نویسنده: عبدالمقیت آریانفر
۱. مهاجرت؛ حقی با مسئولیتهای متقابل
مهاجرت از منظر حقوق بشر، یک پدیده مشروع و گاه از روی ناگزیری است؛ اما هیچ کشوری، از جمله ایران، ملزم به پذیرش نامحدود و بیضابطه مهاجران بدون مدارک قانونی نیست. تصور این که صرف حضور در وضعیت آسیبپذیر، برای همیشه ما را از پاسخگویی به قوانین کشور میزبان معاف میکند، نه با منطق اجتماعی و نه با واقعیتهای بینالمللی همخوانی دارد. ایران از دهه ۱۳۵۰ خورشیدی تاکنون میزبان میلیونها مهاجر افغانستانی بوده است، بدون آنکه نظام سیاسی یا اقتصادیاش توان جذب رسمی و بلندمدت چنین جمعیتی را داشته باشد. در این سالها، بارها موجهای اخراج و محدودیت در برابر مهاجران شکل گرفتهاند؛ اما آنچه امروز رخ میدهد، بیش از پیش ریشه در درک اشتباه دوطرفه از «حق مهاجرت» و وظایف مهاجر دارد.
مهاجرت پدیدهای چندلایه ای است که تنها با مدارک هویتی مشروع نمیشود، بلکه با کنشهای اجتماعی و فرهنگی شکل میگیرد. یک مهاجر باید همزمان حامل هویت ملی و تابع اخلاق شهروندی باشد؛ یعنی با خود فرهنگی از تعهد، احترام به قانون، مشارکت مثبت و پذیرش تفاوتها به همراه آورد. بدون این ویژگیها، مهاجرت به تهدیدی برای جامعه میزبان و به انزوایی برای مهاجران بدل خواهد شد.
۲. رفتارهای اجتماعی و چالشهای فرهنگی
یکی از عوامل تشدید بحران مهاجرت، کیفیت پایین همزیستی مسالیمتآمیز بخشی از مهاجران با جامعه میزبان است. حضور طولانیمدت در ایران، به جای اینکه به انطباق فرهنگی، احترام به قوانین و مشارکت اجتماعی بیانجامد، در برخی موارد با ناهنجاریهایی همراه بوده است که اعتماد جامعه میزبان را بهشدت تضعیف کرده است.
مشکل اصلی، عدم آموزش یا ترویج فرهنگ مهاجرت در درون جامعه افغانستانی است. در مدارس، رسانهها و محافل فکری ما، مهاجرت بهجای آنکه بهعنوان یک فرآیند پیچیده همراه با مسئولیتپذیری آموزش داده شود، بیشتر بهعنوان یک راهفرار از بحرانهای داخلی یا کسب رفاه شخصی تبلیغ شده است. این نگاه باعث شده که بخشهایی از جامعه مهاجر، رفتار خود را با انتظارات اجتماعی کشور میزبان تنظیم نکنند. برای مثال، مواردی از اشتغال غیرقانونی، تخلفات رانندگی، عدم رعایت بهداشت عمومی، رفتارهای پرخاشگرانه یا عدم همکاری با نیروهای خدماتی محلی، اغلب بهعنوان مصادیقی از فقدان انطباق فرهنگی تلقی میشود. اگر این رفتارها نقد نشوند و از درون اصلاح نگردند، تبعیض و طرد اجتماعی افزایش مییابد.
۳. مهاجرت سیاسی و سوءتفاهمهای امنیتی
مهاجرت تنها یک پدیده اقتصادی یا اجتماعی نیست؛ جنبههای سیاسی آن، بهویژه در مناطق حساس مانند ایران، بسیار برجسته است. بخشی از بحران اخیر، ریشه در درک جمهوری اسلامی از تهدیدات امنیتی ناشی از رفتار برخی مهاجران دارد. حضور فعال مهاجران افغانستانی در اعتراضات خارج از کشور، از جمله در اروپا و آمریکا، علیه حکومت ایران، مشارکت در کارزارهای مجازی حمایت از فشار نظامی غرب بر ایران، و گاه نزدیکی سیاسی با بازیگران متخاصم، از دید تهران نگرانکننده تلقی میشود. وقتی میلیونها مهاجر، فاقد شناسنامه قانونی و نامشخص از منظر امنیتی، در کشوری زندگی میکنند که خود درگیر چالشهای اقتصادی، تحریم، و بحرانهای منطقهای است، طبیعی است که این حضور گسترده به یک معضل امنیتی بدل شود.
لازم است میان مخالفتهای سیاسی در فضای آزاد و رفتارهایی که ممکن است امنیت ملی کشور میزبان را به خطر اندازد تمایز قائل شد. نخبگان مهاجر باید در این زمینه، آگاهیبخشی کنند و ضمن دفاع از آزادی بیان، خطوط قرمز امنیتی را بشناسند.
۴. فقدان نقد درونگروهی؛ مشکلی پنهان
از جمله مهمترین چالشهای فرهنگی جامعه مهاجر افغانستانی، ضعف در نقد درونگروهی و مواجهه صادقانه با انحرافات داخلی است. در طول سالهای گذشته، گزارشهایی از حضور مهاجران افغانستانی در جرایم سازمانیافته، از جمله قاچاق انسان، قتل، تجاوز و حتی اتهام جاسوسی برای کشورهای متخاصم منتشر شده است. با این حال، واکنشهای غالب از سوی چهرههای فرهنگی و رسانهای افغانستانی، اغلب انکار، مظلومنمایی یا متهمسازی رسانههای میزبان بوده است.
هیچ جامعهای عاری از خطا نیست. اما تفاوت میان جوامع پیشرو و جوامع بحرانزده، در چگونگی مواجهه با خطاهاست. ما نیاز داریم فرهنگ نقد درونی، مسئولیتپذیری و پاسخگویی را در بین خود نهادینه کنیم. سکوت در برابر فساد، تخلف، یا جرایم، نه تنها نشانه وفاداری نیست؛ بلکه به اعتبار جمعی ما لطمه وارد میکند.
۵. مهاجر؛ بار یا فرصت؟
سؤال بنیادی آن است که چرا حضور طولانیمدت مهاجر افغانستانی، به جای آنکه به عنوان یک فرصت فرهنگی، اقتصادی و انسانی تلقی شود، بیشتر به صورت یک تهدید و بار اجتماعی دیده میشود؟ ما هنوز در ایجاد نهادهای مدنی پایدار، گفتمان مشترک، رهبری اجتماعی قابل اتکا و الگوی مشارکت مثبت موفق نبودهایم. بسیاری از مهاجران حتی از ابتداییترین حقوق و فرصتها محروماند، چون نمایندگی منسجم ندارند. ما نیازمند ساختارهایی هستیم که بتوانند مهاجران را آموزش دهند، نظم ببخشند، پیگیری کنند و نمایندگی شایستهای از جامعه مهاجر ارائه دهند.
همزیستی مسالمتآمیز، مستلزم گفتگو و شناخت دوجانبه است. باید از طریق نهادهای آموزشی، فرهنگی و رسانهای، به هر دو طرف کمک کرد که دیگری را بفهمند. تصویرسازی از مهاجر تنها بهعنوان یک کارگر یا تهدید امنیتی، نادرست و خطرناک است. همانگونه که تصویرسازی از جامعه میزبان بهعنوان یک موجود بیرحم، نژادپرست یا مستبد نیز نیازمند بازبینی جدیست.
۶. راهحلها و پیشنهادهای عملی برای بازسازی درونی و همزیستی
برای عبور از این وضعیت بحرانی، مجموعهای از اقدامات همزمان در سه سطح لازم است:
۱. در سطح جامعه مهاجر:
– آموزش فرهنگ مهاجرت، حقوق و مسئولیتها در مدارس و مراکز فرهنگی افغانستانیها.
– ایجاد شوراهای هماهنگکننده مهاجران برای گفتگو با نهادهای میزبان.
– نقد صریح رفتارهای ناهنجار درونی و تلاش برای اصلاح جمعی.
– تقویت ظرفیت نخبگان، روزنامهنگاران، و فعالان مدنی برای روایت واقعگرایانه از جامعه مهاجر.
۲. در سطح دولتهای میزبان:
– تفکیک میان مهاجران قانونمدار و تخلفکننده.
– جلوگیری از سیاستهای کلینگر و تنبیهی که همه مهاجران را یکسان مجازات میکند.
– گفتگوی ساختاریافته با نمایندگان مهاجران و ارائه مسیرهای قانونی برای اقامت.
۳. در سطح فراملی و بینالمللی:
– فعالسازی دیاسپورای افغانستان برای کمک به بازسازی اجتماعی و فکری کشور.
– حمایت سازمانهای بینالمللی از آموزش و توسعه پایدار در جوامع مهاجر.
– کمک به شکلگیری نهادهای فرهنگی مشترک میان مهاجران و جوامع میزبان.
نتیجهگیری: بازگشت به خود، گام نخست عزت
بحران مهاجرت افغانستانیها، تنها یک پدیده خارجی نیست، بلکه بازتابی از بحرانهای درونی ماست؛ از بحران هویت گرفته تا ضعف در ساخت نهادهای اجتماعی و سیاسی. اگر میخواهیم عزت از دسترفته خود را بازیابیم، باید نخست به بازسازی درونی روی آوریم.
مهاجرت میتواند فرصتی باشد برای تجدید حیات، اگر با صداقت، مسئولیتپذیری، آموزش و مشارکت فعال همراه شود. تغییر نگاه جهانی به ما، تنها زمانی رخ میدهد که ما نیز نگاهمان به خود را با صداقت و شجاعت بازسازی کنیم. عزت ما، نه در مظلومنمایی، بلکه در بلوغ، اصلاح، و بازسازی است.
مقام پیشین ایرانی: افغانستانیها با جاسوسان دشمن همراه نیستند


