نویسنده: ابوبکر الشماحی
خبرگزاری راسک: در دو سال گذشته، به گزارش شبکهی الجزیره، اسرائیل افزون بر جنگ گسترده در نوار غزه و اشغال خشونتبار کرانه باختری، بهطور مستقیم اهدافی را در کشورهای همسایه از جمله ایران، سوریه، لبنان و یمن هدف حمله قرار داده است. تازهترین این حملات، هفتهی گذشته در سوریه و حتی علیه ساختمان وزارت دفاع آن کشور انجام شد. هرچند اسرائیل مدعی است این اقدامات در راستای تأمین امنیت ملی و مقابله با تهدیدات منطقهای صورت گرفتهاند، اما همچنان این پرسش مطرح است: آیا این کشور میتواند بدون پرداخت هزینهای واقعی، به این اقدامات یکجانبه ادامه دهد؟
الجزیره در ادامهی گزارش خود توضیح میدهد که اسرائیل این درگیریها را بخشی از «نبرد موجودیتی» خود میداند. به باور دولت راستگرای کنونی بنیامین نتانیاهو، نفرت همسایگان مهم نیست، آنچه اهمیت دارد، ترس آنان است. اسرائیل، با اتکا به حمایت بیقید و شرط ایالات متحده و در غیاب یک قدرت منطقهای قابلرقابت، خود را آزاد میبیند که سیاست خارجی تهاجمی خود را ادامه دهد. طبق تحلیل ابوبکر الشماحی، این رفتارها محصول استفادهی ابزاری اسرائیل از خلأ قدرت جهانی و کاهش اعتبار ساختارهای نهادینه بینالمللی مانند سازمان ملل متحد است. نویسنده در الجزیره اشاره میکند که ضعف نظم لیبرال بینالمللی، بهویژه پس از دوران ترامپ و معاملهمحوری سیاست خارجی امریکا، راه را برای اسرائیل هموارتر کرده است. نهادهای بینالمللی در مهار تجاوزگری اسرائیل ناکام ماندهاند، در حالی که شهرکسازیها در اراضی اشغالی و نقض قوانین جنگ، بهویژه در غزه، ادامه دارد. سازمانهای حقوق بشری نیز اسرائیل را به ارتکاب نسلکُشی متهم کردهاند، اما واکنشها فراتر از ابراز نگرانی نرفته است.
مطابق تحلیل منتشرشده در الجزیره، هیچیک از کشورهای منطقه یا قدرتهای جهانی در موقعیتی نیستند که خلأ ایجادشده توسط عقبنشینی امریکا از رهبری جهانی را پُر کنند. این فضا، اسرائیل را قادر ساخته تا از موقعیت خود بهعنوان تنها قدرت هستهای منطقه، بهرهبرداری کند. در عین حال، تهدید ایران و محور مقاومت، آنگونه که تصور میشد، به جنگی تمامعیار منجر نشد. با وجود حمله بیسابقه ایران به اسرائیل، آن درگیری تنها ۱۲ روز به طول انجامید و به جنگ منطقهای گسترده تبدیل نشد. الجزیره در بخش دیگری از گزارش خود تأکید دارد که اسرائیل در لبنان به اهداف استراتژیک مهمی دست یافته است. در پی بمبارانهای شدید و تهاجم زمینی، حزبالله بخش بزرگی از توان نظامی و جایگاه سیاسی خود را از دست داد و دیگر یک تهدید فوری برای تلآویو بهشمار نمیرود.
به باور الشماحی، اسرائیل بر این اصل تکیه دارد که «همسایگان ضعیف، مطلوبترند». این کشور، بدون طرحی روشن برای دوران پس از جنگ، به آشوب در همسایگی خود رضایت داده است. نمونه بارز آن، وضعیت جنوب سوریه است؛ جایی که پس از بمبارانهای اسرائیلی و فشارهای امریکا، دولت سوریه اعلام عقبنشینی کرد اما بهسرعت منطقه درگیر خشونتهای قبیلهای و ضدبدوی شد. نتیجه نهایی، بازگشت نیروهای سوری به منطقه با رضایت تلآویو بود تجربهای که به تعبیر الجزیره نشان میدهد حضور یک دولت نیرومند بهتر از خلأ امنیتی است. در گزارش الجزیره آمده است که این اقدامات ممکن است در کوتاهمدت اسرائیل را به پیروزیهای نظامی برساند، اما در میانمدت و بلندمدت موجب انزوای سیاسی منطقهای و کاهش اعتبار این کشور در سطح بینالمللی خواهد شد. بهطور خاص، عربستان سعودی که زمانی مسیر عادیسازی روابط را دنبال میکرد، اکنون پس از جنگ غزه و سوریه، از هرگونه پیشروی در توافقات «ابراهیم» فاصله گرفته است.
الجزیره در پایان به تأثیر داخلی این اقدامات نیز پرداخته است. کاهش مشارکت نیروهای احتیاطی در فراخوانهای ارتش، شکاف میان راستگرایان افراطی و جناحهای میانهرو، و تردید در کارآمدی سیاستهای امنیتی دولت، همگی نشان از فرسایش انسجام ملی اسرائیل دارند. تداوم این روند، در کنار فشارهای خارجی، ممکن است حتی حمایت امریکا را نیز در بلندمدت با چالش مواجه کند. ابوبکر الشماحی در پایان مقالهی تحلیلی خود در الجزیره هشدار میدهد که اسرائیل، اگرچه امروز قادر به انجام هر اقدام نظامی بهدور از پاسخ جدی بینالمللی است، اما این رفتارها در حال کاشتن بذر دشمنی در منطقه و تضعیف مشروعیت بینالمللی آن کشور هستند. بدون برنامهای پایدار برای صلح، ثبات، و احترام متقابل با همسایگان، اسرائیل ممکن است در آینده با تاوانی بسیار سنگینتر از امروز مواجه شود.


