RASCRASC
  • صفحه نخست
  • رویدادهای خبری
    • افغانستان
    • جهان
    • علمی
    • ورزش
    • گزارش ها
  • مقاله های تحلیلی
    • اندیشه
    • ادبیات
    • سیاسی
    • اقتصاد
    • جامعه
    • تاریخ
    • فرهنگ و هنر
  • بررسی و پژوهش‌های علمی
    • مطالعات صلح
    • مطالعات امنیت
    • مطالعات توسعه
    • مطالعات تاریخ
    • مطالعات فرهنگ و ادب
    • مطالعات جامعه‌شناسی
    • مطالعات فلسفه
    • مطالعات سیاست
    • مطالعات روان‌شناسی
    • مطالعات حقوق
    • مطالعات اقتصاد
    • مطالعات زنان
    • مطالعات رسانه
    • مطالعات دینی
  • عیاران
  • دیدگاه راسک
  • درباره ما
  • فارسی
    • العربية
    • English
    • Français
    • Deutsch
    • پښتو
    • فارسی
    • Русский
    • Español
    • Тоҷикӣ
    • Türkçe
RASCRASC
  • صفحه نخست
  • رویدادهای خبری
    • افغانستان
    • جهان
    • علمی
    • ورزش
    • گزارش ها
  • مقاله های تحلیلی
    • اندیشه
    • ادبیات
    • سیاسی
    • اقتصاد
    • جامعه
    • تاریخ
    • فرهنگ و هنر
  • بررسی و پژوهش‌های علمی
    • مطالعات صلح
    • مطالعات امنیت
    • مطالعات توسعه
    • مطالعات تاریخ
    • مطالعات فرهنگ و ادب
    • مطالعات جامعه‌شناسی
    • مطالعات فلسفه
    • مطالعات سیاست
    • مطالعات روان‌شناسی
    • مطالعات حقوق
    • مطالعات اقتصاد
    • مطالعات زنان
    • مطالعات رسانه
    • مطالعات دینی
  • عیاران
  • دیدگاه راسک
  • درباره ما
Follow US
.RASC. All Rights Reserved ©
مقاله های تحلیلی

توافقات پنهانی یا همراهی تاکتیکی؛ نقش طالبان در بحران مهاجرین افغانستانی

Published ۱۴۰۴/۰۴/۲۸
SHARE

نویسنده: عبدالمقیت آریانفر
خبرگزاری راسک: در یک سال اخیر، موج گسترده‌ای اخراج مهاجرین افغانستانی از سوی ایران و پاکستان، به یکی از بزرگ‌ترین بحران‌های انسانی و سیاسی در منطقه بدل شده است. هزاران خانواده، که گاه بیش از دو دهه در این دو کشور اقامت داشتند، به شکلی اجباری، تحقیرآمیز و بی‌توجه به موازین بین‌المللی به افغانستان بازگردانده شدند. هم‌زمان، حکومت طالبان که از آگوست ۲۰۲۱ قدرت را در کابل در دست گرفته است، نه‌تنها در برابر این بحران سکوت کرده، بلکه با مواضع و رفتارهای خود، شائبه همراهی و همدستی با این روند را تقویت کرده است. این نوشته، با تمرکز بر زمینه‌های سیاسی حاکم در افغانستان، به بررسی نقش طالبان در قبال بحران مهاجرین پرداخته و نشان می‌دهد که چگونه این گروه از منظر سیاسی، امنیتی و منطقه‌ای با پروژه اخراج مهاجرین هم‌سو یا حتی شریک است.
۱. موج اخراج‌ها: تصویر کلی
موج اخراج مهاجرین افغانستانی از پاکستان به‌صورت رسمی از اوایل اکتبر ۲۰۲۳ (میزان/عقرب ۱۴۰۲) آغاز شد. دولت پاکستان با صدور ضرب‌الاجل یک‌ماهه، اعلام کرد که مهاجرین بدون مدرک باید تا اول نوامبر خاک این کشور را ترک کنند. پس از این مهلت، روند بازداشت، زندانی‌سازی، انتقال اجباری و تخریب خانه‌ها آغاز شد. تا همین اکنون، بیش از ۵۰۰ هزار مهاجر به افغانستان بازگردانده شدن. در ایران نیز گرچه اخراج مهاجرین سابقه طولانی دارد، اما پس از حملات اسرائیل و آمریکا بر مواضع نظامی ایران و تشدید فضای امنیتی، این روند به‌شدت سرعت گرفت، گزاراشت که از مرز توسط نیروهای مردمی وجود دارد اخراج روزانه مهاجرین را ۳۰ تا ۴۰ هزار نفر می‌گویند، هم‌چنان بر اساس گزارش وزارت مهاجرین طالبان، طی دو هفته پس از حمله اسرائیل به ایران، بیش از نیم میلیون نفر اخراج شدند. سازمان بین‌المللی مهاجرت (IOM) نیز در گزارش فوری خود، نسبت به این روند هشدار داده بود.
۲. سکوت معنادار طالبان
طالبان در برابر این روند بی‌سابقه اخراج، هیچ اقدام سیاسی جدی یا موضع‌گیری شفاف در دفاع از شهروندان افغانستانی انجام نداده‌اند. آن‌ها حتی در نشست‌های رسانه‌ای رسمی، بیشتر بر «برکت بازگشت مهاجرین» تأکید کردند تا بر فاجعه انسانی و تخریب کرامت انسانی آنان. این سکوت، در فضایی سیاسی که طالبان به دنبال کسب مشروعیت بین‌المللی و منطقه‌ای است، نه تصادفی بلکه نشانه‌ای از یک سیاست عامدانه به نظر می‌رسد.
۳. همسویی تاکتیکی در بستر منطقه‌ای
از منظر ژئوپلتیک، طالبان برای بقای خود نیازمند حمایت حداقلی هم‌سایه‌گان است؛ به‌ویژه ایران و پاکستان. در چنین فضایی، حکومت طالبان تلاش می‌کند تا با نمایش هم‌کاری در کنترل مرزها و مهاجرین، اعتماد امنیتی این کشورها را جلب کند. شواهدی از مذاکرات سه‌جانبه و تفاهم‌نامه‌های امنیتی وجود دارد که به‌صورت ضمنی اخراج مهاجرین را تأیید یا تسهیل کرده است. طالبان، با سکوت در برابر موج اخراج، در واقع به این کشورها پیام می‌دهد که خواهان تنش‌زدایی و پذیرای سیاست‌های منطقه‌ای آنان است.
۴. خطای راهبردی طالبان در درک مهاجرین
طالبان شاید گمان می‌برند که مهاجرین اخراجی می‌توانند منبعی برای تبلیغات سیاسی یا حتی استفاده در ساختارهای امنیتی آنان باشند. اما این برداشت با واقعیات سیاسی و اجتماعی افغانستان هم‌خوانی ندارد. اکثریت مهاجرین بازگشته، با مشاهده زندگی در شرایط متفاوت خارج از افغانستان، ذهنیتی متفاوت و مطالبه‌گر دارند. اگر طالبان بخواهند از آنان سربازگیری یا پشتیبانی اجتماعی کسب کنند، دچار یک خطای فاحش راهبردی خواهند شد. فشارهای اجتماعی و ناکارآمدی حاکمیت فعلی، این مهاجرین را بیشتر به سوی اعتراض، عدالت‌خواهی و نافرمانی سوق خواهد داد تا پیروی از نظام طالبانی.
۵. پیشینه تاریخی سربازگیری طالبان از مهاجرین
طالبان در هر دو دوره تبعید خود – چه در دهه ۱۳۷۰ خورشیدی و چه پس از ۲۰۰۱ – از میان مهاجرین افغانستانی در پاکستان و ایران، نیرو جذب می‌کردند. کمپ‌های مهاجرین، مدارس دینی و شبکه‌های سنتی قومی ابزار این جذب بودند. امروز، در شرایطی متفاوت، اگر طالبان هنوز با چنین ذهنیتی به مهاجرین می‌نگرند، خطر واگرایی اجتماعی و سیاسی را نادیده می‌گیرند. مهاجر امروز، دیگر کودک مدرسه دینی دهه ۷۰ نیست، بلکه شهروندی با تجربه و خواهان تغییر است.
۶. پیامدهای داخلی بازگشت اجباری
بازگشت اجباری صدها هزار مهاجر، بدون هیچ زیرساخت اجتماعی و اقتصادی، موجب بحران گسترده‌ای در شهرهای مرزی افغانستان شده است. بیکاری، کمبود مسکن، نبود خدمات بهداشتی و آموزشی، و حتی افزایش جرایم خرد، از جمله پیامدهای مستقیم این بازگشت هستند. حکومت طالبان، که حتی در اداره مناطق روستایی ناکارآمد است، اکنون در برابر بحرانی شهری و انسانی قرار گرفته که توان مدیریتی آن را نخواهد داشت.

۷. نقض اصول حقوق بین‌الملل و مسئولیت طالبان
اخراج مهاجرین بدون ارزیابی فردی، نقض آشکار کنوانسیون‌های بین‌المللی است. ایران و پاکستان هر دو عضو معاهدات بین‌المللی مربوط به پناهندگان نیستند، اما اصل بازنگردانی (non-refoulement) را در عرف بین‌المللی نمی‌توان نادیده گرفت. طالبان نیز از منظر حقوقی، مسئول تضمین کرامت انسانی شهروندان افغانستانی، حتی در تبعید، هستند. اما مواضع آنان، عملاً به حمایت از ناقضان حقوق مهاجرین انجامیده است.
۸. نتیجه‌: از همسویی تا بحران مشروعیت
سکوت طالبان در برابر اخراج مهاجرین، نه نشانه بی‌اطلاعی، بلکه نشانه هم‌سویی آگاهانه با سیاست‌های ایران و پاکستان است؛ هم‌سویی‌ای که ممکن است در کوتاه‌مدت روابط منطقه‌ای را برای آنان تثبیت کند، اما در بلندمدت، مشروعیت داخلی‌شان را فرسایش خواهد داد. مهاجرینی که با خشم، فقر و بی‌عدالتی بازمی‌گردند، خطرناکتر از مخالفان مسلح‌اند. آنان حامل تجربه، آگاهی و میل به تغییرند. طالبان اگر به این واقعیت تن ندهند، با موجی از مقاومت مدنی و فروپاشی تدریجی سرمایه اجتماعی خود روبه‌رو خواهند شد.

Shams Feruten ۱۴۰۴/۰۴/۲۸

ما را دنبال کنید

Facebook Like
Twitter Follow
Instagram Follow
Youtube Subscribe
مطالب مرتبط
افغانستانرویدادهای خبری

اختلافات داخلی طالبان؛ طالبان ازبک‌تبار جلسه‌ی خصوصی برگزار کردند

Shams Feruten Shams Feruten ۱۴۰۳/۱۱/۲۲
برنی سندرز به آمریکایی‌ها: درس‌های جنگ اوکراین را جدی بگیرید
از تعرفه ۵۰۰ درصدی تا وعده صلح ۲۴ ساعته؛ استراتژی دو‌لبه ترامپ علیه روسیه
کمیسار حقوق بشر سازمان ملل : سرکوب زنان و دختران توسط گروه طالبان مانع پیش‌رفت افغانستان می‌شود
جنتی: هر کسی بخواهد به خامنه‌ای تعرض کند، تاوان سنگینی خواهد داد
- تبلیغات -
Ad imageAd image
فارسی | پښتو | العربية | English | Deutsch | Français | Español | Русский | Тоҷикӣ

مارا دنبال کنید

.RASC. All Rights Reserved ©

Removed from reading list

Undo
به نسخه موبایل بروید
خوش آمدید

ورود به حساب

Lost your password?