خبرگزاری راسک: چهار سال پس از سقوط نظام جمهوریت بیستساله در افغانستان که با حمایت جامعه جهانی شکل گرفته بود، اما با معامله پنهانی میان امریکا و طالبان در دوحه قطر زمینه و بساط سرنگونیاش فراهم شد، هنوز پرسشهای زیادی درباره چرایی و چگونگی این سقوط و قدرتگیری طالبان باقی است، اما بسیاریهای به این باور اند که طالبان هرگز در میدانهای نبرد پیروز نشدند، بل این گروه در یک معامله پنهانی با امریکاییها به کابل آورده شدند.
در تازهترین اظهارنظرها، محمد حنیف اتمر، آخرین وزیر خارجه دولت پیشین افغانستان و چهرههای نزدیک به حلقه اشرف غنی رئیس جمهور پیشین افغانستان، در نشست مجازی «سازمان آوارهگان جهانی» توافق دوحه را به شدت نقد کرده و تاکید نموده که ایالات متحده و طالبان عمداً «سه تعهد کلیدی این توافقنامه را نادیده گرفتند که منجر به سقوط فاجعهبار نظام جمهوری شد.» به گفته او، تنها خروج نیروهای خارجی اجرا شد و تعهدات مهم دیگری از جمله «مبارزه با تروریسم، مذاکرات صلح داخلی و تشکیل دولت فراگیر با آتشبس دائمی هرگز عملی نشد.» اتمر این شکست را ناشی از بیصداقتی امریکا و همچنین بیصداقتی مقامهای حکومت پیشین نیز عنوان کرده و افزوده است که میشد این فاجعه را پیشگیری و از وقوع آن جلوگیری کرد.
اما تحلیلگران سیاسی و ناظران بینالمللی بر این باورند که ابعاد سقوط حکومت پیشین بسیار گستردهتر است و مهمترین عامل آن «عدم صداقت و همبستگی رهبران حکومت پیشین با مردم افغانستان» بود. گزارشهای متعددی حاکی است که اشرف غنی و حلقه نزدیک به او، ماهها پیش از سقوط کابل، به طور مخفیانه با طالبان و به ویژه با شبکه حقانی تماس داشته و آماده تسلیم حکومت بودند. همچنین اعضای شورای امنیت ملی ریاست جمهوری که کنترل امور جنگی را از وزارت دفاع و داخله گرفته بودند، در نبردها به نیروهای امنیتی دستور عقبنشینی داده و شهرستانها یکی پس از دیگری به طالبان واگذار میشدند.
حمدالله محب، رئیس شورای امنیت ملی، نیز متهم به همکاری با طالبان و خیانت به نیروهای امنیتی است. این خیانتها و فسادهای داخلی به اندازه فشارهای خارجی و نبردهای میدانی نقش کلیدی در سقوط حکومت داشتند.
از سوی دیگر، پس از به قدرت رسیدن طالبان، وضعیت حقوق بشری و بحران انسانی در افغانستان به نقطه اوج خود رسیده و حقوق اساسی شهروندان به ویژه زنان به شدت و به صورت سیستماتیک از سویی طالبان پایمال شده است. شکریه بارکزی، سفیر پیشین افغانستان در ناروی، میگوید، زنان به دلیل شرکت در تظاهرات مسالمتآمیز بازداشت و شکنجه میشوند. همچنین اخراج گسترده مهاجران از ایران و پاکستان به بیثباتی منطقهای دامن زده و جوانان را به مدارس طالبان سوق میدهد که آیندهای ناگوار را رقم میزند.
در نهایت، سقوط حکومت پیشین افغانستان تنها نتیجه جنگ و فشار خارجی نبود، بلکه خیانت و فساد داخلی، نبود رهبری قوی و همدل، و بیتوجهی به مردم، زمینهساز قدرتگیری طالبان و بحران فعلی شد. اکنون ضروری است مسئولان آن دوران در یک روند شفاف پاسخگو باشند تا شاید راهی برای ساختن آیندهای بهتر برای افغانستان باز شود.


