خبرگزاری راسک: در قلب کندهار، زادگاه و مقر قدرت رهبر معنوی طالبان، جایی که ملا هبتالله آخندزاده با فرمانهای پنهان از پشت پرده سیاستهای کشور را هدایت میکند، موج نگرانکنندهای از ربایش و ناامنی روان مردم را به لرزه درآورده است. تنها در سه روز گذشته، نُه کودک در این شهر بهگونهای مرموز ربوده یا ناپدید شدهاند؛ رخدادهای که زنگ هشدار جدی برای خانوادهها و مدافعان حقوق کودکان بهصدا درآورده است.
منابع محلی تأیید میکنند که موارد آدمربایی و سرقت در کندهار، بهویژه ربایش کودکان، در حال افزایش است. فهرستی شامل نامها، سنین و شماره تماس خانوادههای قربانیان به رسانهها رسیده است. در برخی موارد، خانوادهها گزارش دادهاند که ربایندگان در تماس تلفنی درخواست پرداخت پول نقد کردهاند. این پدیده اکنون به یک روند خطرناک و مداوم تبدیل شده است.
کندهار که طالبان همواره آن را نماد «ثبات و امنیت» در نظام تحت سلطه خود معرفی میکردند، اکنون در حال تبدیل شدن به یکی از کانونهای جرم و جنایت در کشور است. این استان که مرکز ثقل فرماندهی و سیاستگذاری طالبان محسوب میشود، با وجود حضور گستردهای از نیروهای امنیتی این گروه در هر کوچه و گذرگاه، صحنه ربایشها و جنایاتی است که بهسختی میتوان آن را تصادفی یا اتفاقی دانست.
افزایش موارد ناپدیدشدن کودکان، تنها بخش کوچکی از موج کلی ناامنی در افغانستان است. در هفتههای اخیر، شبکههای اجتماعی پر از اعلامیههای گمشدگان، تصاویر جوانان ناپدیدشده و روایتهایی از ترس و بیپناهی شده است. مردم نهتنها نگران فرزندان خود، بلکه از وضعیت کلی امنیت و بیپاسخی حاکمان بیمناکاند.
با این حال، مقامهای طالبان تاکنون واکنشی رسمی به این موارد نشان ندادهاند. ادعای مکرر این گروه درباره برقراری «امنیت مطلق» پس از تسلط در آگست ۲۰۲۱، اکنون با واقعیتهای تلخ میدانی فاصلهای فاحش دارد.
در فضایی که رسانههای آزاد، نهادهای حقوق بشری و دستگاههای نظارتی مستقل به شدت محدود شدهاند، تنها روایتهای مردمی است که از این فجایع پرده برمیدارد. گزارشهای غیررسمی اما فراگیر، تصویری ترسناک از خلأ امنیتی در کندهار ترسیم میکند؛ خلائی که حتی مرکز قدرت طالبان نیز از آن در امان نمانده است.
از سوی دیگر، پرسش جدی و پررنگی در میان مردم کندهار جریان دارد؛ در شهری که در هر کوچهاش پاسگاه و ایست بازرسی طالبان مستقر است، چگونه ممکن است ربایندگان و دزدان شبانه اینگونه آزادانه و بدون واهمه عمل کنند؟ برخی از باشندگان، با تردید به این ماجرا مینگرند و میگویند بعید نیست که شماری از این ربایشها و سرقتها، توسط افرادی از درون ساختار نظامی طالبان یا با حمایت پنهانی آنها انجام شده باشد.
شبهههایی نیز وجود دارد که برخی نیروهای مسلح طالبان که روز در خدمت تأمین امنیت رهبر غایبشان هستند، شب هنگام چهره بدل کرده و در نقاب دزدان و آدمربایان به جان مردم میافتند.
در شرایطی که افغانستان با بحرانهای متعدد انسانی و سیاسی مواجه است، گسترش چنین رخدادهایی در پایتخت معنوی طالبان، بیاعتباری ادعاهای امنیتی این گروه را بیش از پیش برجسته کرده و هراس عمومی را در سراسر کشور تشدید میکند.


