خبرگزاری راسک: در چشماندازی که نظم جهانی بهگونهای بیسابقه با تحولات فنّاوری و امنیتی درهمتنیده شده است، نقش بازیگران غیررسمی در ساحتهای مجازی، روزبهروز پررنگتر میگردد. طالبان، بهعنوان گروهی که پس از بازگشت به قدرت در افغانستان، در پی بازتعریف جایگاه خویش در ساختار جهانیاند، اکنون با گام نهادن به قلمرو سایبری، حضوری تازه و چندلایه را تجربه میکنند؛ حضوری که از سویی تلاش برای تثبیت قدرت داخلی است، و از سوی دیگر، بازتابی از یک مأموریت فراتر از مرزهای جغرافیایی. طالبان در ماههای اخیر، از ابزارهای نوین ارتباطی بهره گرفتهاند تا دیدگاهها، باورها و جهتگیریهای سیاسیشان را در عرصههای مجازی نیز بازتاب دهند. گزارشها حاکی از آن است که اداره عمومی استخبارات (GDI) با نظارت بر فعالیتهای سایبری، کمپاینهایی هدفمند را به راه انداخته که محتوای آن نه صرفاً خبری، بلکه به گونهای پیامرسان عقیدتیست.
این فعالیتها، گرچه از منظر فنی بخشی از روند طبیعی بازی قدرت در عرصه بینالمللی است، اما در لایههای زیرین خود حامل پیامهاییست که گاه با واژگان تند مذهبی، سویههایی از انحصار فکری و حذف دگراندیش را نیز بازتاب میدهند. در فضایی که طالبان همچنان از شناسایی رسمی جامعه بینالمللی محروماند، فضای مجازی به میدان مهمی برای ارائه تصویر مطلوب از خود بدل شده است. از طریق بیانیهها، گفتگوها و تعاملات سایبری، این گروه کوشیده تا روایتی از نظم، شریعت، و “ثبات” به مخاطبان منطقهای و بینالمللی عرضه دارد.
اما در پس این روایت منظم و منسجم، خاموشیهایی نیز به چشم میخورد؛ خاموشی صداهایی که یا مجال حضور در این روایت را نیافتهاند، یا در لایههای تاریکتر اینترنت، با شیوههایی غیررسمی خاموش شدهاند. نهادهای ناظر امنیت سایبری هشدار دادهاند که گسترش فعالیتهای آنلاین طالبان، فراتر از مرزهای افغانستان، میتواند بر امنیت فکری و دیجیتال کشورهای همسایه تأثیرگذار باشد. از آنسو، برخی تحلیلگران بر این باورند که استفاده از شبکههای اجتماعی برای القای پیامهای مذهبی و سیاسی میتواند زمینهای برای نفوذ نرم ایجاد کند؛ نفوذی که ابزارش تصویرسازی و لحن است، نه لشکر و اسلحه. در این میان، کشورهای منطقهای با حساسیت فزایندهای عملکرد سایبری طالبان را رصد میکنند، چراکه ادامه این روند میتواند معادلات قدرت و امنیت را در جنوب آسیا بهگونهای تدریجی متحول سازد. یکی از ابعاد کمتر دیدهشده این “خلافت سایبری”، تلاش طالبان برای جلب مخاطبان جوان است؛ نسلی که نه در دوران جنگ، بلکه در عصر وایفای و هوش مصنوعی بزرگ شدهاند. محتوای منتشرشده، گاه با ظاهری فرهنگی و گرافیکی امروزی، حامل پیامهاییست که مخاطب ناآگاه را به تأمل، و مخاطب متمایل را به جذب میکشاند. در عین حال، حضور گزینشی و مهندسیشده این گروه در فضای مجازی، سایههایی از نظارت سختگیرانه، سانسور اطلاعات و محدودسازی رسانههای آزاد را نیز تداعی میکند؛ ساختاری که نه با گفتگو، بلکه با گزینش صداهای خاص، نظم اطلاعاتی خود را بنا کرده است.
حضور طالبان در فضای سایبری، خواه بهمثابه ابزار دیپلماسی، خواه همچون تاکتیکی برای تثبیت قدرت داخلی، اکنون به واقعیتی غیرقابلانکار بدل شده است. اما این حضور، همانقدر که نشانهای از توانایی فنی و هماهنگی ساختاریست، به همان میزان، بازتابی از تلاش برای پر کردن خلأ مشروعیت، مقبولیت و گفتوگوی ملی نیز هست. در جهانی که اطلاعات بهسرعت نور در گردش است، پنهانکردن صداها دیگر بس دشوار شده است. و شاید، در لابهلای همین روایتهای دیجیتال، حقیقتهایی نیز زمزمه میشود؛ زمزمههایی از قلمهای شکسته، دهانهای بسته، و نگاههایی که هنوز از پشت صفحههای خاموش، حقیقت را جستوجو میکنند.
خلافت دیجیتال در سایه امارت؛ چهره نوین حضور طالبان در فضای سایبری


