خبرگزاری راسک: ریاست اطلاعات و فرهنگ طالبان در بامیان، حدود ۸۰۰ تن از باشندگان این استان را تحت یک آزمون گسترده درباره فرمانهای هبتالله آخندزاده، رهبر ایین گروه، قرار داده است.
این آزمون که تحت عنوان «مسابقه کتابخوانی» برگزار شده، مقامهای طالبان ادعا کرده اند که هدف از برگزاری آن، «فرهنگسازی و آگاهیدهی از قوانین اسلامی» و آموزش فرمانهای رهبر این گروه برای جوانان بوده است.
مصطفی صالح، رئیس اطلاعات و فرهنگ طالبان در بامیان، در مراسمی بر ضرورت مطالعه و آگاهی از قوانین اسلامی و فرمانهای هبتالله آخندزاده تأکید کرده و مدعی شده که در دو دهه گذشته بسیاری از قوانین اسلامی در افغانستان نادیده گرفته شده و «رسم و عنعنات ناپسند» جای آن را گرفته است.
این مقام طالبان اعلام کرده که برای ۲۶ تن از شرکتکنندگان برتر این آزمون جوایزی نیز اهدا شده است. بر اساس خبرنامهی وزارت اطلاعات و فرهنگ طالبان که روز پنجشنبه، سوم میزان، منتشر شده، این گروه پیش از این نیز بارها امتحانات مذهبی را برای شهروندان و کارمندان ادارههای محلی در سایر استانها برگزار کرده است.
با این حال فعالان مدنی به این باور اند که برگزاری آزمون مذهبی توسط طالبان در بامیان، با عنوان «مسابقه کتابخوانی» و با محوریت فرمانهای هبتالله آخندزاده، نمونهای روشن از تلاش این گروه برای تحمیل کنترل ایدئولوژیک بر جامعه است. این اقدام، نه تنها به جای ارتقای سطح فرهنگی یا آموزشی شهروندان، ابزاری برای تثبیت دیدگاههای محدود و رسمی طالبان به شمار میرود، بلکه نشاندهنده نگرانی این گروه از هرگونه تفکر مستقل و نقد اجتماعی است.
به باور فعالان فرهنگی، برگزاری چنین امتحانهایی برای هزاران شهروند، به ویژه در شرایطی که افغانستان با فقر گسترده، بیکاری و محرومیتهای اجتماعی دستوپنجه نرم میکند، به نوعی هدر دادن انرژی و منابع انسانی است و میتواند فشار روانی و اجتماعی بیشتری بر جامعه وارد کند.
آگاهان امور تاکید میکنند که تمرکز بر قوانین مذهبی و فرمانهای شخصی رهبر طالبان، به ویژه با محتوای ایدئولوژیک و گاه نادرست تاریخی، نشان میدهد که این گروه بیش از هر چیز به تثبیت قدرت و کنترل ذهنی افراد اهمیت میدهد، نه آموزش یا توسعه واقعی فرهنگی و علمی.
فعالان اجتماعی نیز به این باور اند که چنین اقدامهای، در کنار آموزشهای اجباری «سیرتالنبی» و آزمونهای مذهبی مشابه در دیگر سایر استانها، نگرانیها درباره محدود کردن آزادی اندیشه، دسترسی به دانش واقعی و امکان نقد ساختاری را افزایش میدهد. چنین رویکردی، جامعه را از مسیر توسعه و آگاهی شهروندی دور کرده و تمرکز بر مفاهیم اجباری و ایدئولوژیک، پیامدهای بلندمدتی بر رشد اجتماعی و فرهنگی افغانستان خواهد داشت.


