RASCRASC
  • صفحه نخست
  • رویدادهای خبری
    • افغانستان
    • جهان
    • علمی
    • ورزش
    • گزارش ها
  • مقاله های تحلیلی
    • اندیشه
    • ادبیات
    • سیاسی
    • اقتصاد
    • جامعه
    • تاریخ
    • فرهنگ و هنر
  • بررسی و پژوهش‌های علمی
    • مطالعات صلح
    • مطالعات امنیت
    • مطالعات توسعه
    • مطالعات تاریخ
    • مطالعات فرهنگ و ادب
    • مطالعات جامعه‌شناسی
    • مطالعات فلسفه
    • مطالعات سیاست
    • مطالعات روان‌شناسی
    • مطالعات حقوق
    • مطالعات اقتصاد
    • مطالعات زنان
    • مطالعات رسانه
    • مطالعات دینی
  • عیاران
  • دیدگاه راسک
  • درباره ما
  • فارسی
    • العربية
    • English
    • Français
    • Deutsch
    • پښتو
    • فارسی
    • Русский
    • Español
    • Тоҷикӣ
    • Türkçe
RASCRASC
  • صفحه نخست
  • رویدادهای خبری
    • افغانستان
    • جهان
    • علمی
    • ورزش
    • گزارش ها
  • مقاله های تحلیلی
    • اندیشه
    • ادبیات
    • سیاسی
    • اقتصاد
    • جامعه
    • تاریخ
    • فرهنگ و هنر
  • بررسی و پژوهش‌های علمی
    • مطالعات صلح
    • مطالعات امنیت
    • مطالعات توسعه
    • مطالعات تاریخ
    • مطالعات فرهنگ و ادب
    • مطالعات جامعه‌شناسی
    • مطالعات فلسفه
    • مطالعات سیاست
    • مطالعات روان‌شناسی
    • مطالعات حقوق
    • مطالعات اقتصاد
    • مطالعات زنان
    • مطالعات رسانه
    • مطالعات دینی
  • عیاران
  • دیدگاه راسک
  • درباره ما
Follow US
.RASC. All Rights Reserved ©
اخبار

اصرار بر توجیه اشتباه؛ خود اشتباهی بزرگ است

Published ۱۴۰۴/۰۷/۰۳
SHARE

اما پرسش بنیادین این است: آیا طالبان واقعاً نیروی آزادی‌بخش‌اند؟
بیایید ابتدا تعریف روشنی از «نیروی آزادی‌بخش» داشته باشیم: نیروی آزادی‌بخش، جنبشی مردمی و خودجوش است که برای بازپس‌گیری کیان از دست‌رفته‌ی سرزمین خود، با ابزارهای مدنی، سیاسی، فرهنگی و نظامی به مقاومت برمی‌خیزد. چنین نیرویی برخاسته از وجدان جمعی ملت است؛ نه محصول اتاق‌های فکر استخباراتی.
طالبان چگونه ظهور کردند؟
پس از سقوط حکومت سامانیان تاجیک تبار در سال ۹۹۹ میلادی، نزدیک به یک هزار سال، هیچ تاجیکی در جغرافیای سنتی و بومی تاجیکان در رأس اقتدار نبود. تاجیکان با پیشینه‌ای درخشان، همواره تهدیدی برای منافع بازیگران بزرگ تلقی می‌شدند. از همین رو، حذف هویتی آنان در دستور کار این بازیگران بزرگ قرار گرفت: تغییر نام خراسان به افغانستان، تغییر نام زبان فارسی به تاجیکی در فرارود (۱۹۲۴) و سپس به دری در افغانستان (۱۳۴۳) همه در راستای تضعیف هویت تاجیکان بود.
با آغاز جهاد، برای نخستین‌بار منافع تاجیکان با منافع قدرت نوظهور جهان، یعنی آمریکا، هم‌ سو شد. شخصیت‌هایی چون استاد برهان‌الدین ربانی و احمد شاه مسعود، با بهره‌گیری از این فرصت، معادله قدرت را برهم زدند و تاجیکان را از حاشیه به متن بازی آوردند. اما غرب؛ به‌ویژه انگلیس که تاجیکان را حافظان منافع روسیه می‌دانست؛ اجازه دوام این اقتدار را نداد.
پس از شکست شوروی، آمریکا مدیریت افغانستان را به انگلیس و پاکستان واگذار کرد. انگلیس، با نگاه تاریخی خود، پشتون‌ها را حافظ منافع خود و جهان غرب می‌دانست. ابتدا تلاش کرد استاد ربانی را قانع کند تا قدرت را به یک پشتون واگذار کند؛ اما با مخالفت استاد، به حکمتیار اجازه داد کابل را موشک‌باران کند. سه سال موشک‌باران کابل و کشتن هزاران تن مردم بیگناه این شهر، نتیجه نداد. در نتیجه، در تفاهمی سه‌جانبه میان انگلیس، عربستان و پاکستان، طالبان، نیرویی پشتون‌تبار که از دید مذهبی و وابسته به جریان وهابیت عربستان بودند، در سال ۱۹۹۴ در سپین‌بولدک کندهار ظهور کردند و ظرف دو سال به دروازه‌های کابل رسیدند.
هدف‌شان روشن بود: سرنگونی حکومت اسلامی و قانونی تاجیک‌تباران در کابل.
حال پرسش اینجاست: چگونه می‌توان نیرویی را که با طراحی استخبارات انگلیس، حمایت مالی عربستان و مدیریت پاکستان برای حذف اقتدار تاجیکان به‌وجود آمد، نیروی «آزادی‌بخش» نامید؟
اگر طالبان نیروی آزادی‌بخش‌اند؛ پس باید جنگ‌شان علیه حکومت استاد ربانی را مشروع دانست. در این صورت، جناب آقای پدرام که در آن زمان مسئول فرهنگی جبهه مقاومت ملی تحت رهبری شاد روان احمد شاه مسعود بودند، باید از مقاومت خود علیه طالبان پوزش بخواهد؛ چون مقاومت‌شان در برابر «نیروی آزادی‌بخش» بوده و ناروا.
چگونه ممکن است نیرویی که توسط بدنام‌ترین سازمان‌های استخباراتی جهان، انگلیس ساخته شده، آزادی‌بخش باشد؟
چگونه ممکن است قاتلان احمد شاه مسعود، شیر دره پنجشیر، آزادی‌بخش خوانده شوند؟
چگونه ممکن است قاتلان استاد ربانی، آن پیر فرزانه خراسانی، آزادی‌بخش باشند؟
چگونه ممکن است نیروهایی که دوصد هزار افسر و سرباز را در بیست سال گذشته قتل‌عام کردند، آزادی‌بخش باشند؟
چگونه ممکن است گروهی که با هماهنگی آمریکا بر افغانستان حاکم شدند، آزادی‌بخش باشند؟
چگونه ممکن است نیروهایی که با دریافت هفته‌ای ۸۰ میلیون دالر از آمریکا دوام آوردند، آزادی‌بخش باشند؟
چگونه ممکن است دشمنان زبان و تمدن فارسی، آزادی‌بخش باشند؟
لذا، دانستن طالبان به عنوان نیروی آزادی بخش، جفا و بی حرمتی بزرگیست بر خون پاک هزارتن جوانان تاجیک که سال ها در برابر آنان مقاومت کردند و جام شهادت نوشیدند!
طالبان نه‌تنها نیروی آزادی‌بخش نیستند؛ بلکه آزادی‌کش‌اند.
نیروهایی که با تمام تمدن بشری، با اقوام غیرپشتون، با زنان، دانشگاه‌ها، مکاتب، منطقه، جهان و انسانیت دشمنی دارند، نمی‌توانند آزادی‌بخش باشند.
لطفاً بیش از این بر شعور سیاسی و اجتماعی جامعه تاجیک نیشخند نزنید. زبان سازمان‌های منطقه‌ای و ترویج کننده اصطلاحات تحریف‌شده نشوید.
طالبان را در دشمنی با جهان فارسی؛ به‌ویژه جامعه تاجیک افغانستان، باید از جنس نیروهای اشغال‌گر؛ چون چنگیز و هلاکوخان مغول دانست؛ نه کم، نه بیش.
اولیا جلالی، پژوهشگر علوم سیاسی

Rostapoor ۱۴۰۴/۰۷/۰۳

ما را دنبال کنید

Facebook Like
Twitter Follow
Instagram Follow
Youtube Subscribe
مطالب مرتبط
افغانستانجهان

رییس اتاق بازرگانی ایران: اگر امروز اقدام نکنیم، بازار افغانستان را از دست خواهیم داد

RASC RASC ۱۴۰۴/۰۹/۰۸
شکایت تاجران استان کابل از افزایش کرایه دکان‌ها توسط گروه طالبان
به قتل‌رسیدن یک مرد ۶۵ ساله در استان پروان
گروه طالبان از زندانی بودن ۲۵ شهروند خارجی در زندان‌های این گروه خبر دادند
حمله‌ی مسلحانه به خانه‌ی در هلمند سه کشته برجای گذاشت
- تبلیغات -
Ad imageAd image
فارسی | پښتو | العربية | English | Deutsch | Français | Español | Русский | Тоҷикӣ

مارا دنبال کنید

.RASC. All Rights Reserved ©

Removed from reading list

Undo
به نسخه موبایل بروید
خوش آمدید

ورود به حساب

Lost your password?