خبرگزاری راسک: در نشستی که ملا هبتالله آخندزاده، رهبر طالبان، با استاندارها و مسوولان طالبان برای شهرستانهای افغانستان، در قندهار برگزار کرد، او ضمن تاکید بر اختیار تام خود در تعیین و برکناری مقامهای این گروه، نکات متعددی درباره نحوه مدیریت کشور و اصول حکومتداری ارائه کرده است. ذبیحالله مجاهد، سخنگوی طالبان روز سهشنبه، ۱۵ میزان، در بیانیهای نوشته است که ملاهبتالله، مقامهای طالبان را به رعایت امانتداری و وفاداری به نظام فراخوانده و تاکید کرده است: «اگر به کسی وظیفه یا مقامی دادم، این یک امانت است و اگر آن را بازپس گرفتم، این هم حق من است.»
به نقل از بیانیهای سخنگوی طالبان، آخندزاده همچنان از مسوولان خواسته وظایف سنگینی را به جوانان واگذار نکنند که توانایی اجرای آن را ندارند؛ این سخن، با وجود ظاهر منطقی، به نوعی تمرکز قدرت در دست رهبر طالبان را نشان میدهد و احتمال عدم پاسخگویی مقامهای محلی را نیز افزایش میدهد. تمرکز چنین اختیاری در دست یک فرد، میتواند مدیریت کشور را از شفافیت دور کرده و امکان سوءاستفاده از قدرت را افزایش دهد.
رهبر طالبان در بخش دیگری از سخنان خود به تاریخ جهاد در افغانستان اشاره کرد و گفته: «جهادهای بسیاری انجام شد، اما چون نیتها درست نبود، افغانستان به خاک و خون کشیده شد.» او جنگهای گذشته را نتیجه منازعات قدرت و دستهبندیهای داخلی خوانده و جنگ طالبان را «جهاد واقعی» توصیف کرده است.. هلاهبتالله مدعی شده که «مردم به دلیل تطبیق شریعت و حکومت دینی، پشتوانه مشروعیت حکومت طالبان هستند.» از منظر تحلیل انتقادی، این دیدگاه میتواند تلاشی برای مشروعیتبخشی به حکومت طالبان باشد، در حالی که بسیاری از گروهها و مردم افغانستان این مفهوم از جهاد و مشروعیت را به چالش میکشند. از سویی دیگر به اساس گزارشها قریب به اکثریت مطلق شهروندان افغانستان هیچ همسویی بین خود و طالبان نمیبینند و خود را اسیر این گروه در داخل افغانستان میپندارند. طالبان در چهارسال گذشته به هیچ از خواستها و مطالبات مشروع شهروندان افغانستان که مهمترین آن رفع ممنوعیت آموزش و تحصیل دختران است، تمکن نکرده و با زور و فشار بر مردم حاکمیت میکند.
آخندزاده همچنین بر مشورت با علمای دین و اجرای فتوای آنها در امور حکومتی تأکید کرده وبه اساس بیاینیه سخنگوی طالبان، هبتالله گفته: «علما گرانترین و بهترین انسانها نزد خدا هستند.» در عمل، این موضع احتمال تضعیف نهادهای مدنی و حقوقی مستقل را افزایش میدهد و حکمرانی را بیش از پیش به اصول مذهبی محدود میکند که میتواند حقوق زنان، اگروههای قومی- مذهبی و آزادی بیان را محدود سازد.
رهبر طالبان ضمن تاکید بر اطاعت مقامها از او و اعتماد متقابل میان همکاران، پذیرش هدیه و تحفه توسط مسوولان را منع کرده و آن را معادل رشوه دانسته است. این اقدام نشاندهنده تلاش برای جلوگیری از فساد مالی رسمی است، اما با توجه به فقدان سازوکارهای شفاف نظارتی، اجرای این دستور ممکن است محدود باقی بماند؛ از سویی هم بر بنیاد گزارشها در حال حاضر فساد و رشوه ستانی در ادارههای طالبان به ویژه در دستگاه عدلی و قضایی این گروه به یک تجارت بر منفعت تبدیل شده است.
به طور کلی، سخنان هبتالله آخندزاده تصویری از حکومتی متمرکز و مبتنی بر اصول دینی ارائه میدهد که تمرکز قدرت در دست رهبر، محدودیت نهادهای مستقل و تاکید بر اطاعت و وفاداری، میتواند موجب تضعیف پاسخگویی و افزایش کنترل اجتماعی شود، در حالی که وعدههای امانتداری و جلوگیری از فساد، بیشتر جنبه نمایشی و ایدئولوژیک دارند نه ضمین واقعی شفافیت.


