نویسنده: عبدالمقیت آریانفر
در هفتههای اخیر، فضای عمومی در ایران بار دیگر شاهد افزایش فشار بر مهاجرین، بهویژه مهاجرین افغانستانی بوده است. اعلام چند مورد بازداشت اتباع خارجی به اتهام «جاسوسی» یا «همکاری با صهیونیستها»، امری که معمولا پس از هر بحران امنیتی در ایران به وجود میآید و این امر، اما حالا بر خلاف دفعات قبل بهانهای شده تا یک فضای ترس، بیاعتمادی و سوءاستفاده علیه مهاجرین بهویژه افغانستانیها شکل بگیرد؛ فضایی که نهتنها حاصل یک روایت رسمی مشکوک است، بلکه به شکل نگرانکنندهای به ابزار توجیه تبعیض، اخاذی، خشونت، و محرومیت حقوقی مهاجرین بدل شده است
ترسافکنی سازمانیافته یا ناامنی واقعی؟
مسئولان نیروی انتظامی و نهادهای امنیتی ایران ادعا کردهاند که چند نفر از اتباع کشورهای مختلف از جمله افغانستان، هند، تاجیکستان و آذربایجان درگیر پروندههای جاسوسی بودهاند. این ادعاها، بدون ارائه مدارک شفاف و بدون طی مراحل قضایی علنی، نه تنها به گسترش ترس در میان مهاجرین انجامیده، بلکه افکار عمومی جامعه میزبان را نیز نسبت به هر مهاجر بیپناهی بدبین کرده است
در کشوری که رسانههای آن به شدت تحت کنترل و سانسور هستند، اعلام چنین اتهاماتی اغلب نه با هدف شفافسازی، بلکه برای مدیریت فضای عمومی و توجیه سیاستهای سرکوبگرانه صورت میگیرد. در این زمینه، مهاجرین بهویژه افغانستانیها، قربانیان خاموش یک سیاست امنیتیسازی مهاجرت هستند؛ سیاستی که «جاسوسی» را به ابزاری برای ارعاب و مشروعیتبخشی به فشارهای اجتماعی تبدیل کرده است
تبعات اجتماعی و سوءاستفادههای گسترده
نتیجه مستقیم این فضای امنیتی، ایجاد یک بستر مساعد برای سوءاستفادههای غیرقانونی و غیراخلاقی است. در روزهای اخیر، گزارشهای متعددی از شهروندان افغانستانی در شهرهای مختلف ایران منتشر شده که نشان میدهد برخی مالکان خانهها، کارفرمایان و حتی مأموران محلی با استناد به فضای ترسآلود ایجادشده، به اشکال گوناگون از مهاجرین اخاذی میکنند
در موارد متعدد، شاهد بودهایم که برخی مالکان منازل مسکونی پول پیش خانهها را پس نمیدهند، کارفرمایان دستمزد کارگران را پرداخت نمیکنند، و برخی شهروندان ایرانی با تهدید به «گزارش به نهادهای امنیتی» مهاجرین را وادار به سکوت یا ترک خانه و محل کار کردهاند. در بسیاری موارد، مهاجر بیدفاع که از کمترین حقوق قانونی برخوردار نیست، هیچ راهی برای احقاق حق خود ندارد
تجربهای تکرارشونده در تاریخ مهاجرت
آنچه امروز در ایران در حال رخ دادن است، برای مهاجرین افغانستانی تازگی ندارد. در دهههای گذشته، هربار که ایران با بحرانهای داخلی یا فشارهای خارجی مواجه شده، اقلیتهای مهاجر بهویژه افغانستانیها نخستین قربانیان جبرانناپذیر آن بودهاند. از جنگ هشتساله ایران و عراق تا تحریمهای اقتصادی و فشارهای بینالمللی، مهاجرین همواره به عنوان «گناهکاران آماده»، در معرض خشونت و طرد قرار گرفتهاند
در چنین شرایطی، برچسبهایی چون «جاسوس»، «تروریست»، یا «مزدور بیگانه» نه تنها وجهه انسانی مهاجرین را مخدوش میکند، بلکه بهانهای برای تکرار رفتارهای فاشیستی در سطح اجتماعی میشود. این همان خطری است که امروز در ایران شکل گرفته و به سرعت در حال گسترش است
نبود سازوکارهای حمایت حقوقی
یکی از دلایل اصلی گستردگی این سوءاستفادهها، فقدان هرگونه سازوکار حمایتی و قانونی برای مهاجرین در ایران است. نه نهادهای بینالمللی در داخل کشور توان مداخله مؤثر دارند و نه دولت ایران سازوکار شفافی برای رسیدگی به شکایات مهاجرین در برابر تبعیض و بیعدالتی فراهم کرده است
در بسیاری موارد، مهاجرین حتی از داشتن مدارک اقامت یا کارت شناسایی نیز محروماند؛ وضعیتی که آنها را در برابر هر تهدید و اتهامی بیدفاع و بدون مرجع پناه میگذارد. در نبود نهادهای حامی، هر مأمور ساده میتواند با یک تهدید، یک مهاجر را از خانه، کار و امنیت محروم کند
نقش رسانهها و سکوت نخبگان
از دیگر عوامل مؤثر در گسترش این وضعیت، نقش رسانههای رسمی در القای ذهنیت امنیتی نسبت به مهاجرین و سکوت نخبگان جامعه ایران است. رسانههایی که با پخش گزارشهای یکجانبه از بازداشت «جاسوسان» خارجی، بذر بیاعتمادی را در ذهن مخاطب ایرانی میکارند، و نخبگانی که ترجیح میدهند بهجای دفاع از کرامت انسانی مهاجرین، یا سکوت کنند یا با محافظهکاری از کنار این فجایع. بگذرند
نبود اعتراضهای صریح و شفاف در میان دانشگاهیان، فعالان حقوق بشر، نویسندگان، روزنامهنگاران و حتی برخی سازمانهای مدعی حقوق بشر ایرانی، به این معناست که افکار عمومی بدون مانع در مسیر نفرتپراکنی پیش میرود
مهاجرت بهمثابه تهدید یا فرصت؟
نکته کلیدی آن است که مهاجرت در ایران، نه به عنوان یک پدیده انسانی و اقتصادی، بلکه همواره از منظر تهدید و مخاطره امنیتی دیده شده است. بهرغم آنکه مهاجرین افغانستانی در ساختوساز، کشاورزی، خدمات و حتی آموزش و پرورش ایران نقشهای کلیدی داشتهاند، اما هیچگاه بهعنوان بخشی از ساختار اجتماعی کشور به رسمیت شناخته نشدهاند
هرگونه بحران سیاسی در منطقه یا حتی درون ایران، بهسرعت به اتهامزنی علیه این جامعه منجر شده، بدون اینکه حتی یکبار به تلاشهای آنان در حفظ معیشت و توسعه کمکرسانی اقتصادی نگاهی منصفانه شود
مسئولیت نهادهای بینالمللی
سازمان ملل متحد، کمیساریای عالی پناهندگان، سازمانهای حقوق بشری بینالمللی و رسانههای آزاد جهانی مسئولاند که با صدای بلند نسبت به افزایش فشارها و اتهامزنیهای امنیتی به مهاجرین در ایران هشدار دهند. ادامه این روند، نه تنها حقوق هزاران انسان بیدفاع را نابود میکند، بلکه وجهه بینالمللی ایران را نیز بیش از پیش مخدوش خواهد ساخت
همچنین، نهادهای بینالمللی باید فشار بیشتری بر رژیم حاکم در افغانستان وارد کنند تا به مسئولیتهای خود در قبال مهاجرینِ برخاسته از آن سرزمین پایبند باشد. مهاجرینی که اکنون در ایران گرفتار بیعدالتیاند، محصول دههها جنگ، فساد، و بیکفایتی ساختارهای حکومتی هستند؛ نه مهمانان بیگانه، بلکه تبعیدیانی ناخواسته از خانههای ویرانشان
نتیجهگیری: فاجعهای در حال وقوع است
برچسب زدن مهاجرین افغانستانی به عنوان «جاسوس» یا «عامل صهیونیستها» نه تنها اتهامی بیپایه و غیرقابل اثبات است، بلکه ابزار جدیدی برای سرکوب، فشار اجتماعی و تحقیر یک جامعه مهاجر بهشمار میرود. در دنیایی که بیش از هر زمان دیگری به حقوق بشر و همزیستی احترام میگذارد، آنچه امروز در ایران بر مهاجرین میگذرد، لکه ننگی است که باید افشا شود
مهاجرین افغانستانی، نه جاسوساند، نه تروریست، و نه مزدور؛ آنان تنها انسانهایی هستند که به امید امنیت و کار، به سرزمینی پناه آوردهاند که اکنون آنان را با بدترین واژهها میرانَد


