحران واکنشی مؤثر و فوری نداشته باشند، افغانستان در آیندهای نهچندان دور با خلأ مطلق فکری، فرهنگی و معرفتی روبرو خواهد شد.
فشار طالبان بر پیروان اسماعیلیه؛ بیش از ۵۰ نفر وادار به تغییر مذهب شدهاند
گزارش تازه یوناما: افزایش نگرانکننده مجازاتهای بدنی توسط طالبان در سهماه نخست سال
فاجعه انسانی در سایه حاکمیت طالبان: خودسوزی یک دختر جوان در غور
طالبان و پروژه حذف چهره انسان از رسانهها؛ نیمی از افغانستان در سکوت تصویری
طالبان زیر پرچم توسعه؛ طرح توزیع گسترده زمین به هدف سرمایهگذاری
کاهش کمکهای امریکا به افغانستان: ۳۰۰ هزار کودک از حق آموزش محروم شدند
پیامدهای سلطه طالبان بر افغانستان بر سرنوشت پاکستان: از بحران پناهجویان تا تشدید ناامنیهای مرزی


