خبرگزاری راسک: با گذشت بیش از بیست سال از رویداد ۱۱ سپتامبر، طالبان همچنان یکی از بازیگران بحثبرانگیز در عرصه سیاست بینالملل باقی مانده است؛ گروهی که در نگاه بسیاری، نماد افراطگرایی مذهبی و سرکوب حقوق بشر است، اما جایگاه حقوقی و سیاسی آن در جهان، دچار تفسیرها و رویکردهای متضاد شده است.
این دوگانگی باعث ایجاد فضایی پیچیده میان تحریمهای رسمی، تماسهای دیپلماتیک و تلاشهای بشردوستانه شده و موجب اختلاف نظر در سطح بینالمللی گشته است. نهادهایی مانند شورای امنیت سازمان ملل، نقش محوری در شکلدهی به این چارچوب داشتهاند.
تحریمهایی که تحت قطعنامه ۱۹۸۸ شورای امنیت علیه طالبان وضع شده، افراد و نهادهای مرتبط با این گروه را هدف قرار داده است؛ از جمله ممنوعیت سفر، توقیف داراییها و تحریم تسلیحاتی. این تحریمها از تحریمهای مرتبط با القاعده جدا هستند و طالبان را بهطور خاص در چارچوب نظارت مالی جهانی قرار دادهاند.
کشورهای مختلف، این تصمیمها را با شیوههای متفاوتی به اجرا گذاشتهاند. کشورهای اتحادیه اروپا و بریتانیا اگرچه طالبان را در فهرست تروریستی مستقل قرار ندادهاند، اما با تبعیت از مقررات بینالمللی، محدودیتهایی برای آن اعمال کردهاند. در مقابل، ایالات متحده این گروه را تحت فرمان اجرایی ۱۳۲۲۴، در طبقهبندی «تروریستهای جهانی ویژه» قرار داده است. این اقدام، طالبان را از دسترسی به شبکههای مالی محروم کرده و هرگونه تعامل مالی با آن را برای اتباع آمریکایی غیرقانونی ساخته است.
با وجود آنکه نام خود طالبان در فهرست رسمی وزارت خارجه آمریکا قرار ندارد، گروههایی مثل شبکه حقانی و تحریک طالبان پاکستان (TTP) که روابط نزدیکی با طالبان دارند، در این لیست جای گرفتهاند. این مسئله بر ارتباط درهمتنیده میان گروههای افراطی در منطقه تأکید دارد.
در دیگر نقاط جهان نیز رویکردها متفاوت است. کانادا و استرالیا طالبان را بهصراحت یک گروه تروریستی معرفی کردهاند. نیوزیلند، با اجرای کامل تحریمهای شورای امنیت، موضعی منطبق با مقررات بینالمللی دارد.
در عین حال، برخی کشورها رویکرد انعطافپذیرتری در پیش گرفتهاند. روسیه که در سال ۲۰۰۳ طالبان را در فهرست سازمانهای تروریستی قرار داده بود، در ماههای اخیر این طبقهبندی را تعلیق کرده است. بهرغم آن، کرملین تأکید دارد که همچنان به تحریمهای سازمان ملل پایبند است. با این وجود، مسکو گامی فراتر نهاده و اخیراً سفیر طالبان را پذیرفته و کنترل سفارت افغانستان در این کشور را به آنها واگذار کرده است.
قرغیزستان نیز در اقدامی مشابه، طالبان را از فهرست گروههای ممنوعه خود حذف کرده است. این گروه از سال ۲۰۰۶ در لیست سازمانهای تروریستی قرغیزستان قرار داشت، اما اکنون نهادهای این کشور تصمیم به حذف آن گرفتهاند. کشورهای آسیای مرکزی نظیر قزاقستان نیز با نگاهی مشابه، در حال بازنگری روابط خود با طالبان هستند؛ الگو گرفته از رویکرد روسیه و چین که به تعامل عملی با این گروه روی آوردهاند.
هند نیز اعلام کرده که تصمیم نهایی خود درباره به رسمیت شناختن طالبان را بر اساس مواضع سازمان ملل اتخاذ خواهد کرد. از سوی دیگر، دیپلوماتهای طالبان در بسیاری از کشورها از جمله شش کشور همسایه افغانستان مدیریت سفارتها و قنسولگریها را بر عهده گرفتهاند، بدون آنکه به رسمیت شناخته شده باشند.
بریتانیا همچنان سیاستی محتاطانه و محدود در پیش گرفته و تأکید دارد که تعامل با طالبان صرفاً برای رسیدگی به مسائل بشردوستانه و مقابله با تهدیدات امنیتی است و به معنای مشروعیتبخشی به آنها نیست.
در نهایت، ترکیب سیاستهای متضاد، طبقهبندیهای حقوقی گوناگون و تعاملات تاکتیکی، تصویری مبهم و چندلایه از مواجهه جهان با طالبان ترسیم کرده است. جامعه جهانی هنوز در تلاش است تا میان ارزشهای حقوق بشری، واقعگرایی سیاسی و نیاز به ثبات منطقهای تعادلی برقرار کند تلاشی که همچنان با ابهام و چالشهای مداوم همراه است.
چرا دنیا درباره طالبان اختلاف نظر دارد؟


