خبرگزاری راسک: در روزهای اخیر که اظهارات دونالد تارمپ مبنی بر واپس گیری پایگاه هوایی بگرام به سرخط رسانههای بینالمللی و محور محافل سیاسی تبدیل شده است، چین و ایران بیشتر بر طبل منافع و استقلال افغانستان به ظاهر مینوازند. اما آگاهان امور سیاسی به این باور اند که تعاملات دیپلماتیک چین و ایران با طالبان بیش از آنکه بازتابدهنده دغدغه واقعی برای استقلال و ثبات افغانستان باشد، نشاندهنده نگرانی این کشورها درباره منافع اقتصادی و استراتژیک خود است.
در تازه ترین مورد، لیو جینسونگ، رئیس بخش آسیایی وزارت خارجه چین، در دیدار با بلال کریمی، سفیر طالبان در پکن، بر احترام ظاهری به «استقلال و تمامیت ارضی افغانستان» تأکید کرده و روابط طولانیمدت دو کشور را نمونه همکاری مسالمتآمیز دانسته است. منابع آگاه اما فاش کرده اند که محور اصلی این دیدار، حفظ و گسترش پروژههای اقتصادی چین در افغانستان، از جمله استخراج معادن و سرمایهگذاری در زیرساختها بوده است.
همزمان، عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، در نشست مشترک با مقامهای روسیه، چین و پاکستان، نسبت به هرگونه بازگشت نظامی خارجی به افغانستان هشدار داده و آن را تهدیدی برای ثبات افغانستان، منطقه و منافع اقتصادی ایران توصیف کرده است.
تجربه تاریخی نشان میدهد که ایران در چهار دهه گذشته نقش مستقیم و مؤثری در جنگها و بحرانهای افغانستان داشته و کمتر از پاکستان در دسیسهها و نفوذ در امور داخلی این کشور کوتاهی نکرده است.
آگاهان سیاسی معتقدند که مواضع رسمی چین و ایران بیش از آنکه بیانگر نگرانی واقعی برای مردم افغانستان باشد، بیشتر در راستای حفاظت از «پروژهها، قراردادهای اقتصادی و منابع طبیعی» است. تحلیلگران تاکید میکنند که این کشورها همچنین حضور امریکا در افغانستان را رقیبی تهدیدآمیز میدانند که میتواند نفوذ اقتصادی و ژئوپولیتیک آنها را محدود کند.
از این منظر، تعاملات دیپلماتیک اخیر با طالبان، از جمله دیدارهای مقامهای چین و ایران، در اصل تلاشی برای تثبیت نفوذ اقتصادی، سیاسی و استراتژیک این کشورها در افغانستان و مهار رقبای منطقهای و فرامنطقهای است.
این واقعیت نشان میدهد که شعار رسمی حمایت از استقلال و ثبات افغانستان، در عمل پوششی است برای تأمین منافع اقتصادی و ژئوپولیتیک و دغدغه واقعی مردم و توسعه پایدار کشور در اولویت چندانی قرار ندارد.
در مجموع، رویکرد چین و ایران نمونهای از «منافع استراتژیک ماسکزده با شعار حمایت از حاکمیت افغانستان» است؛ جایی که رقابت با امریکا و حفظ دسترسی به منابع و پروژهها، محور اصلی سیاست خارجی آنها در قبال افغانستان محسوب میشود.


