خبرگزاری راسک: یادداشت عبدالله ریحان، یاور پیشین سراجالدین حقانی، سرپرست وزارت داخله طالبان، نهفقط یک انتقاد درونی، بلکه نشانهای روشن از فرسایش انسجام ایدئولوژیک و تشکیلاتی طالبان است. این نخستینبار نیست که چهرههای کلیدی وابسته به شبکه حقانی در برابر شیوهی حکومتداری و فرمانهای ملا هبتالله، رهبر طالبان، زبان به انتقاد گشودهاند. پیش از این نیز برخی از چهرههای طالبان که اقدامها و تصامیم هبت الله را به ضرر عمر حکومت شان قلمداد میکردند، از جمله عباس استانکزی، معاون وزارت خارجه این گروه، با صراحت به سیاستهای رهبر طالبان تاخته بودند. اما این انتقادها نهتنها از سوی رهبر طالبان و حلقه مشورتی او نادیده گرفته شد، بلکه در مورد استانکزی به فرار او از کشور انجامید.
در همین راستا، اظهارات اخیر عبدالله ریحان، یکی از چهرههای کلیدی شبکه حقانی، که اینبار در نقش «خبرنگار» ظاهر شده و با صراحت میگوید: «با زور نمیشود حکومت کرد»، بازتابی از وضعیت بحرانی درونی طالبان است.
تحلیل محتوای یادداشت ریحان نشان میدهد که بخشی از بدنه طالبان، بهویژه آنهایی که با واقعیتهای اجتماعی در تماساند، به این درک رسیدهاند که تداوم سرکوب، سلب آزادیهای مدنی و حاکمیت مبتنی بر زور، سرانجامی جز فروپاشی ندارد. تأکید او بر حق قضاوت مردم، احترام به نمادهای ملی همچون «پرچم» و هشدار در مورد تکرار اشتباهات گذشته، نشانهای از بیداری تدریجی در میان برخی از عناصر این گروه است.
این موضعگیری در شرایطی بیان میشود که رهبری طالبان همواره کوشیده است چهرهای یکدست و فاقد اختلافات درونی از خود در رسانهها ارائه دهد. اما حالا، صداهایی که از حلقههای داخلی قدرت بلند میشوند، نشانهای از شکافهای جدی در صفوف این گروه را به تصویر کشیده است؛ شکافهایی که هر روز عمیقتر میشوند. طالبان در ظاهر از «شریعت» سخن میگویند، اما همان کسانی که تا دیروز در صف نخست تبلیغ آن بودند، امروز تلویحاً اعتراف میکنند که با «نیرنگ دینی» نمیتوان مشروعیت پایدار ساخت. اگر این صداها گسترش یابد، میتوان آن را نشانهای از آغاز یک واگرایی عمیق یا حتی فروپاشی نرم در درون طالبان دانست.
با این حال، اگرچه فروپاشی درونی ممکن است در حال شکلگیری باشد، اما تا زمانی که یک جنبش بیرونی هماهنگ و موثر علیه این گروه شکل نگیرد، احتمال دارد طالبان با وجود پوسیدگی ساختاری، همچنان به شیوهای استبدادی بر افغانستان حکومت کند و عمر سلطهشان، هرچند ناکارآمد، اما ادامه یابد.


