خبرگزاری راسک: در روزهایی که هزاران مهاجر افغانستانی از ایران بهصورت اجباری و در شرایط دشوار اخراج میشوند، سخنان متناقض مقامهای بلندپایه طالبان پرسشهایی جدی درباره انسجام در سیاست خارجی این گروه و رویکرد آنها نسبت به مهاجران افغانستانی را برانگیخته است.
در حالیکه مولوی احمد اسلامجار، والی طالبان در هرات، که اخیراً در رأس یک هیأت اقتصادی به مشهد سفر کرده بود، از رفتار دولت به ویژه نظامیان ایرانی با مهاجران افغانستانی ابراز قدردانی کرده و ادعا کرده است که اخراج مهاجران با «درکمال احترام و سهولت» صورت گرفته؛ اما در کابل، امیرخان متقی، سرپرست وزارت خارجه طالبان، تصویر متفاوتی از وضعیت اخراج مهاجران از ایران ترسیم میکند.
آقای متقی روز یکشنبه، ۲۹ سرطان، در سخنانی در یک نشست رسمی در کابل، روند اخراج مهاجران از ایران را «آزاردهنده» خوانده و تأکید کرده است که طالبان خواستار بازگشت تدریجی، با حفظ کرامت انسانی، عزت و دارایی مهاجران بوده است. او افزوده که این مطالبه را در «دیدار مستقیم با رییسجمهور ایران» نیز مطرح کردهاند. شکاف عمیق میان این دو روایت نشاندهنده عدم انسجام در گفتمان رسمی طالبان است؛ آنهم در یکی از حادترین مسائل انسانی که میلیونها شهروند افغانستانی را درگیر کرده است. این اختلافگوییها نهتنها به اعتبار طالبان در سطح ملی لطمه وارد میکند، بلکه پیامهایی متناقض به کشور میزبان (ایران) و جامعه بینالمللی مخابره میکند؛ جامعهای که طالبان همواره در تلاش برای کسب مشروعیت نزد آن بودهاند.
روایتهای مهاجران اخراج شده از ایران و گزارشهای رسانههای مستقل اما در این میان بیشتر به اظهارات انتقادی متقی نزدیکاند. گزارشها و شهادتهای مهاجران بازگشتی نشان میدهند که آنها اغلب بدون فرصت جمعآوری وسایل شخصی، با توهین و خشونت از سوی نیروهای انتظامی ایران مواجه شدهاند. اخاذی، بازداشتهای خودسرانه، و بیتوجهی به حقوق کاری و مالی این افراد از جمله شکایات مکرر پناهجویان بوده است.
طبق آمارهای موجود، تنها در چند ماه اخیر، بیش از ۷۰۰ هزار مهاجر افغانستانی از طریق مرز دوغارون به گونه اجباری به افغانستان بازگردانده شدهاند. منابع محلی در نیمروز و هرات گفتهاند که بسیاری از بازگشتکنندگان با دست خالی، بدون مدرک و در وضعیت وخیم روانی وارد کشور شدهاند.
تحلیلگران بر این باورند که اختلافنظر میان اظهارات والی طالبان درهرات و سرپرست وزارت خارجه این گروه، میتواند نشانهای از چنددستگی در ساختار تصمیمگیری طالبان باشد. برخی نیز آن را یک تاکتیک عامدانه برای حفظ روابط اقتصادی با ایران و در عین حال مدیریت افکار عمومی داخلی ارزیابی میکنند. با این حال، در غیاب یک پالیسی مهاجرتی منسجم، فشارها بر مهاجران و خانوادههایشان همچنان ادامه دارد و قربانی اصلی، شهروندانیاند که میان دو دولت بیبرنامه، در رفتوآمدهای اجباری، عزت و آیندهشان را از دست میدهند.


