معین اسلامپور
تاریخ سیاسی افغانستان کمتر رییسجمهوری را که بهسانِ استاد ربانی شهید، دارای تحصلاتِ اکادمیک، علمی و شمّ سیاسی بلندِ داشته باشد، سراغ دارد؛ او یک سیاستمدار ژرفنگر، دوراندیش بود، همواره بازیهای سیاسی پشتِ پرده و زیر پوستِ سیاست را خوب و دقیق میدانست چه جاری و ساری است؛
بهویژگیهای منحصر بهفردش نمی پردازم، تمرکز و تأمل این نوشته پیرامونِ اعتماد او بهمامورانِ استخدامی در بن، سال (۲۰۰۱) و سناریوی معاملهی ننگینِ آنان میپردازم، چهگونه از اعتماد ریسجمهور و صداقتِ سیاسی او سوء استفاده کردهاند؛ آیا ماموران و معاملهگرانِ بن از حضور و زعامتِ وی خسته و دلخور بودهاند؛ یا اینکه در اوج اعتماد اورا قربانی قمارِ احمقانهای ماموریتِِ فردی منافعجویانه و امتیازاتِ نقدی- سیاسی قدرت موقتی«بن» کردهاند؛
استاد ربانی شهید میتوانست کسانی دیگری را در نشستِ بن برگزیند؛ اما بهدلیلِ برخی محاسباتِ دوراندیشانه، ملاحظات و مصلحتهای درونساختاری حکومت خویش، چهرههایکه یکمقدار هویت و جذابیتِ بیرونی داشتند، بهعنوانِ نمایندهگان قابلِ اعتماد، باصلاحیت و صلابتِ حلقهای نزدیک چون «داکتر عبدالله، مارشال فهم و یونس قانونی» بودهاند به آنها صلاحیتِ داد، در ضمن برایشان تأکید کرد، در فرایندِ چانههای سیاسی در چاه و چالهی نیافتید که لغزش سیاسی جبران نمیشود.
آنها وقتی بهسرِ میز مذاکره رفتند، سخنان آن «حاکمِ حکیم» را نهتنها آویزهی گوش و هوش خویش نکردهاند؛ بل وعدههای سرخرمنی خلیلزاد، برخی چهرههای پنهان استخباراتی منطقه و فرامنطقهیی آنان را فریفت و با طرح عبور از ریسجمهور «دور زدن» بدونِ کوچکترین تأمل و عواقیباندیشی، برای بدست آوردن چند پستِ سمبولیک و موقتی بهقولِ استاد شهید «زعامتِ سیاسی را بهماموریت» معاوضه نمودهاند، آنچنان قمار تاریخی زدهاند که هیچ قمار بازی بیباکی تا هنوز به یکچنین حماقتِ بزرگ دست نزده است که یکباره آنچه در بساطِ خویش داشته باشند، آن را قمار بزند و دخل و خرچی برای تداوم بازی آیندهی خود نداشته باشند.
با معاملهی ننگین و شرمآور مثلثِ اهریمی«عبد الله، مارشال فهیم و قانونی»استاد ربانی در وضعیتِ دشواری انجام شده و آزمون تاریخی قرار گرفت. او ناگزیر شد داوری تاریخ زعامتِ خویش در نظر داشته باشد؛ بعد از برگشتِ مامورانِ بن و روندِ انتقالِ قدرت بهکرزی، آنهم به یک آدم کاملاً بادآورده بسیار خونسرد و با آرامشِ کامل ظاهراً قدرت را بهگونهای مسالمتآمیز بهمامور استخباراتی امریکا«کرزی» با لبخندِ که در پشتِ خندههایش هزار درد و درکِ سیاسی پنهان بود انتقال و تحویل داد.
حتا این رویکرد برای عدهی جالب و تأمل برانگیز بود؛ چهگونه استاد ربانی شهید بالبخند، قدرت را تسلیم کرزی کرد؛ بعدها عمق و معنای آن خندهها را احمقهای سیاسی حوزهی ما درک و کشف کردهاند که او چهقدر اهلِ سیاست و شمّ سیاسی بوده است که در پشتِ دوربینهای ناظر دنیا، برای نخستینبار قدرت با رویکردِ کاملا استثنایی بدونِ خونریزی، برخلافِ تجارب تلخ پیشین در کشور قدرت انتقال یافت.
هرچند برخیها نسبت بهسکوت و انعطافپذیری استاد شهید نقدهای وارد کردهاند، عدهی اعتراض نمودهاند، اگر استاد فیصلهی بن را نمیپذیرفت و اعلامیه صادر میکرد، قطعاً آجندای بن بهسرانجام نمیرسید؛ بهنظر میرسد استاد با بازتاب و رسانهیی شدنِ این مساله که در آن روزگار تمامِ رسانههای غرب به نشستِ بن متمرکز بودهاند در یکچنین وضعیتِ دشوار و روحیهی ناسازگاری همگانی نسبت بهحکومتِ مجاهدین دوباره غایله و غوغای برپا میکرد؛ استاد احساس مینمود هر گونه مخالفت و صدور اعلامیهی غیر عقلانی از دل فیصلهی بن، تعفن را نسبت بهگندِ تاریخی ماموران بن بیشتر میکند؛ این معاملهی ننگین، تلهی تزویر مخوف و فاجعهباری بود که باگذشتِ نزدیک به سه دهه، هنوز سایهی سیاه و شومش بر دوش مردم ما سنگینی میکند، ما در تداومِ حماقت و لغزش سیاسی معاملهگران بن، همچنان تحقیر میشویم، ممکن در این بازهی زمانی، تا سالیان درازی جبرانِ آن دشوار بوده باشد. حتا آن معاملهی ننگین تاریخی، شاید سرآغاز فصل “بخارایی” نابودی هویت و ارزشهای تاریخی ما بوده باشد که عملاً با دست و اقدامِ مثلثِ اهریمی مامورانِ بن رقم خورده است.
جدا از آجندای جامعهای جهانی، سه مامور ناقابل با خیانتِ نابخشودنی تمام ارزشهای تاریخی- هویتی مارا بهخاطرِ ماموریتهای کوچک و نمادین بهرقبای استراتژیک، مصادره نمودهاند، ضربهای مهلک و فراموش ناشدنی مثلثِ اهریمنی- خودی سرآغاز زوال، شکستِ فرسایشی، عاملِ تحقیر تاریخی امروز است.


